پولس و تحریف مسیحیت

سؤال 8

پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟-9

بولس به اين الاهيات مردم پسند و تسلي بخش پاره‌اي مفاهيم عرفاني مي‌افزود كه قبلا بر اثر كتاب حكمت و فلسفه ي فيلن جاري و ساري بود.

 بولس مي‌گفت «مسيح حكمت خدا است،» «نخستزاده ي تمامي آفريدگان است»، «او قبل از همه است، و در وي همه چيز قيام دارد … به وساطت او هر چيز» آفريده شده است. او مسيح يهود نيست كه اسرائيل را از زنجيرهايش مي‌رهاند. او لوگوس (كلمه) است كه مرگش همه ي مردم را نجات مي‌دهد. بولس با اين تفسيرها مي‌توانست زندگي واقعي و سخنان عيسي را، كه مستقيماً با آنها آشنا نشده بود،‌ ناديده گيرد، و خود را با حواريون بلافصل، كه در مكاشفه ي مابعدالطبيعه با او همسري نمي‌توانستند كرد، برپايه ي برابري قرار دهد. او مي‌توانست به زندگي مسيح، و به زندگي انسان، نقشهايي عالي در نمايشي باشكوه، كه تمام نفوس و سراسر ابديت را در بر مي‌گرفت، بدهد. به علاوه مي‌توانست به پرسشهاي تصديع آور كساني پاسخ گويد كه مي‌پرسيدند، چرا مسيح، اگر جنبه ي الاهي داشت، تحمل كرد كه او را بكشند، مرده بود تا دنيايي را كه بر اثر گناه آدم تسليم شيطان شده بود رهايي بخشد؛ لازم بود بميرد تا پيوندهاي مرگ را در هم شكند و درهاي آسمان را به روي كساني كه مشمول رحمت الاهي مي‌شوند بگشايد.

 

ادامه نوشته

پولس و تحریف مسیحیت

سؤال 8

پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟-8

با فرستادن نامه‌هاي طولاني و محبت آميز به جماعتهاي دور دست، تا اندازه‌اي تسلي خاطر پيدا كرد. ده سال بود كه چنين رساله‌هايي مي‌نوشت. مسلماً به مراتب بيش از آنچه به نام او براي ما باقي مانده نگاشته است. اين نامه‌ها مستقيماً به قلم خود او نبود. آنها را به ديگران املا مي‌كرد و غالباً، بعد از تحرير، با خط ناشي خودش مطالبي به آنها مي‌افزود. ظاهراً آنها را حك و اصلاح نمي‌كرد، بلكه همانگونه كه تراوش كرده بودند يعني غريزي، با تكرارها، ابهامها و نواقص دستوري مي‌گذاشت. با اينهمه، عمق و صداقت و احساسات، اخلاص پرشور نسبت به يك هدف بزرگ، و كثرت گفتارهاي نغز و به ياد ماندني آنها را به صورت نيرومندترين و شيواترين نامه‌هاي ادبيات جهان درآورده‌اند. حتي سخن سيسرون در قياس با اين ايمان پرشور گيرايي چنداني ندارد. اين نامه‌ها مملو از سخنان عاشقانه، از سوي كسي كه به كليساهايش به ديده ي فرزندان حقيقي تحت حمايت خود مي‌نگريست؛ حملات شديد به دشمنان بيشمار، سرزنش گنهكاران، مرتدان، نفاق افكنان و آشوبگران؛ و در همه جا ترغيبهاي پر از مهر و محبت است:

شاكر باشيد. كلام مسيح در شما به دولتمندي و به كمال حكمت ساكن بشود و يكديگر را تعليم و نصيحت كنيد به مزامير و تسبيحات و سرودهاي روحاني؛ و با فيض در دلهاي خود خدا را بسراييد.

در آنها جملات پر مغز يافت مي‌شود كه همه ي  مسيحيان آنها را ذكر مي‌كنند و گرامي مي‌دارند: «حرف مي‌كشد، ليكن روح زنده مي‌كند»؛ «معاشرات بد، اخلاق حسنه را فاسد مي‌سازد»، «هر چيز براي پاكان پاك است»؛ «طمع ريشه ي همه ي بديهاست». بولس از اعتراف صادقانه به معايب خود، حتي از اعتراف به رفتار زرق سياست مآبانه ي خود رويگردان نيست:

خود را غلام همه گردانيدم تا بسياري را سود برم. و يهود را يهود گشتم تا يهود را سود برم … و بيشريعتان را چون بيشريعتان شدم. … چنانكه من نيز در هر كاري همه را خوش مي‌سازم و نفع خود را طالب نيستم بلكه نفع بسياري را تا نجات يابند. اما همه كار را به جهت اهل انجيل مي‌كنم تا در آن شريك گردم.

اين رساله‌ها حفظ شد و غالباً در حضور مردم، در ميان جماعاتي كه خطاب به آنان بود، خوانده مي‌شد. در پايان قرن اول، بسياري از آنها خيلي رواج يافته بود. كلمنس رومي در سال 97 و ايگناتيوس و پولوكارپوس اندكي بعد به آنها اشاره مي‌كنند.

 اين رساله‌ها بتدريج جزو دقيق‌ترين قسمتهاي الاهيات كليسا مي‌گردد.

 بولس، بر اثر بدبيني و پشيماني خودش، و همچنين بر اثر ديدگاه دگرگون شده‌اش از مسيح، و شايد تحت تأثير نظرات افلاطوني و رواقي درباره ي ماده و جسم به عنوان آلات شر، و احتمالا با يادآوري آداب و رسوم يهوديان و مشركان در مورد قرباني كردن يك «بز طليغه» براي كفاره ي گناهان قوم،‌ الاهياتي به وجود آورد كه در سخنان مسيح چيزي، جز نكات مبهم، از آن نمي‌توان يافت: «هر انساني كه از زن به دنيا بيايد وارث گناه آدم است و از نفرين ابدي جز به وسيله ي مرگ پسر خدا كه كفاره ي گناه است نمي‌تواند نجات يابد.» چنين مفهومي براي مشركان قابل قبولتر از يهوديان بود.

مردم مصر، آسياي صغير، و يونان از ديرزماني به خداياني، مانند اوزيريس و آتيس و ديونوسوس كه به خاطر نجات بشر مرده بودند اعتقاد داشتند. عنوانهايي از قبيل: سوتر (منجي) و الئوتريوس (رهاننده) به اين خدايان اطلاق شده بود. واژه ي كوريوس (خداوندگار) كه بولس به مسيح اطلاق مي‌كند، همان عنواني بود كه كيشهاي سوريه و يونان به ديونوسوس كه مي‌مرد و رستگاري را عملي مي‌ساخت داده بودند.

 غير يهوديان انطاكيه و شهرهاي ديگر كه هرگز عيسي را در حياتش نشناخته بودند، نمي‌توانستند او را جز به شيوه ي خدايان منجي بپذيرند. بولس مي‌گفت: «همانا به شما سري مي‌گويم.»

پولس و تحریف مسیحیت

سؤال 8

پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟-7

رهبران كليساي مادر «استقبالي صميمانه» از او كردند (به سال 57)؛ ولي به طور خصوصي گوشزدي به او كردند:

اي برادر، آگاه هستي كه چند هزارها از يهوديان ايمان آورده‌اند و جميعاً در شريعت غيورند. و درباره ي تو شنيده‌اند كه همه ي يهودياني را كه در ميان امتها مي‌باشند، تعليم مي‌دهي كه از موسي انحراف نمايند و مي‌گويي نبايد اولاد خود را مختون ساخت و به سنن رفتار نمود … خواهند شنيد كه تو آمده‌اي. پس آنچه به تو گوييم به عمل آور. چهار مرد نزد ما هستند كه بر ايشان نذري هست. پس ايشان را برداشته خود را با ايشان تطهير نما و خرج ايشان را بده … تا همه بدانند كه آنچه درباره ي ‌تو شنيده‌اند اصلي ندارد، بلكه خود در محافظت شريعت سلوك مي‌نمايي.

بولس اين اندرز را با حسن نظر قبول كرد و رسوم تطهير را انجام داد. ولي هنگامي كه بعضي از يهوديان او را در هيكل ديدند، عليه او فرياد زدند: «اين آن مردي است كه همه جا عليه قوم ما و شريعت تعليم مي‌دهد.» جمعيت گريبان او را گرفتند و از هيكل بيرونش كشيدند و «مي‌رفتند او را بكشند.» كه جوخه‌اي از سربازان رومي او را از چنگشان به درآوردند و بازداشتش كردند. بولس رو به جمعيت آغاز سخن كرد و ايمان خود را به آيين يهود و به مسيحيت اعلام داشت. آنها اعدام او را خواستند. افسر رومي فرمان داد تازيانه‌اش بزنند، ولي هنگامي كه اطلاع يافت كه بولس داراي عنوان شهروندي رومي است، از اين امر صرفنظر كرد. فرداي آن روز زنداني را به پيشگاه سنهدرين آورد. بولس در برابر اين مجمع سخن گفت، خود را فريسي اعلام داشت و موفق شد تا حدي حس پشتيباني آنان را برانگيزد، ولي دشمنان برآشفته‌اش دوباره در صدد آزار او برآمدند و افسر رومي او را به زندان برگردانيد. همان شب يكي از برادرزادگان بولس به افسر مزبور اطلاع داد كه چهل تن از يهوديان عهد كرده‌اند كه تا اين زنداني را نكشند چيزي نخورند و چيزي نياشامند. افسر هم چون ترسيد كه اغتشاشي رخ دهد و موقعيتش به خطر افتد شبانه بولس را نزد فليكس پروكوراتور، به قيصريه فرستاد.

پنج روز بعد خاخام بزرگ و چند تن از پيش كسوتان، شخصاً بدانجا آمدند تا بولس را متهم سازند كه: «طاعوني است بر هم زننده ي آرامش در ميان يهوديان سراسر جهان.» بولس اعتراف كرد كه كيش جديدي را ترويج مي‌كند، اما افزود: «به همه ي  آنچه در شريعت تعليم داده شده است معتقدم.» فليكس اتهام زنندگان را روانه كرد ولي بولس را دو سال به حالت توقيف در خانه نگهداشت (58 ـ 60)، ولي دوستانش مي‌توانستند از او ديدن كنند. شايد پروكوراتور اميدوار بود كه رشوه ي هنگفتي بگيرد.

ادامه نوشته

پولس و تحریف مسیحیت

سؤال 8

پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟-6

اين كوشش دليرانه‌اي بود براي سازش دادن مسيحيت و فلسفه يونان. مع هذا فقط روي عده بسيار كمي از شنوندگان اثر گذاشت. آتنيها بيش از آن به انديشه‌هاي گوناگون گوش سپرده بودند كه ديگر شوقي براي انديشه‌هاي تازه داشته باشند. بولس نوميدانه شهر را ترك گفت و به كورنت رفت. رونق تجارت جماعت مهمي از يهود را در آنجا گرد آورده بود. هجده ماه در آنجا ماند (51ـ52‌)، از خيمه دوزي ارتزاق كرد، و هر روز سبت در كنيسه به موعظه پرداخت. رئيس اين كنيسه به مسيحيت گرويد، و به دنبال او تعداد گروندگان چندان شد كه يهوديان وحشتزده بولس را در پيشگاه گاليو، فرماندار رومي، متهم ساختند كه: «اين شخص مردم را اغوا مي‌كند كه خدا را به شيوه‌اي خلاف شريعت عبادت كنند.» گاليو به آنان پاسخ داد: «چون مسئله‌اي است درباره سخنان و نامها و شريعت شما پس خود بفهميد؛ من در چنين امور نمي‌خواهم داوري كنم.» و آنان را روانه كرد. دو فرقه دست به گريبان شدند، «ولي غاليون (گاليو) را از اين امور هيچ پروا نبود.» بولس «بشارت» خود را به غير يهوديان كورنت عرضه كرد و چند تني از آنان را به كيش نوين درآورد. مسيحيت ممكن است به نظر آنان نسخه ي بدل قابل قبول اعتقاد به اسرار بوده باشد كه در آنها غالباً از نجات دهندگان زنده شده سخن مي‌رفت. شايد آنان با پذيرش مسيحيت آن را با عقايد خود همانند كردند، و بولس را به تفسيري از مسحيت با مضامين مأنوس با روحيه ي يوناني رهنمون شدند.

بولس از كورنت به اورشليم رفت (سال 53) تا «به كليسا درود بفرستد.» ولي اندكي پس از آن عازم سومين سفر تبليغي خويش شد،‌ از جماعات مسيحي در انطاكيه و آسياي صغير بازديد كرد، و آنها را با حرارت و اطمينان خود دلگرم ساخت. دو سال را در افسوس گذرانيد، و در آنجا «چنان معجزات شگرفي كرد» كه بسياري او را معجزه كار مي‌دانستند، و با گذاشنتن قطعاتي از زير جامه‌هاي بولس روي بيماران شفا مي‌جستند. كسب سازندگان تمثالهايي كه عابدان مشرك به معبد آرتميس وقف مي‌كردند، كساد شد. شايد بولس در آنجا نيز، مانند آتن، بت‌پرستي را محكوم كرده بود. مردي به نام دمتريوس كه مدلهاي نقره‌اي كوچكي از اين معبد بزرگ براي زوار زاهد مي‌ساخت، عليه بولس و كيش نوين اعتراضي سازمان داد، و جمعيتي از يونانيان را به تماشاخانه آورد كه مدت دو ساعت در آنجا فرياد مي زدند: «بزرگ است آرتميس افسوسيها!» يكي از كارمندان محلي جمعيت را پراكنده ساخت، ولي بولس حزم را افضل بر رزم دانست و عزم مقدونيه كرد.

چند ماه را به خوشي با جماعات كوچكي كه در فيليپي، تسالونيكا، و بيريه تأسيس كرده بود گذرانيد. چون آگهي يافت كه نفاقها و بحرانهايي ناشي از فساد اخلاق كليساي كورنت را مغشوش كرده است، نه تنها اين كليسا را در چندين رساله تشنيع كرد، بلكه شخصاً به آنجا رفت (سال 56) تا با عيبجويان خويش روياروي شود. اينان او را متهم كرده بودند كه از موعظه‌اش استفاده ي مادي مي‌برد؛ به مكاشفه‌هاي او مي‌خنديدند، و دوباره خواستار آن بودند كه تمام مسيحيان مطيع كامل شريعت يهود گردند. بولس به جماعت غوغاگر خاطر نشان ساخت كه همه جا معيشت خود را با كار دستي تأمين مي‌كند. اما در مورد استفاده مادي،‌ چه رنجها كه بر اثر انجام رسالتهاي خود نكشيده است؟ هشت بار تازيانه خوردن، يك بار سنگسار شدن، سه بار غرق شدن كشتي، و هزار خطر از دزدها و ميهن پرستان دو آتشه و رودخانه‌ها. در ميان همه ي اين عذابها اطلاع يافت كه «فرقه ي ختنه» آشكارا موافقتنامه منعقد در اورشليم را نقض كرده به غلاطيه رفته‌اند و از همه ي گرويدگان رعايت كامل شريعت يهود را خواستار شده‌اند. *

 

پس از اين جريان, پولس نظريه خود را به اين شكل آشكار كرد:

 "به خوبي مي دانيم كه انسان با اجراي احكام شريعت, هرگز در نظر خدا پاك و بي گناه به حساب نخواهد آمد, بلكه فقط با ايمان به عيسي مسيح, پاك و بي گناه محسوب خواهد شد. بنابراين, ما نيز به عيسي مسيح ايمان آورديم تا از اين راه مورد قبول خدا واقع شويم, نه از راه انجام شريعت يهود.  زيرا هيچ كس هرگز با حفظ احكام شريعت, نجات ورستگاري نخواهد يافت. غلاطيان 2 : 16 "

مقصود پولس از اين سخنان, هرگز آن نبود كه ايمان و عمل, دو بال پرواز انسان  به ملكوت و سبب نجات اويند؛ بلكه مي گفت: "همچنين, كساني كه مي خواهند بوسيله اجراي دستورهاي شريعت نجات يابند, زير لعنت خدا قرار دارند. غلاطيان 3 : 10 " او ادامه مي دهد: "اما مسيح, لعنتي را كه در اثر گناهان ما بوجود آمده بود, برخود گرفت و ما را از هلاكتي كه اين روش "شريعت" پديد آورده بود, رهايي بخشيد, روشي كه انجامش غير ممكن بود. غلاطيان 3 : 10 "

پولس مي افزايد: اگر چه خداوند, شريعت را فرستاده, اما در اين ميان, فرشتگان, واسطه ارسال شريعت به انسانها بوده اند و همين امر دليل سستي و ضعف آن به شمار مي رود. او گرچه شريعت را امري پاك و مقدس مي داند روميان 7 : 12-14؛ اما با اين حال مي گويد:

اين شريعت بود كه ما را به گناهان و بديها آشنا كرد. به عنوان مثال اگر در احكام و شريعت گفته نشده بود كه "نبايد در قلب خود خواهشهاي ناپاك داشته باشيد" , من هيچگاه به وجود چنين خواهشهايي در خود پي نمي بردم.

و اكنون شريعت, ضعيف تر از آن است كه بتواند, انساني را كه مانند يك برده به گناه  خود فروخته شده, نجات دهد. بنابراين, شريعت, نه تنها سبب رهايي انسان از گناه  و بدي نمي گردد, بلكه او را هر چه بيشتر دركام آن فرو برده و در معرض لعنت قرار مي دهد.

 

پولس, شريعت زدايي را تا آنجا ادامه مي دهد كه مي گويد: "احكام الهي همچون الهه اي بود كه از ما مراقبت مي كرد تا زماني  كه مسيح بيايد و ما را از راه ايمان, مقبول خدا سازد. غلاطيان 3 : 24 " شريعت با احكام خود, ما را با نيكي روبرو مي كرد, اما به دليل گناه ذاتي, نمي توانستيم آنرا انجام دهيم؛ همه اميد ما به آمدن مسيح بود تا نجاتمان دهد. او كه آمد, شريعت هم پايان يافت, آري , مسيح پايان شريعت بود.

روميان 7 : 1-4  

چنين آموزه اي برآمده از تفكرات پولس است. او جداي از ايمان به مسيح, تنها كاري كه لازم مي داند, "محبت" است. تمامي شريعت در همين مفهوم, خلاصه مي شود. وي مي گويد:

"فقط خود را مديون بدانيد كه مردم را محبت كنيد. هرگز از محبت نمودن باز نايستيد زيرا با محبت كردن به ديگران, در واقع از احكام الهي اطاعت كرده ايد و خواست خدا را بجا آورده ايد.... بنابراين, ده فرمان دراين فرمان خلاصه مي شود كه "همسايه خود را دوست بدار, به همان اندازه كه خود را دوست مي داري ... پس اگر به انسانها محبت نماييد, مانند آن است كه همه دستورات  و احكام الهي را بجا آورده ايد. "

 

ويل دورانت مي گويد:

 رساله‌اي برآشفته به غلاطيان نوشت كه در آن روابط خود را با مسيحيان متمايل به آيين يهود بكلي قطع مي‌كرد و اعلام مي‌داشت كه مردم با وابسته بودن به شريعت موسي نجات نمي‌يابند، بلكه بايد ايمان فعال به مسيح، نجات دهنده و پسر خدا، داشته باشند. *

آنگاه بي آنكه بداند چه محنتهايي در انتظار اوست، رهسپار اورشليم گشت، در حالي كه اشتياق داشت در برابر حواريون از خود دفاع كند و مي‌خواست عيد قديمي پنجاهه را در اين شهر مقدس برگزار كند. اميدوار بود كه از اورشليم به روم و حتي به اسپانيا برود، و قصد داشت تا تمام ايالات مفتوحه ي امپراطوري را از خبر و نويد مسيح از گور برخاسته آگهي نداده است، آرام نگيرد.

از خلال سخناني كه گذشت , فهميده مي شود كه شريعت زدايي نه تنها از سوي مسيح(ع) به رسميت شناخته نشد؛ بلكه آن حضرت بر پايبندي به آن اصرار مي كرد و خود نيز فرمان هاي آن را انجام مي داد.

 اين نسبت ناپسند (شريعت زاديي) با آموزه هاي پولس آغاز شده وكم كم  جاي خود را در جامعه مسيحي پيدا كرد. شگفت آور است كه مسيحيان, در حالي كه خود را مسيحي مي دانند, دستورات او را  به كناري زده و يكسره گوش به آواي كسي دارند كه خود از سرسخت ترين دشمنان مسيح به شمار مي آمده است.

 از همين رو برخي از پژوهشگران, بهتر آن مي دانند كه مسيحيان امروز را, پيروان پولس بخوانند و تاكيد ورزند كه مذهب آنان راه "پوليست" بايد گفت؛ زيرا آموزه هاي اوست كه يكسره در اينان, آشكار مي باشد.

 

* تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد 3 ، قيصر و مسيح

 

سؤال 8

پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟- 5

 

اين نخسين گام براي دور شدن از شريعتي بود كه مسيح نيز بر آن تأكيد مي كرد. كار بدانجا كشيد كه حتي تيطوس, دوست و همراه غير يهودي پولس هم ختنه نكرد. كليسا نيز از او و ديگر تازه ايمان آورندگان چنين درخواستي نداشت.

از عهد جديد برمي‌آيد كه نزاع سختي بين دو جناح حواريان و در رأس آنها پطرس از اين ، و جناح پولس از سوي ديگر، در جريان بوده است. در حقيقت، پولس مأموريت الهي پطرس را مي‌پذيرفت اما مدعي بود كه:

در واقع همان خدايي كه مرا براي هدايت غيريهوديان به كار گرفته، پطرس را نيز براي هدايت يهوديان مقرر داشته؛ زيرا خدا به هر يك از ما رسالتي خاص بخشيده است. رساله پولس به غلاطيان، 2: 8-9.

بنابراين او عملاً قلمرو مأموريت پطرس را محدود ساخته، آن را به منطقه يهودي‌نشين منحصر مي‌كند. در حالي كه بر اساس اين ادعا حوزه مأموريت پولس بسيار وسيع‌تر (سراسر امپراتوري روم) بوده است. به نظر مي‌رسد كه اين تقسيم مأموريت، به گونه‌اي مسالمت‌آميز صورت نگرفته است. در فقره‌اي از رساله پولس به اهل غلاطيه آمده است:

اما وقتي پطرس به انطاكيه آمد، روبه‌رو با او مخالفت كردم؛ زيرا كاملاً مقصر بود؛ از آن رو كه پيش از رسيدن عده‌اي از طرف يعقوب او با غيريهوديان غذا مي‌خورد، اما با رسيدن آنها خود را كنار كشيد و ديگر نمي‌خواست با غيريهوديان غذا بخورد، مبادا اهل فتنه را برنجاند. ساير مسيحيان يهودي‌نژاد از رياكاري او تقليد كردند، به‌طوري كه حتي برنابا نيز تحت تأثير دورويي آنها قرار گرفت. اما وقتي ديدم رفتار آنان با حقيقت انجيل سازگار نيست. در حضور همه به پطرس خطاب كرده، گفتم: «اگر تو با اينكه يهودي هستي، مانند غيريهوديان زندگي مي‌كني و نه مانند يهوديان، چطور مي‌تواني غيريهوديان را مجبور سازي كه مانند يهوديان زندگي كنند؟» ما كه يهودي مادرزاد هستيم و نه غيريهوديي گناهكار، خوب مي‌دانيم كه هيچ‌كس با اجراي مقررات شريعت در حضور خدا كاملاً نيك محسوب نمي‌شود، بلكه فقط بر اثر ايمان به عيسي مسيح نيك محسوب مي‌گردد. ما خود نيز به عيسي‌مسيح ايمان آورديم تا بوسيله ايمان و نه با اجراي شريعت، نيك شمرده شويم؛ نه فقط ما، بلكه هيچ بشري از راه انجام احكام شريعت نمي‌تواند نيك محسوب شود. رساله پولس به غلاطيان، 2: 11-16

پولس به اين دليل, پطرس را سزاوار سرزنش مي ديد كه او برخلاف انجيل رفتار     مي كرد. غلاطيان 2 : 14

ويل دورانت در اين زمينه مي گويد:

ادامه نوشته

پولس و تحریف مسیحیت

 

سؤال 8

پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟-4

 

اكنون بايد به اين پرسش پرداخت كه اگر مسيح (ع) بر پاسداري از شريعت, اصرار داشته و خود به انجام آن پرداخته و ديگران را نيز به آن سفارش مي كرده است,

 پس چه كسي سبب به فراموشي سپردن و غفلت از شريعت بوده و تنها ايمان به مسيح داشتن را به مثابه جايگزيني براي عمل نيك, كافي پنداشته است؟

 

گرچه جدايي شريعت از دين مسيح (ع) طي يك فرآيند تاريخي در پي فراهم شدن بسترهاي مناسب آن صورت گرفته, اما عهد جديد در برابر پرسش ياد شده , به چهره مهمي, چون پولس قديس اشاره مي كند.

در ذيل به چگونگي اين فرآيند اشاره مي شود:

 

در جريان فعاليتهاي تبشيري پطرس و پولس و برنابا, تعدادي از دوگانه پرستان, بدون اينكه با دين يهود آشنا بوده و در شريعت آن سيركرده باشند, ايمان آوردند.

 اينان هيچكدام, ختنه شده نبودند. اعمال رسولان 11 : 3"از سوي ديگر زماني كه پولس و برنابا در انطاكيه بوده و تعدادي از غير يهوديان را وارد دين مسيح كرده بودند, گروهي از يهوديان مسيحي با آن دو وارد نزاع شده و گفتند: "اگر كسي به آداب و رسوم قديمي يهود وفادار نماند و ختنه نشود, محال است بتواند نجات پيدا كند. اعمال رسولان 15 : 2. " پولس از در مخالفت با آنها درآمده و از آزادي تازه هدايت يافتگان دو گانه پرست در برابر فرمانهاي كليسا سخن گفت. آنگاه كه نزاع خاموش نشد, قرار شد كه پولس و برنابا به اورشليم رفته و عقيده رسولان و كشيشان آنجا را در اين باره جويا شوند. پس از آنكه به اورشليم رسيده و آنان را از مسئله آگاه ساختند, چند نفراز مسيحيان كه قبلا از فرقه فريسيان بودند, برخاسته, گفتند: "تمام غير يهودياني كه مسيحي شده اند بايد ختنه شوند و تمام آداب و رسوم يهود را نگاه دارند. اعمال رسولان 15 : 5" در جلسه اي ديگر و با حضور رسولان و كشيشان  و پس از بحث هاي بسيار, پطرس برخاست و چنين گفت: "برادران, شما همه مي دانيد كه از مدتها پيش خدا مرا از ميان خودتان انتخاب كرد تا پيغام انجيل را به غير يهوديان برسانم تا ايشان آنرا بشنوند و ايمان آورند ... حال, چرا مي خواهيد از كار خدا ايراد بگيريد و باري روي دوش ديگران بگذاريد كه نه ما توانستيم حمل كنيم و نه اجداد ما. اعمال رسولان 15 : 7-11 " در ادامه پولس و برنابا, از معجزاتي كه خداوند در ميان غير يهوديان به عمل آورده بود, گفتند. پس از آن يعقوب (رئيس كليساي اورشليم) چنين گفت: "... بنابراين, عقيده من اين است كه نبايد در مورد غير يهودياني كه به سوي خدا بازمي گردند, اصرار كنيم كه قوانين يهودي را نگاه دارند. فقط بنويسيم كه گوشت حيواناتي را كه براي بتها قرباني شده اند,  خون و حيوانات خفه شده را نخورند و زنا نيز نكنند. چون سالهاست كه روزهاي شنبه در هر شهر در كنيسه ها اين شريعت موسي موعظه شده است. اعمال رسولان 15 : 19-21  "

ويل دورانت در اين مورد مي گويد:

 

ادامه نوشته

حضرت عيسي و شريعت يهود

سؤال 8

پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟-3

 

حال  اينجا يك نكته مطرح مي شود و آن اينست كه  حضرت عيسي  مسيح(ع) با شريعت موسي چه برخوردي داشته آيا آن را پذيرفته و به آن عمل كرده و يا آن را رد نموده است؟ و آيا تحريفاتي كه پولس در دين ايجاد كرده است بر اساس تعاليم حضرت عيسي بوده است يا راهي و حيله اي براي تحريف دين؟ 

 

حضرت عيسي (ع)  خود را كامل كننده شريعت موسي مي دانست  و به شاگردان خود  و همه مردم مي گفت:

" گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات یا صُحُف انبیا را باطل سازم‌؛ نیامده‌ام تا باطل نمایم‌، بلکه تا تمام کنم‌. زیرا هر آینه به شما می‌گویم تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود. "

و نیز تاکید کرد:

"پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود؛ اما هر که به‌عمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد. زیرا به شما می‌گویم تا عدالت شما بر عدالت کاتبان و فریسیان افزون نشود، به ملکوت آسمان هرگز داخل نخواهید شد." متي 5: 17-19

و مسیح به شاگردان خود میفرماید:

 

«زیرا هر آینه به شما می‌گویم تا آسمان و زمین زائل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود»

 

هميشه، شاگردانش را به انجام تمام چيزهايي كه معلمان شريعت مي گفتند،فرا   مي خواند:

 

"آنگاه عيسي خطاب به مردم و شاگردانش فرمود: علماي مذهبي و فريسيان بر كرسي موسي نشسته اند و احكام او را تفسير مي كنند. پس آنچه به شما تعليم مي دهند, بجا آوريد, اما هيچگاه از اعمالشان سرمشق نگيريد، زيرا هرگز به تعاليمي كه مي دهند, خودشان عمل نمي كنند. " متي 23 : 1-3.

 

و مسیح به وضوح شاگردانش را به پیروی از گفتار بزرگان شریعت فرا میخواند ولی از پیروی اعمال زشت علما یهود باز میدارد در جاي ديگر، بر ترك نكردن شريعت تأكيد ورزيده و مي گويد:

 

 "واي به حال شما اي علماي ديني و فريسيان ريا كار! شما حتي ده يك محصولات نعناع و شويد و زيره باغچه تان را زكات مي دهيد, اما از طرف ديگر مهمترين احكام خدا را كه نيكويي, گذشت و صداقت است فراموش كرده ايد. شما بايد ده يك را بدهيد, ولي احكام مهمتر خدا را نيز فراموش نكنيد. " متي 23 : 23.

 

و وقتی یکی از شاگردانش از وی می پرسد چه کند تا نیکو باشد مسیح در پاسخ میفرماید احکام را پاس بدار تا داخل حیات شوی:

 

ناگاه شخصی آمده وی را گفت: “ای استاد نیكو چه عمل نیكو كنم تا حیات جاودانی یابم؟”  وی را گفت: “از چه سبب مرا نیكو گفتی و حال آنكه كسی نیكو نیست جز خدا فقط. لیكن اگر بخواهی داخل حیات شوی احكام را نگاهدار.” مرقس 17:10

 

حضرت عيسي مسيح(ع)  در عمل نيز به شريعت موسي وفادار بود:

و بنا برفرمان همين شريعت:

 در روز هشتم ولادت،ختنه كرده و پدر و مادرش، قرباني لازم را تقديم نمودند لوقا 2 : 21-23.

 بنا بر نقل متي, ماليات خانه خدا (هيكل) را نيز مي پرداخت. متي 17 : 24.

  و چون روز هشتم وقت ختنه طفل رسید او را عیسی نام نهادند چنانكه فرشته قبل از قرار گرفتن او در رحم او را نامیده بود. لوقا 2 : 21

 

و چون ایام تطهیر ایشان برحسب شریعت موسی رسید او را به اورشلیم بردند تا به یَهُوَه بگذرانند. چنانكه در شریعت یَهُوَه مكتوب است كه هر ذكوری كه ر‌َحِم را گشاید مقد‌ّس یَهُوَه خوانده شود. لوقا 2 : 22-23

و(والدینش مسیح را به اورشلیم بردند) تا قربانی گذرانند چنانكه در شریعت یَهُوَه مقر‌ّر است یعنی جفت فاخته‌ای یا دو جوجة كبوتر. لوقا 2 : 24

...و چون والدینش آن طفل یعنی عیسی را آوردند تا رسوم شریعت را بجهت او بعمل آورند. لوقا 2 : 27

و چون تمامی رسوم شریعت یَهُوَه را به پایان برده بودند به شهر خود ناصره جلیل مراجعت كردند. لوقا 2 : 39

 

نماز :

 مسیح  به نماز اهتمام خاصی داشت در انجیل مرقس آمده است:

مسیح در اول صبح قیام کرد و خارج شد و به مکانی پست رفت تا در آنجا نماز گذارد

و نیز در جایی دیگر آمده است مرقس 16:1

بعد از آنکه جمعییت منصرف شد مسیح به تنهایی بالای کوه رفت تا نماز گذارد

متی 23:14

و نیز فرمود : سزاوار است که در هر مکانی نماز گذارید به مانند ریا کاران نباشید

 متی 41:26

روزه::

آنگاه عيسي به دست روح به بيابان برده شد تا ابليس او را تجربه نمايد، و چون چهل شبانه روز روزه داشت، آخر گرسنه شد ...» متي4: 1و 2

با اندكي تحقيق در عهد جديد مي توان به اين نتيجه رسيد كه نه تنها حضرت عيسي (ع) شريعت يهود را باطل نمي داند بلكه به عمل به آن پافشاري مي كند و آثار اين اصرار در گفتار و اعمال ايشان آشكار است. ايشان  هميشه  از لزوم توجه به باطن شريعت و بسنده نكردن به ظاهر آن سخن گفته استو افراد را به پيروي از شريعت واقعي  و دوري از ظاهر شريعت فرا خوانده است

 

و از آنجا که مسیحیان تمام عهد عتیق را به عنوان کتاب آسمانی قبول دارند و در تورات ذکر شده است که:

ملعون باد کسی که کلمات این شریعت را اثبات ننماید تا آن را به جا نیاورد تثنيه27/26