شمعدانهای نمادین یهودیت مقابل مسجدالاقصی نصب شدند

 

در پی اقدامات رژیم اشغالگر اسرائیل مبنی بر یهودی‌سازی قدس، شمعدانهای طلایی نمادین یهودیت مقابل مسجدالاقصی نصب شدند تا در زمان عید یهودیان روشن شوند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الحیاة الجدیدة، مؤسسه آبادانی مقدسات اسلامی الاقصی اعلام کرد: سازمان یهودیان با حمایت رژیم اشغالگر اسرائیل اخیرا شمعدانهای طلایی و نمادین یهودی را مقابل باب المغاربه در سمت غربی مسجدالاقصی نصب کرده است که مانند دیگر عملیاتها و اقدامات اسرائیل به منظور یهودی‌سازی قدس انجام می‌شود.

سازمان یهودی در این راستا اظهار داشت: آمادگی دارد تا این شمعدانهای نمادین را داخل ساختمانی که برای هیکل موهوم در نظر گرفته‌اند، نصب کند. همچنین در دوره‌های اخیر تاج مخصوص کاهن بزرگ را نیز مجهز کرده‌اند تا از آن نیز استفاده کنند.

شمعدان هفت شاخه " منورا " از قدیمی‌ترین نمادهای یهودیان به شمار می‌رود که با روغن زیتون روشن می‌شود و از طلای خالص به وزن 45 کیلوگرم ساخته شده است.

مؤسسه الاقصی طی بیانیه‌ای گفت: این شمعدان از دو سال پیش در یکی از خیابانهای قدیمی قدس قرار داده شده بود که اینک با 100 هزار دلار هزینه آن را در جایی بلند که به خوبی نشان داده شود، مقابل سمت غربی مسجدالاقصی قرار داده شده است.

این مؤسسه ضمن محکوم کردن رژیم اشغالگر اسرائیل، سازمانها و گروههای یهودی، تصریح کرد: قرار دادن هیکل موهوم نزدیک مسجدالاقصی اقدامی است که بیش از پیش در حال انجام است که به صورت تدریجی و روز به روز افزایش می‌یابد. اسرائیل در این میان از گروههای یهودی خواسته تا در یهودی‌سازی قدس مشارکت کنند، از این رو آنها نیز تابلوهایی را که به زبان عبری نوشته شده‌اند، در نزدیک مسجدالاقصی قرار می‌دهند و با خود به این سو و آن سو حمل می کنند.

همچنین قرار است که سازمانهای یهودی درهای مسجدالاقصی را مقابل زائران یهودی باز کنند تا آنها به صورت رسمی نماز بخوانند. این مسئله طی اقدامی جدید از طریق رسانه‌های گروهی اعلام خواهد شد.

نشست "گفتگوی اسلام و مسیحیت" در زامبیا برگزار می‌شود

 

نشست "گفتگوی اسلام و مسیحیت" چهارم اسفند از سوی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زامبیا برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، حجت‌ الاسلام محمد اسدی موحد، نماینده فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زامبیا، با بیان این خبر گفت : این همایش منطقه‌ای با حضور رهبران کلیساهای مختلف زامبیا و کشورهایی همچون زیمبابوه و تانزانیا همراه‌ خواهد بود.

وی هدف از این همایش را که به همت بخش ادیان دانشگاه ملی زامبیا، کلیساهای کاتولیک و پروتستان و گروه‌های فکری مسیحیت برگزارمی‌شود فهم صحیح و درک درست پیروان هر گروه از یکدیگر عنوان ‌کرد.

نماینده فرهنگی کشورمان در زامبیا همچنین، معرفی اسلام به مسیحیان، آشنایی آنان با آموزه‌های اسلام و درک صحیح آنان از آموزه‌های دینی را از دیگر اهداف برگزاری این همایش برشمرد. 
 

واعظ واتیکان نخستین موعظه خود را به هوای نفسانی اختصاص داد

واعظ واتيکان به عنوان تنها فردي که مي تواند پاپ را موعظه کند، در نخستين موعظه از مجموعه موعظه‌هاي پيش از ايام قبل از کريسمس، روز جمعه 16 آذر ماه گفت: تسليم شدن در مقابل هواي نفس به خود و ديگران آسيب وارد مي کند.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از کاتوليک نيوز، کشيش رانيرو کانتالامسا روحاني فرانسيسي کاتوليک به عنوان واعظ پاپ در آخرين موعظه ايام پيش از کريسمس براي پاپ و ساير مقامات واتيکان، اظهار داشت: افرادي که اغلب زندگي ناپاک خود را توجيه کرده و مي گويند به ديگران صدمه نمي زنم و آزادي ديگران را سلب نمي کنم، در اشتباه بوده و استدلال آنها منطقي نيست چرا که گناه نفساني نه تنها قوانين بنيادين خداوند را نقض مي کند بلکه همه مخلوقات خالق هستي را مورد تهديد قرار مي دهد.

 

واعظ پاپي به مثل سوراخ کردن کشتي توسط يک نفر و غرق شدن افراد سوار بر آن کشتي اشاره کرد و گفت: اين اتفاق در جامعه امروز ما رخ مي دهد. خطاهاي فردي يک شخص مي تواند به کل جامعه آسيب وارد کند.

 

هر سال واتيکان مجموعه موعظه هايي براي ايام پيش از کريسمس برنامه ريزي مي کند که صبح هر روز جمعه پيش از فرا رسيدن کريسمس توسط واعظ پاپي ايراد مي شود.

 

مقامات اداري واتيکان، رئيس کارمندان اداري واتيکان، اسقفهاي کمکي رم و همچنين رهبر کاتوليکهاي جهان در اين سخنراني که در کليساي کوچک ماتر در قصر حواريون واتيکان برگزار شد حضور يافتند.

 

کانتالامسا متني را از نامه به عبريان به عنوان موضوع نخستين موعظه خود انتخاب کرده بود.

 

دو موعظه ديگر وي صبح روز فردا 14 دسامبر (23 آذر) و 21 دسامبر (30 آذر) در حضور پاپ ايراد مي شود.

 

انتقاد پاپ از مادیگرایی در مراسم کريسمس

پاپ بنديکت شانزدهم روز يکشنبه 18 آذر ماه از مادي شدن شيوه هاي جشن گرفتن کريسمس انتقاد کرد و از واتيکان خواست عليه مصرف‌گرايي افراطي، ستادي تشکيل دهد.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از آسوشيتدپرس، اظهارات پاپ بنديکت شانزدهم رهبر کاتوليکهاي جهان که از پنجره اتاق مطالعه خود که رو به ميدان سنت پيتر باز مي شود ايراد شد و مؤمنان ميدان سنت پيتر به اظهارات وي که ناشي از وحشت گرفتار شدن کودکان و نوجوانان در دام ماديگرايي و مصرف گرايي بود گوش فرادادند.

 

بنديکت گفت: متأسفانه شيوه برگزاري و درک کريسمس با ذهنيت ماديگرايي آميخته شده است.

 

پاپ با مخاطب قرار دادن زائران انگليسي زبان ميدان سنت پيتر گفت که دعا مي کنم جشنهاي کريسمس قلبهاي شما را با اميد رهايي بخش پر کند.

 

روز شنبه اين هفته نيز پاپ نسبت به اينکه کودکان و نوجوانان مورد فريب الگوهاي کاذب خوشبختي قرار مي گيرند که توسط بزرگسالان پيش روي آنها قرار داده شده و در انتها به خيابان بن بست مصرف گرايي مي رسند ابراز تأسف کرد.

 

ژان پل دوم سلف بنديکت نيز به مؤمنان عليه تبعات ماديگرايي و تأثير آن بر اخلاق هشدار داده بود.

درخت کریسمس 30 متری واتیکان جمعه روشن می‌شود

درخت کریسمس 30 متری واتیکان در میدان سنت پیتر روز جمعه 23 آذر ماه طی مراسمی روشن خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کاتولیک ورلدنیوز، کاردینال جیوانی لاجولو رئیس کمیسیون دولت شهر واتیکان مراسم کوتاه روشن کردن درخت کریسمس واتیکان را برگزار کرده و چراغهای درخت عظیم الجثه صنوبر امسال را که با 2 هزار توپ رنگی تزئین شده، روشن خواهد کرد.

درخت کریسمس امسال هدیه از منطقه وال بادیا در کوهستان دولومیته ایتالیا است.

کارهای نصب ماکت صحنه تولد مسیح در وسط میدان سنت پیتر واتیکان درحال انجام است و ماکت صحنه تولد مسیح نیز در مراسم عشای ربانی نیمه شب عید کریسمس پرده برداری خواهد شد.

براساس سنت پاپ بندیکت روز 31 دسامبر (10 دی) ماکت صحنه تولد مسیح را تقدیس می کند. این ماکت امسال با مجسمه های کوچکی از فرشتگان تزئین می شود که در مکزیک ساخته شده است.

سنت قرار دادن یک درخت کریسمس در کنار تصویر بزرگ تولد حضرت عیسی در سال 1982 توسط ژان پل دوم، پاپ فقید کاتولیکها در واتیکان نهادینه شد و بندیکت شانزدهم نیز از نخستین کریسمس پاپی خود این سنت را ادامه داد.

بر اساس آمار واتیکان درختهای کریسمسی که طی  سالهای گذشته از کشورهای مختلف اروپایی و برخی مناطق ایتالیا به واتیکان آورده می شد هیچگاه از 32 متر تجاوز نکرده بود اما درخت سال پیش 33 متر بود. درخت امسال 30 متر ارتفاع دارد.


تاریخچه درخت کریسمس به نمایش درآمد

تاریخچه درخت کریسمس به نمایش درآمد
موزه فرهنگهای شهر بازل در سوئیس نمایشگاهی برگزار کرده که به تاریخ محبوبیت درخت کریسمس از اتریش تا گرینلند پرداخته و روند آرام محبوبیت آن را میان مسیحیان سراسر دنیا بررسی کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کنیدین پرس، این نمایشگاه داستان درخت کریسمس را به عنوان یک روایت مطرح می کند که محل تولد آن شهر آپرراین، اتریش بوده که فاصله چندانی هم از محل برگزاری نمایشگاه ندارد.

درخت کریسمس صنعت چند میلیارد دلاری است که سالانه بیش از 100 میلیون درخت برای آن در اروپا و آمریکای شمالی قطع می شود. با چند استثناء تمام درختهایی که در منازل تزئین می شوند نور الکترونیکی دارند. از سوی دیگر تجارت درختهای مصنوعی که مدت زمان چشمگیری دوام دارند نیز در حال رشد است. این امر با توجه به این نکته قابل توجیه است که طرفداران محیط زیست هشدار می دهند از بین بردن این درخت ها باعث مشکلات زیست محیطی می شود.

می توان اظهار داشت که فروش تزئینات درخت کریسمس در مقایسه با خود درخت چشمگیر تر است. مرکز فروش تزئینات کریسمس در شهر باسل که از سوی "جووان وانر" اداره می شود مرکز شماره یک در سراسر جهان محسوب می شود.

دومنیک واندرلین متصدی موزه درخت کریمس وارنر را به عنوان یکی از پیشروان بین المللی در این عرصه توصیف می کند که پاپ و خانواده های سلطنتی اروپایی و همچنین مایکل جکسون ستاره موسیقی پاپ غرب را جزئی از مشتریان دائمی خود می‌داند.

در این نمایشگاه درختی با توپهای شیشه ای قرمز تزئین شده که مورد توجه بازدید کنندگان قرار گرفته است و کوچکترین شیء در این نمایشگاه تمبری 90 سنتی است که تصویر یک درخت کریسمس را نشان می دهد. درمیان اشیاء به نمایش گذاشته شده می توان به درختی نسوز اشاره کرد که سال گذشته از یک فروشگاه زنجیره ای در پاریس خریداری شد.

براساس کاتالوگ واندرلین ، برگزار کننده این نمایشگاه ، قدیمی ترین سندی که به وجود یک درخت کریسمس اشاره کرده تاریخچه ای به زبان آلمانی است که در سال 1605 در استراسبورگ منتشر شده است، چهارصد سال پس از آن درخت کریسمس به جزء ثابتی از فرهنگ جهانی کریسمس تبدیل شد.

در ابتدا درخت کریسمس تنها میان لوتریهای آلمان کاربرد داشت. در سال 1645 جان کونراد دانهر متأله کاتولیک استفاده از درخت کریسمس را انحراف از دین دانست. به تدریج این درخت که اغلب صنوبر است در کاخهای طبقه اشراف اروپا مشاهده شد. در سال 1708 نامه ای از سوی دوک آلمانی اورلئان نوشته شد که طی آن درکت کریسمس به عنوان بخشی از خاطرات جوانی وی مورد اشاره قرار گرفته است. اما زمانی که وی درخواست کرد که درخت کریسمس در ورسای نیز مورد توجه قرار گیرد با مخالفت لوئیس چهاردهم، برادر نانتی خود رو به رو شد.

اما تلاش پرنس آلبرت همسر آلمانی ملکه ویکتوریا با واکنشهای بهتری رو به رو شد چرا که وی پس  به سرعت پس از ازدواج خود درخت کریسمس را وارد دربار بریتانیا کرد.

تصویر بشقاب مسی متعلق به اواخر قرن هجدهم نخستین شاهد بصری از این سنت است که به تدریج میان طبقه متوسط نیز وارد شد. آن زمان تزئینات شمع درخت کریسمس متفاوت بود که در سال 1830 رشد یافت.

در قرن گذشته درخت کریسمس در سطح جهان به شدت رشد کرد و کشورهای کاتولیک نشین به تدریج آن را پذیرفتند؛ چرا که ماهیت آن به پروتستانها باز می گردد و سرانجام با تصدیق رمسی کلیسا مواجه شد. ژان پل دوم، پاپ فقید لهستانی برای نخستین بار درخت بزرگ کریسمسی را در میدان سنت پیتر نصب کرد که تاریخ آن به کمتراز 30 سال پیش باز می گردد و رونمایی  این درخت از آن زمان تاکنون یکی از رویدادهای مهم در تقویم واتیکان محسوب می شود.


سومين علت جنگهاي صليبي

سومين علت جنگهاي صليبي

 سومين علت مستقيم جنگهاي صليبي حس جاه طلبي شهرهاي ايتاليايي مانند پيزا، جنووا، ونيز، و آمالفي بود كه ميخواستند دامنه قدرت تجاري روز افزون خود را بسط دهند. هنگامي كه نورمانها سيسيل را از دست مسلمانان بيرون آوردند (1060-1091) و لشكريان مسيحي حوزه حكمت مسلمين را در اسپانيا كاهش دادند(از 1085 به بعد)، مديترانه باختري به روي بازرگانان مسيحي باز شد. شهرهاي ايتاليايي از راه بنادر صادركننده كالاهاي داخلي و مصنوعات وراي آلپ ثروتمندتر و نيرومندتر شدند و در صدد برآمدند به برتري مسلمانان در مديترانه خاوري پايان داده، بازارهاي خاور نزديك را به روي امتعه اروپاي باختري بگشايند. اطلاع نداريم كه اين سوداگران ايتاليايي تا چه حد به شخص پاپ تقرب داشتند.

تصميم نهايي از جانب خود اوربانوس گرفته شد. اين فكر به مخيله ساير پاپها هم خطور كرده بود. مثلا ژربر، كه به اسم سيلوستر دوم مقام پاپي را احراز كرد، از عالم مسيحيت خواستار نجات بيت المقدس شد، و بنا به اصرار او جماعتي از مبارزان مسيحي بي نتيجه قدم به خاك سوريه گذاشتند (حد1001). گرگوريوس هفتم در گرماگرم مبارزه منهدم كننده اي با هانري چهارم گفته بود: ((جان بر كف نهادن در راه نجات اماكن متبركه در نظر من به مراتب خوشتراست تا حكومت بر عالمي.)) هنگامي كه اوربانوس در مارس 1095 رياست شوراي پياچنتسا را به عهده گرفت، آتش آن مبارزه هنوز سرد نشده بود. در اين شورا اوربانوس به حمايت از تقاضاي سفيران آلكسيوس سخن گفت، اما توصيه كرد تا مجمع عظيمتري به نمايندگي از جانب قاطبه مسيحيان براي اعلام جنگ عليه اسلام تشكيل نشده است، در گرفتن تصميم شتاب نورزند. احاطه وي بر اوضاع زيادتر از آن بود كه تصور كند در چنين امر خطيري، در يك سرزمين دور دست، پيروزي مسيحيان قطعي باشد. بي شك اوربانوس پيش بيني ميكرد كه جنگجويي نامرتب بارونهاي فئودال و دزدان دريايي نورمان را به صورت مبارزه اي مقدس در آورد و اروپا و امپراطوري بيزانس را از خطر مسلمانان برهاند. آرزوي اوربانوس آن بود كه كليساي شرقي را دوباره به زير سلطه حكومت پاپي، و عالم مسيحي را به صورت جهان نيرومندي تحت فرمان پاپها در آورد و بار ديگر شهر رم را به پايتخت جهان مبدل كند. اين مفهوم ذهني ناشي از نهايت دولتمردي بود.

از مارس تا اكتبر 1095 اوربانوس به سياحت

ادامه نوشته

على وياچسلاو پولوسين سرگييويچ

على وياچسلاو پولوسين سرگييويچ

على وياچسلاو پولوسين سرگييويچ در سال 1956 در روسيه متولد شد در سال 1979 دانشكده فلسفه و در سال 1984 مدرسه روحانى مسكو را به پايان رساند و در موضع (( كليساى ارتدوكس روسيه و دولت در اتحاد شوروى در سال هاى 1991 - 1971)) از تز دكتراى خود دفعا كرد. در سال 1995 از انجام وظايف كشيشى كناره گرفت و در مصاحبه با مجله مسلمانان (شماره 2،3 ماه مه - ژوئن 1999) به طور رسمى خود را مسلمان ناميد : من خود را پيرو قرآن مقدس و پيغمبر محمد (ص) مى دانم. و به غير از خداى واحد و يگانه الله خداى ديگرى وجود ندارد و محمد (ص) فرستاده اوست. در فوريه 1999 از تز ديگر خود در موضوع (( دياليكتيك افسانه و اسطوه شناسى )) دفاع كرد.

 

منبع: http://www.al-shia.com

عبدالواحد يحيى (رنه گنون)

عبدالواحد يحيى (رنه گنون)

عبدالواحد يحيى در پانزدهم نوامبر 1886 در شهر بلوئيس فرانسه به دنيا آمد. پدران او كاتوليك و فرانسوى بودند. تحصيلات ابتدايى را نزد خاله خود كه معلم بود گذراند و آموزش متوسطه را نيز در مدرسه اى دينى به انجام رساند در سال 1902 م به عنوان دانشجوى بلاغت شروع به تحصيل كرد. امّا در سال 1903 م تصميم گرفت در رشته فلسفه ادامه تحصيل دهد و در همان سال موفق شد گواهينامه فلسفه و ادبيات را اخذ كند.

او به علت بيمارى از رشته رياضى انصراف داده و به تحقيق در نظرات مكتب روح گرايان جديد متمايل شد و توسط يكى از دوستانش با رهبران يك جمعيت سرّى كه با علوم باطنى و پنهان مشغول بودند آشنا شد در سال 1908 م دبير كنگريه فراماسونرى و روح گرايى شد و توسط عالم مالكى و شيخ الازهر در سال 1912 م به اسلام گرديد.

سر انجام در هفتم ژانويه 1951 م از دنيا رفت. روز بعد بر اساس وصيت وى در مسجد سيدنا حسين (ع) بر جازه اش نماز خواندند و آنگاه پيكرش را در حومه كوه مقدم در گورستان درّ اسه به خاك سپردند.

منبع: http://www.al-shia.com

دکتر شمس الدين واسيلينوف

 در سال 1962 در شهر صوفيا پايتخت بلغارستان به‌دنيا آمد و در سال 1989 از دانشگاه صوفيا در رشته زبان عربي در مقطع فوق ليسانس فارغ‌التحصيل شده سپس در دانشگاه صوفيا و دانشسراي عالي اسلامي به‌مدت 10 سال مشغول به تدريس زبان عربي گرديد و از سال 1999 ميلادى در دانشگاه مرمره استانبول در رشته تصوف و عرفان در مقطع دكتري به تحصيلات ادامه داد.

در سال 1992 مؤسسه خيريه مولانا جلال‌الدين رومي را با هدف نشر فرهنگ اسلامي به‌ويژه عرفان اسلامي و گفتگوي بين اسلام و ديگر اديان تأسيس كرد و در زمينه ترجمه كتب اسلامي تاكنون صحيفه سجاديه، دعاي كميل علي (ع) و تاريخ فلسفه هانري كربن را به زبان بلغارى به اتمام رساند و نيز ترجمه قرآن كريم به زبان بلغاري را تصحيح نمود.

وى به زبانهاي عربي، فارسي، تركي، انگليسى، فرانسوى، اسپانيولى، روسي و بلغارى آشنايي و تسلط دارد.

او از كودكي به مسائل ديني همت گماشت و در حين تحصيل در دانشگاه صوفيه مطالعه قرآن كريم را آغاز كرد و اين امر تا مدت سه سال ادامه داشت تا اينكه در سال 1989 به دين مبين اسلام مشرف شد و به يقين كامل رسيد.

وى خود در اين باره مى گويد: يقين دارم كه عنايت پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) در پيدايش اين اعتقاد در من مؤثر بود. معتقدم كه ميراث اسلامي غني و گرانبهاست و اين گنجي بزرگ است و بر ماست كه از آنها درس بگيريم و اسرار پنهان آنها را كشف كنيم.

منبع: http://www.al-shia.com

دكتر محمد (گرى) لگنهاوزن

دكتر محمد (گرى) لگنهاوزن در سال (1953م) در يك خانواده مذهبى (كاتوليك) در شهر نيويورك متولد شد و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان كاتوليك گذراند. وى در دانشگاه ايالت نيويورك و پس از آن، در دانشگاه رايس، در رشته فلسفه به تحصيل پرداخت و موفق به اخذ مدرك دكترا شد. او هنگام تدريس در دانشگاه تگزاس جنوبى با دانشجويان مسلمان آشنا شد و بعد از تحقيق درباره اسلام، كه تقريباً سه سال به طول انجاميد، به آيين اسلام و مذهب تشيع گرويد و انجمن دانشجويان مسلمان را در آن دانشگاه تشكيل داد.
وى درباره اسلام چنين مى گويد: ببينيد وقتى من به اسلام و تشيع نگاه كردم اين طور نبود كه پاسخ تمامى سؤالاتم را در آنجا پيدا كردم. آن چيزى كه در اسلام بيش‏تر از همه براى من جاذبه داشت، اين بود كه چقدر اين دين از اين نوع سؤالاتى كه من در ذهن داشتم، استقبال مى‏كرد. من به راحتى مى‏توانستم افراد ديگرى را در اين دين بيابم كه با اين مسائل درگير بودند و تحقيقاتشان در راستاى پاسخ به همين سؤالات بود. اين ويژگى يك احساس برادرى در من ايجاد مى‏كرد. من در اسلام با اين مسئله روبرو نشدم كه كسى بگويد اشكال شما اين و جوابش هم اين است. اصلاً اين طور نبود. براى مثال من سؤال مى‏كردم كه از عدالت چه مى‏فهميد؟ بعضى از مسلمانان مى‏گفتند: در روايت داريم كه امام على‏(ع) فرمودند: «عدالت بدان معناست كه هر چيزى در جاى خودش باشد» من سؤال مى‏كردم كه خوب اين جمله يعنى چه؟ اصلاً جاى هر چيز كجاست؟ و.... آنها پاسخ مى‏دادند كه ما هم مى‏خواهيم بفهميم كه اين حديث به چه معنايى است؟ و چه ايده‏اى را مى‏توان از آن استخراج كرد. من فكر كردم كه اين روش تحقيقى خيلى خوبى است. يك نوع چارچوب كلى وجود دارد و محقيقين به دنبال پركردن اين چارچوب هستند. آن چيزى كه براى من در اسلام جاذبه داشت، آن بود كه دعوت به تحقيقات بيش‏تر در تعاليم اين دين وجود داشت و در اين راه جواب آماده و حاضرى از قبل وجود نداشت. در مورد دين مسيحى، تجربه من اين بود كه چنين حالتى وجود نداشت و مسيحيت به سؤال‏ها اصلاً جهت نمى‏داد. آن‏هايى كه سنتى بودند مى‏گفتند كه جواب اين سؤال‏ها داده شده و اين پاسخ‏ها خيلى مشخص و روشن است. اما وقتى كه با بچه‏هاى مسلمان بحث مى‏كردم، مى‏ديدم كه اين‏جا يك جهتى وجود دارد. آنها با بررسى روايات جهت پيدا مى‏كردند و به همين جهت مى‏ديدم كه با بررسى بيش‏تر مسائل به پاسخ‏هاى روشن‏ترى مى‏رسند.


http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/legenhausen.htm

مراد ويلفريد هوفمن

مراد ويلفريد هوفمن

مراد ويلفريد هوفمن در سال 1931 ميلادى در شهر آشافنبورگ آلمان در يك خانواده كاتوليك ديده به جهان گشود و در سال 1980 ميلادى به اسلام گرويد. وى در شهر مونيخ حقوق آلمانى و در كالج يونيون آمريكا و دانشكده حقوق هاروارد حقوق آمريكايى را تحصيل كرد. هوفمن از سال 1983 الى 1987 ميلادي، رئيس اطلاع رسانى ناتو در بروكسل از 1987 الى 1990 سفير آلمان در الجزااير و از سال 1990 تا 1994 سفير آلمان در مغرب بود. هوفمن كه عضو افتخارى شوراى مركزى مسلمانان در آلمان است به همراه همسر ترك خود در استانبول زندگى مى كند.

 

منبع: http://www.al-shia.com

خانم ايوادو ويتراى ميروويچ

خانم ايوادو ويتراى ميروويچ

پدر پروفسور ميروويچ از اشراف زادگان فرانسه و مادر او اصالتاً اسكاتلندى است وى موفق به اخذ ليسانس حقوق و سپس دكتراى ادبيات از دانشگاه سوربن شده و رساله ى دكتراى او در باره (( جلال الدين رومى و روابط روحانيت و شعر در جهان اسلام )) بوده است. ايشان در سال 1963 به اسلام گرويدند و از موقعيت شايسته اى در محافل دانشگاهى فرانسه و به طور كلى در سطح غرب برخوردار بود. آشنايى نزديك جهان اسلام نامبرده از هنگامى است كه ى در فواصل سالهاى 1973 - 1969 به تدريس در دانشگاه الازهر پرداخت و سخنرانى هايى نيز در اغلب كشورهاى عربى از جمله كويت در سال 1971 ايراد نمود.

استاد ميروويچ در باره نخستين آشنايى خود با اسلام و مسلمان شدنش از طريق كتاب هاى اقبال لاهورى خصوصا كتاب (( تجديد ساختار تفكر دينى در اسلام )) و تأثير فلسفه پس از مدتها جست و جو و ناكامى در اديان مختلف گمشده خود را در اين فلسفه يافتم چرا كه نگرشى شمولى به جهان و بشريت داشت و اين ويژگى فلسفه اقبال و ماهيت جهان شمولى آن است ..... ماهيت اسلام به تدريج برايم به عنوان حقيقت نخستين مجسم گرديد و موجب شد تا پس از سه الى چهار سال فراگيرى زبان فارسي، شناخت اسلامى ام افزيش يابد.

از آثار او مى توان كتاب "چهره ديگر اسلام" را نام برد

 

منبع: http://www.al-shia.com

خانم والريا پورخووا

خانم والريا پورخووا

خانم والريا پورخووا اسلام شناس و مترجم و مفسر معانى قرآن به زبان روسى است او بيست سال پيش به دين مبين اسلام گرويده است و به نظر كارشناسان بهترين ترجمه قرآن به زبان روسى را ارائه نموده است، همسر وى محمدى عبد الرشيد كه از صاحب نظران علوم دينى و مسائل قرآنى و آشنا به زبان روسى است بر ترجمه وى نظارت داشته است. درباره اهميت اين ترجمه بايد اذعان داشت كه يكى از خلأهاى آشنايى روسى زبانان خصوصا پژوهشگران و انديشمندان با قرآن از ميان رفته و دسترسى مستقيم به قرآن براى آنها فراهم آمده خانم دكتر والريا پروخووا درباره چگونگى انجام اين مهم ميگويد مطالعه قرآن آنچنان مرا شيفته كرد كه تصميم به ترجمه آن به زبان روسى گرفتم وى مبنى بر اين كه در حديث نبوى وارد شده قرآن را بياموزيد و به ديگران تعليم دهيد اضافه كرد يا اين ترجمه خواسته ام كه نداى قرآن را به گوش هموطنان روسى خود برسانم .

 

منبع: http://www.al-shia.com

فلورز

فلورز

اين مرد بزرگ كه دين اسلام و مذهب شيعه را پذيرفته است مى گويد: عاملى كه مرا به ترك دين غربى خودم يعنى ارتدوكس و پذيرفتن يك دين شرقى يعنى اسلام فراخواند، زاييده عواطف و احساسات نبوده بلكه نتيجه مراجعات تفصيلى ، تفكر عميق و اجابت نيايش ها و مطالباتم از جانب خداوند بوده است. من از آن دست جوانانى كه در آرزوها و عوالم خيالات و اوهام زندگى مى كنند نبوده ام بلكه با گذراندن دنيايى از تجربه به سن كهولت رسيده ام و بعد از انتصابم به مقام كشيشى مشاغل مربوط به كليسا را رها كرده و وقتم را به مراجعه بيماران و معالجه ايشان گذراندم و در اين دوره هم فرصتى براى وقوف بر اعمال فرقه ارتودوكس و ساير فرقه ها داشتم كه با كمال تاسف غير از ريا و عقائيد خرافى محض چيزى نديدم . بنابراين، توسعه دين اسلام و صحت طبيعى و واقعى روش مسلمانان اثر نهائى خود را براى تصميم جازم من بر پذيرفتن اين دين گذاشت و من مصمم شدم كه تمام عاداتم به دين مسيحيت غربى را قطع كنم و اكنون تنها هدفى كه در زندگى مرا به خود متوجه كرده است، توفيق يافتن بر خدمت رسانى در راه خداوند يكتا كه مرا به ايمان موفق كرد بوده،و آرزويم سعى وافر در راه اسلام و مسلمانان به كمك الهى است. مرا خدمت گزارى كوچك در راه هدف پاك و بلند برادرى انسان ها در سايه ايمان به خداوند تعالى و در خدمت بشريت و زندگى اجتماعى بودن ، به حساب آوريد . من اينجا اعلام مى كنم كه در اين كارم هيچ اكراهى و يا نفوذى و يا فشار خارجى وجود نداشته و اين تصميم در كمال آزادى و اراده شخصى من بوده است. او قبل از اين كه به اسلام بپيوندد كشيش بوده است و پس از گرويدن به اسلام كتابى نگاشته و به رئيس سازمان شيعه اماميه در لندن جناب سيد مهدى خراسانى ارسال مى دارد .

 

منبع: http://www.al-shia.com

لرد هدلى:

لرد هدلى:

يكى از شخصيتهاى برجسته انگليسى است كه اسلام آوردنش مورد توجه تمام محافل علمى و روشنفكر قرار گرفت.

 

مخبر روزنامه ديلى ميل لندن بااو تماس گرفت و علت مسلمان شدنش را ازوى پرسيد. لرد در پاسخ گفت: بيش از هر چيز ابراز دشمنى كيش مسيحى نسبت به ساير مذاهب مسبب تغيير آئين من شده است. شما هرگز از يك نفر مسلمان نمى شنويد كه چيزى را كه مسيحيان در باره اديان ديگر مى گويند، او هم در باره ساير مذاهب بگويد البته ممكن است كه آنها از اينكه ديگران مسلمان نيستند خيلى غمگين باشند. پاكى و سادگى دين اسلام و آلوده نبودن آن به مطالب سرّى و سحرآميز و حقيقت روشن آن سبب شد كه به طرف اسلام بروم. مهربانى و صداقت مسلمانان نيز خيلى بيشتر از چيزهايى است كه در اين باره ميان مسيحيان ديده ام يك نفر مسيحى معمولى ممكن است روز يكشنبه اعمال مذهبى را به عنوان يك عادتِ قابل احترام بجا آورد. اما همين كه يكشنبه تمام شد. مذهب را تا هفته ديگر كنار مى گذارد اما بر عكس مسلمانان هيچ تفاوتى بين يكشنبه و سايرروزهاى نمى گذارند و دائم در فكر اين هستند كه براى خدمت در راه خدا چه كارى انجام دهند.

 

منبع: http://www.al-shia.com

خانم مارگرت ماركوس ( مريم جميله ):

 

خانم مارگرت ماركوس تحصيل كرده در دانشگاه نيويورك كه بعد از مسلمان شدنش نام مريم جميله بر خود نهاد مى گويد: در حين تحصيل مريض شدم و مدت دو سال در بيمارستان بسترى شدم، در آنجا بود كه نذر كردم خوب شوم تا زودتر به اسلام و مسلمانان ملحق شوم. بيمارى من به طور غير منتظره بهبودى يافت و پس از مرخصى از بيمارستان در شهر نيويورك در به در به دنبال پيدا كردن مسلمانى به جستجو پرداختم و با شريف ترين افراد مسلمان بر خوردكردم و با كمال افتخار اسلام آوردم.

 

از آثار او مى توان به موارد ذيل اشاره كرد:

 

 

1 ـ نقش اسلام در برابر غرب

2 ـ منشور نهضت اسلام

3 ـ اسلام و غرض و زريهاى خاورشناسان

4 ـ اسلام و مدرنيسم

5 ـ اسلام در تئورى و عمل

6 ـ اسلام در بارابر اهل كتاب ( يهودى، مسيحى، زرتشتى و صابئين ) در گذشته و حال

7 ـ احمد خليل ( شرح حال يك پناهنده عرب فلسطين )

8 ـ اسلام، مورد حمله از خارج و داخل

9 ـ تمدن غرب بالذات محكوم است

10ـ جاذبه اسلام.

 

منبع:  http://www.al-shia.com

محمد مارمادوك پيكتال:

 

محمد مارمادوك پيكتال ازنقطه نظرادبى يك مرد معروف وممتاز وداراى آثار گرانبهاى ادبى است وى سال‌هاى متمادى در شرق زندگى كرده ودرجريان كار خود ودرمسير زندگى به خدمت نظام حيدر آباد درآمد، او يك فرد مسلمان دانشمند وروشن فكر است تا چند سال پيش حاكم ايالت مسلمان نشين هندوستان بود .

او از جمله مترجمين قرآن به زبان انگليسى است ودر ترجمه سعى نموده الفاظى را كه سزاوار احترام است به كار برد . ترجمه قرآن او يكى از بهترين ترجمه ها محسوب مى شود .

اومى گويد : غرض وهدف من در ترجمه قرآن آشنا كردن خوانندگان انگليسى زبان به اين مسئله است كه مسلمانان جهان چه اعتقادى به معناى كلمات قرآن دارند وهمچنين نماياندن طبيعت واهميت قرآن است ، نه به اصطلاح نا زيبا ونا رسا ، بلكه به طريق ايجاز واختصار به طور كلى ووافى تا نيازمندىهاى يك فرد مسلمان انگليسى زبان را كفايت كند .

 

منبع:  http://www.al-shia.com

پروفسور خالد بلانكين شيپ:

 

پروفسور خالد بلانكين شيپ تا سال (1973م) عضو كليساى پروتستان در آمريكا بود و در اين سال به دين مبين اسلام مشرف شد وى در سال (1983م) فوق ليسانس خود را در رشته تاريخ اسلامى از دانشگاه قاهره دريافت كرد و در سال (1988م) توانست در رشته تاريخ كه يكى از رشته هاى خاورشناسى است از دانشگاه واشنگتن نائل به درجه پرفسورى PH.D شود .

او در بخش اديان دانشگاه تمپل آمريكا عضو افتخارى بوده و به همراه پروفسور محمود ايوب كه سمت استادى در آن دانشگاه دارد دپارتمانى را با نام اديان شناسى تأسيس نموده اند كه در زمينه حديث، فقه، تاريخ، سيره پيامبران براى دانشجويان تدريس مىكنند .

او درباره اسلام مى گويد: گسترش اسلام بسيار مهم است ، زيرا اسلام دينى است که رستگارى ديگران را نيز مى خواهد .

 

منبع:  http://www.al-shia.com

آنتونيو دو ژزو

 

(نيمه دوم قرن هفدهم و نيمه اول قرن هيجدهم ميلادى)

نام آنتونيو دو ژزو كشيش ‏پرتغالى‏الاصل وعلاقه‌مند به فرهنگ شرقى، هر چند در زمره مستشرقان رسمى ثبت نشده‏ است، ولى وى شرق‏شناسى بود كه در عين علاقه به مسائل مربوط به شرق، به قصد تبليغ ‏دين مسيح در دوره صفويه به ايران آمد و پس از مدتى به اسلام گرويد و به على قلى ‏جديدالاسلام تغيير نام داد. او كتاب هايى در رد مسيحيت و تورات نوشت و از اعتقادات شيعى ‏دفاع نمود. وى كتاب هدايه الضالين و تقويه المؤمنين را درتبيين اعتقادات شيعى نوشت و در چهار بخش تنظيم كرد:

1ـ رد اصول دين مسيحيت و اثبات اصول اسلام

2ـ رد فروع دين نصارا و اثبات فروع اسلام

3ـ اثبات پيامبرى و خاتميت

4ـ اثبات امامت و مهدويت

وى رئيس پيشين دير آگوستين اصفهان بود وزندگانى وى بيشتر در روزگار شاه ‏سلطان حسين صفوى (1105ـ1135هـ.ش) سپرى شد.

 

منبع:  http://www.al-shia.com

هانرى كربن Henri Corbin

هانرى كربن Henri Corbin

پروفسور هانرى كربن شرق شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپائيانى است كه در طى زندگى خود با حكمت شرقى آشنا شد، و به دنبال مطالعات و تحقيقات چند ساله خود به اسلام و ائمه اطهار(عليهم السلام ) تمايل قلبى و يقين عينى و عقلانى پيدا كرد. وى پس از چندى كه با حكمت اشراق سهروردى آشنا شد توجه ويژه اى به ايران شيعى پيدا نمود چنان كه از غرب و هاديگر و استاد خود لويى ماسينيون دور شد . هانرى كربن در سال 1945 به ايران آمد، او به علت علاقه وافر خود به حكمت و عرفان ايرانى به تأسيس بخش ايرانشناسى فرانسه در مركز انجمن ايران و فرانسه پرداخت، هدف وى از ايجاد چنين مركزى انتقال ميراث عرفانى ايرانى به تمام علاقه مندان در غرب بود، وى در طى سالهايى كه در ايران به سر مى برد با انديشمندان شيعه به بحث و تبادل آراء و نظرات پرداخت و در 1324 هـ ش به دين مبين اسلام گرويده، شيعه اثنى عشرى را پذيرفته و از جمله نجات يافتگان شد.

 

منبع:  http://www.al-shia.com

اجازه ساخت مسجد در اروپا به شرط ساخت كليسا در مكه

 


عصر ايران – روزنامه انگليسي "كريستن تودي" از برپايي تظاهراتي در اواخر هفته جاري در فرانسه در اعتراض به موج اسلام گرايي در اروپا خبر داد.

به گزارش عصر ايران (asriran.com) به نقل از اين روزنامه،‌ اروپائيان از ساخت مساجد در اروپا و خودداري برخي كشورهاي برخوردار از اكثريت مسلمان، از ساخت كليسا و اماكن غير اسلامي درسرزمين خود به شدت خشمگين هستند و قصد برگزاري اين تظاهرات را به نشانه اعتراض دارند.

به گزارش انجمن بين المللي دفاع از حقوق مسيحيان، سازمان دهندگان اين گردهمايي خاطر نشان كردند: تنها به شرط ساخت كليسا، معبد و كنيسه در مكه، ساخت مسجد در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا مجاز خواهد بود. (در مکه غیر مسلمانان زندگی نمی کنند)

بنا بر اعلام سازمان دهندگان اين تظاهرات، زمان برگزاري آن تعيين شده و در يكي از شنبه هاي نزديك به روز "سنت نيكولاس" برگزار مي شود. اين روز در سطحي وسيع در جنوب فرانسه جشن گرفته مي شود.

گزارش ها حاكي است طرح هاي جامعي براي ساخت مساجدي بزرگ در شهرهاي بزرگ اروپا و آمريكا در نظر گرفته شده است.

گروهی موسوم به "توقف اسلام گرايي در اروپا" معتقد است: ساخت چنين مساجدي يكي از تاكتيک هاي گسترش اسلام در جهان غرب است.

به گفته يكي از موسسان اين گروه،‌ بسياري از طرح هاي اسلام گرايي توسط عربستان سعودي كه اعتقاد به هرگونه مذهبي ديگري غير از اسلام را در مرزهايش ممنوع ساخته، حمايت مالي مي شود.

به اعتقاد این گروه در حالي كه مساجد بسياري در جهان غرب در حال ساخت است، اماكن مذهبي غير مسلمان در تركيه كه كشوري با اكثريت مسلمان است، تخريب مي شود.


دو رؤياى سرنوشت‏ساز در تحريف مسيحيت

دو رؤياى سرنوشت‏ساز در تحريف مسيحيت

 

 چكيده

سريال مريم مقدس يكى از برنامه‏هاى موفق صدا و سيما بود كه توانست‏با زبان هنر، محيط و تاريخ آغاز مسيحيت را به تصوير بكشد . از آنجا كه دين مسيحيت‏يكى از بزرگ‏ترين اديان جهان معاصر و داراى پيروان بسيار زيادى است، به طور طبيعى براى بسيارى از مخاطبان اين سريال اين پرسش مطرح مى‏شود كه آيا مسيحيتى كه امروزه صداى ناقوس كليساهايش در اكثر فيلم‏ها و سريال‏هاى غربى شنيده مى‏شود، همان مسيحيتى است كه مسيح «مريم مقدس‏» به دنبال تاسيس آن بوده يا اين‏كه در طول تاريخ، تحولات و تغييراتى در عقايد و مسير آن به وجود آمده است . در اين نوشتار با استفاده از متون اصلى مسيحيت و منابع تاريخى تلاش خواهيم كرد به اين پرسش پاسخ دهيم .

 

مطالعه منابع تاريخى نشان مى‏دهد كه دو تحول عمده و سرنوشت‏ساز در قرون اوليه تاريخ مسيحيت، مسير اين دين الهى را به كلى تغيير داده است و جالب آنكه هر دو تحول با يك رؤيا آغاز مى‏شود .

 

رؤياى اول سرآغاز ايجاد نظام عقيدتى جديدى در مسيحيت‏شد كه عقيده شرك‏آميزى نظير تثليث - كه عمده‏ترين عقيده مسيحيت كنونى است - از آن، سرچشمه مى‏گيرد;همچنين عقايدى نظير باور به اين كه انسان ذاتا گناهكار و آلوده است، عقيده به اين‏كه خدا در كالبد مسيح مجسم شد و بر بالاى صليب درد و رنج كشيد تا انسان از آلودگى ذاتى خود نجات پيدا كند و عقيده به اين‏كه نان و شرابى كه مسيحيان در مراسم خود مى‏خورند به خون و گوشت مسيح تبديل مى‏شود و . . . . رسوخ اين عقايد در دين بزرگى نظير مسيحيت‏باعث‏شد بسيارى از كسانى كه با ديگر اديان آشنايى ندارند و در محيط غربى پرورش يافته‏اند، دين را به عنوان مجموعه‏اى از عقايد نامعقول كنار بگذارند . در حالى كه چنين عقايد نامعقولى در دينى نظير دين مبين اسلام يافت نمى‏شود و اساسا در اسلام عقل يكى از منابع دينى است و ايمان به اصول عقايد زمانى پذيرفته مى‏شود كه مبتنى بر دلايل اثبات شده باشد .

 

اما رؤياى دوم سرآغاز ايجاد نظام و ساختارى تشكيلاتى شد كه ما آن را با نام كليساى قرون وسطى مى‏شناسيم . كاركرد كليسا و نوع نظام طبقاتى حاكم بر آن در مسيحيت اوليه وجود نداشته است . ساختار و سازمانى كه با رؤياى دوم به مسيحيت تحميل شد در طول قرون وسطى كاركردى نامعقول داشت و از حكومت دينى تصويرى نامطلوب بر جاى گذاشت كه همين امر موجب كنار گذاشته شدن دين از نظام سياسى كشورهاى مسيحى شد . در حالى كه در دين مبين اسلام چنين ساختار و سازمان تشكيلاتى خاص و تعريف شده‏اى يافت نمى‏شود و اساسا حكومتى دينى مورد نظر اسلام با حكومت كليسا در قرون وسطى تفاوتى ماهوى و اساسى دارد . توجه به اين نكته به ما نشان خواهد داد كه جايگاه عالم دينى در نظام اسلامى نيز تفاوت‏هايى اساسى با جايگاه و كاركرد روحانيت كليسا دارد . براى آن‏كه اين دو رؤيا و پيامدهاى آنها را بررسى كنيم، لازم است در ابتدا تصويرى كلى از محيط پيدايش مسيحيت ارائه كنيم . در آغاز نگاهى به متون دينى مسيحيت مى‏اندازيم كه منبع اصلى اين نوشتار را تشكيل مى‏دهند .

ادامه نوشته

دومين علت  جنگهاي صليبي

دومين علت  جنگهاي صليبي

دومين علت مستقيم جنگهاي صليبي تضعيف خطرناك امپراطوري بيزانس بود. امپراطوري مزبور مدت هفت قرن ميان تقاطع بزرگراه‌هاي اروپا و آسيا قرار داشت و مانع تهاجم لشكريان آسيايي و خيل جماعات چادر نشين استپها به اروپا بود. اكنون اين امپراطوري بر اثر نفاقهاي داخلي، بدعتهاي مخرب، و شقاق 1054 كه مايه جدايي آن از غرب شده بود، آن قدر ضعيف بود كه ديگر نميتوانست موفق به انجام اين امر خطير تاريخي شود. در حالي كه بلغارها، پچنگها، كومانها، و روسها بر دروازه‌هاي اروپايي آن هجوم ميبردند، تركان مشغول تكه تكه كردن ايلات آسيايي آن امپراطوري بودند. در 1071 سپاهيان بيزانس تقريبا در مناذگرد تارومار شدند.

تركان سلجوقي ادسا [الرها يا اورفه]، انطاكيه (1085)، طرسوس، حتي نيقيه را تسخير كردند و از آن سوي بوسفور چشم بر خود شهر قسطنطنيه دوختند. امپراطور آلكسيوس اول (1081 - 1118)، با امضاي عهد نامه خفت آوري، بخشي از آسياي صغير را نجات بخشيد، لكن براي مقابله با هجومهاي بيشتر فاقد قواي نظامي بود. اگر قسطنطينه به دست تركان ميافتاد، تمامي اروپاي خاوري در برابر لشكريان آنها مفتوح ميشد و فتح تور (732)2 بي نتيجه ميماند. آلكسيوس غرور مذهبي را فراموش كرد، سفرايي نزد پاپ اوربانوس دوم و شوراي پياچنتسا گسيل داشت،اروپاي لاتين را تشويق كرد او را در هزيمت دادن تركان از اروپا ياري كند.

آلكسيوس ميگفت كه مبارزه با اين جماعت كفار در خاك  آسيا عاقلانه تر خواهد بود تا آنكه دست روي دست نهند و منتظر سيل آنها از طريق شبه جزيره باكان به پايتختهاي اروپايي باشند.

2. اشاره به فتح نيروي شارل مارتل است كه در جنگ بزرگي، ميان تور و پواتيه، اعراب را شكست داد. - م.

اولين علت جنگهاي صليبي

جنگهاي صليبي

اولين علت جنگهاي صليبي

جنگهاي صليبي اوج حوادث قرون وسطي و شايد جالبترين واقعهاي بود كه در تاريخ اروپا و خاور نزديك روي ميداد. اكنون دو دين بزرگ جهان، اسلام و مسيحيت، بعد از قرنها مناظره، سرانجام آن را به حكميت نهايي بشر - يعني به ميدان جنگ - واگذار ميكردند. تمام ترقيات قرون وسطايي، جميع عرصه بازرگاني و جهان مسيحي، همه شور اعتقاد مذهبي، و كليه قدرت فئودالسيم و فريبندگي شواليه گري در دويست سال جنگي كه براي روح بشر و منافع بازرگاني در گرفت به اوج كمال و ذروه اعتلا رسيد. اولين علت مستقيم جنگهاي صليبي پيشتازي تركان سلجوقي بود. دنيا خود را با سلطه مسلمانان بر خاور نزديك وفق داده بود; خلفاي فاطمي مصر در حكومت بر فلسطين طريق مدارا پيش گرفته بودند و، صرف نظر از چند واقعه استثنايي، فرقه‌هاي مسيحي آن سامان از آزادي زيادي در پيروي از تعاليم ديني خويش برخوردار بودند. حاكم، خليفه ديوانه قاهره، كليساي قيامت را ويران كرده بود (1010) لكن خود مسلمانان مبالغ معتنابهي خرج تعمير مجدد آن كرده بودند. در سال 1047، جهانگرد و شاعر ايراني، ناصر خسرو، كليساي مزبور را چنين توصيف كرد: ((... جايي وسيع است چنانكه هشت هزار آدمي را در آن جاي باشد، همه را به تكلف بسيار ساخته از رخام رنگين و نقاشي و تصوير، و كليسا را از اندرون به ديباهاي رومي آراسته و مصور كرده و بسيار زر طلا بر آنجا به كار برده، و صورت عيسي عليهالسلام را چند جا ساخته كه بر خري نشسته است.)) اين فقط يكي از كليساهاي متعدد در بيت المقدس بود. زايران مسيحي حق داشتند آزادانه به اماكن متبركه رفت و آمد كنند;ساليان سال بود كه زيارت فلسطين نوعي عبادت يا كفاره محسوب ميشد; همه جاي اروپا، انسان كساني را ميديد كه برگهاي نخل فلسطين را چليپاوار، به نشانه زيارت از اماكن متبركه، زيور تنپوش خويش ميكردند; پيرزپلومن[1] معتقد بود كه اين قبيل افراد ((رخصت داشتند كه از آن پس تمام عمر سخن دروغ بگويند.)) لكن در 1070 تركان بيت المقدس را از چنگ فاطميان بيرون آوردند، و زايران مسيحي از اين پس ناقل رواياتي بودند درباره تعدي تركان و بيحرمتي آنها نسبت به اماكن متبركه. طبق روايتي قديمي كه صحت آن مسلم نيست، يكي از زايران به نام پير لوميت (پير منزوي) از جانب سيمون، بطر بيتالمقدس، نامهاي نزد پاپ اوربانوس دوم به رم آورد كه در طي آن تعقيب و آزار مسيحيان فلسطين بتفصيل بيان، و از پاپ عاجزانه تقاضاي كم شده بود (1088) .

====================

- [1] اين موضوع از يك كتاب قرون وسطايي گرفته شده كه مشتمل است بر هفت رويا، كه بخشي از آن مطايبهاي است از اوضاع ديني معاصر. مجموع اين روياها رااثر ي نويسنده انگليسي ميدانند موسوم به ويليام لانگلند، وتصور ميرود كه اين مجموعه در خلال سالهاي 1360-1359 نوشته شده باشد. - م.

شوک در آمریکا؛ ایوانجلیک ها نتیجه انتخابات را تغییر می دهند

متهم شدن رهبر سی میلیون مسیحی ایوانجلیک آمریکایی به ارتباط با یک فاحشه  مرد همجنس گرا، می رود که در آستانه انتخابات آمریکا و با جابه جایی نزدیک به سی میلیون رای گروه های ایونجلیک  نتیجه انتخابات را به نفع دموکرات ها تغییر دهد.  
 به گزارش الف از یو اس ای تو دی،  تد هگارد، رئیس و پیشوای مذهبی اتحادیه ملی مسیحیان ایوانجلیک که  بیش از سی میلیون عضو دارد، با اعتراف به پاره ای از مسائل اخلاقی، جمهوری خواهان آمریکا را در آستانه انتخابات مجالس ایالات متحده در وضعیتی دشوار قرار داده است. این پیشوای مذهبی که به ارتباط با یک فاحشه همجنس باز مرد و نیز استعمال مواد مخدر متهم شده است در حضور اعضای عضو ناظر کلیسای اتحادیه مذکور به پاره ای از اتهاماتی که بر علیه وی وارد می شود اعتراف کرد.
گفته می شود این شوک خبری، موجبات سرخوردگی تعداد زیادی از پیروان مسیحیت ایوانجلیک  که به عنوان گروهی تاثیر گذار در انتخابات آمریکا عمل می کنند را فراهم آورده است. از آنجائیکه این اتحادیه در  دوره های گذشته در مسائل اجتماعی همچون سقط جنین، سلول های جنینی و ازدواج همجنس گرایان به شدت اعلام موضع کرده  وبا تبدیل این بحث ها به مسائل سیاسی، گروه های اجتماعی را بر علیه دموکرات ها ساماندهی می کرد، این اعترافات به عنوان شاهدی بر سیاسی کاری و نفاق گروه فوق تلقی شده و در آرای گرو های ایوانجلیک به نفع جمهوری خواهان تزلزل شدیدی ایجاد کرده است. تزلزلی که گفته می شود حتی درصد اندکی از آن می تواند همانند زهر کشنده ای برای جمهوری خواهان کنگره و سنا عمل کند.

قرآن دومین کتاب پرفروش دانمارک و در صدر هدایای کریسمس

روزنامه دانمارکی "کریستیلگ داگلبلادت" در شماره روز چهارشنبه نوشت قرآن کتاب مقدس مسلمانان به عنوان دومین کتاب پرفروش در دانمارک، در صدر هدایایی قرار گرفت که مردم این کشور به‌خاطر عید میلاد مسیح به یکدیگر دادند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از کپنهاگ، به نوشته این روزنامه، در یک ماه گذشته حدود 5هزار نسخه از ده هزار نسخه ترجمه جدید قرآن به زبان دانمارکی که انتشارات "وندکانستن" آن را منتشر کرد، فروخته شد و به ‌این ترتیب قرآن ترجمه شده به زبان دانمارکی در جایگاه دوم فروش کتب خاص در این کشور قرار گرفت.

براساس این گزارش، توجه روزافزون دانمارکی‌ها به کتاب مقدس مسلمانان موجب شد تا این کتاب در صدر هدایایی قرار گیرد که مردم این کشور به خاطر عید میلاد مسیح به یکدیگر دادند. به گزارش ایرنا، "یورگن بک سیمونمس" کارشناس مسایل اسلامی، انتشار کاریکاتورهای توهین‌آمیز به پیامبر اسلام را یکی از دلایل توجه مردم دانمارک به توجه و روی‌آوردن به قرآن دانست.

به گفته وی، نمی‌توان به مطالبی که در روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون راجع به اسلام و مسلمانان است، توجه نکرد و این امر حاکی از تمایل به اطلاع از مضمون قرآن است.

 

بلر، پاجای فوکویاما: این "جنگ بین تمدن ها" نیست، این جنگ "در مورد تمدن" است.

تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا در مقاله ای که در شماره ژانویه 2007 نشریه سیاست خارجی (فارن افرز) - از نشریات شورای روابط خارجی آمریکا - منتشر کرده است، قرآن را کتابی مترقی خواند که سعی در اصلاح یهودیت و مسیحیت به ریشه های واقعی آن دارد. در کنار این اظهارات، بلر  اسلام را در حال دور شدن از روح خود خوانده و گروه های اسلام گرا را مورد انتقاد قرار داد.

وی در این مقاله با رد ایده جنگ بین تمدن ها، جنگ های اخیر را در راستای "جنگ درباره تمدن" ارزیابی کرد. بلر که مقاله خود را در همان نشریه ای منتشر کرده است که مقاله چند سال پیش برخورد تمدن های فوکویاما در آن منتشر شده بود،  گروه های مخالف اشغال عراق را نه گروه های مخالف دموکراسی غربی، که مخالف هر نوع دموکراسی توصیف کرد. 

به گزارش الف، بلر در  مقدمه این مقاله که با عنوان "نبرد برای ارزش های جهانی" منتشر شده است، آورده است:
"برای من، جذاب ترین نکته درباره قرآن، مترقی بودن آن است. خاضعانه و به عنوان معتقد به یک دین دیگر و از دید یک ناظر بیرونی اعتراف می کنم که قرآن به عنوان یک کتاب اصلاح گر، سعی در بازگرداندن یهودیت و مسیحیت به اصل خود دارد. قرآن شمول گرا* است.  دانش و علم را می ستاید و از موهوم پرستی متنفر است و کتابی ست کاربردی که در مسائل مربوط به ازدواج، زنان و حکمرانی، بسیار فراتر از زمان نزولش است.

در سایه تعالیم قرآن، گسترش اسلام و تسلط آن بر ممالک سابقا مسیحی یا کافر خیره کننده بود. در طول قرن ها، اسلام یک امپراتوری را تشکیل داد و جهان را در زمینه های اکتشاف، هنر و فرهنگ رهبری کرد. در قرون وسطی، اسوه های تساهل و تسامح در جهان اسلام به مراتب بیشتر از همتایان مسیحی خود بودند."

بعد از این توصیف کوتاه، بلر به زعم خود به ریشه های تروریسم در اسلام پرداخته است و صحنه اصلی نبرد کنونی را عرصه ایدئولوژی توصیف کرده است. نوشته جنجالی مذکور به دلیل آنچه فاصله گرفتن اسلام از روح خود خوانده، و انتقادات شدید به گروه های اسلامی، مورد انتقاد احزاب اسلام گرای بریتانیا قرار گرفته است.

این نوشته، با وجود نقائص فراوان و اشتباهات فاحشی که در آن وجود دارد، خشم محافل صهیونیستی را نیز برانگیخته است، به گونه که ای تعدادی از نشریات محافظه کار آمریکایی، به کنایه، بلر را "در آستانه گرویدن به اسلام" توصیف کرده اند.

 

هشدار نماينده انگليس درباره مسيحيت‌گريزي

يك نماينده پارلمان انگليس از حزب محافظه كار هشدار داد از سنت مسيحيت به طور مناسب در اين كشور حفاظت نمي شود.
 به گزارش «جهان» و به نقل از فارس در لندن، مارك پيچارد نماينده حزب محافظه كار در پارلمان انگليس با هشدار به مسيحيت گريزي و ترس از مسيحيت گفت: تلاش‌هاي بسياري در اين كشور براي به حاشيه راندن سنت هاي مسيحيت صورت گرفته اند.


مارك پيچارد كه خواستار برپايي يك بحث پارلماني درباره مسيحيت گريزي شده است، همچنين گفت قصدش انتقاد از مردم ديگر اديان نيست ، اما درصدد است تا از سنت مسيحيت حفاظت كند .

 
وي گفت: هدف از برپايي بحث پارلماني در باره مسيحيت گريزي، صحبت كردن درباره خداوند و يا جنبه هاي روحاني مسيحيت نيست بلكه هدف اطمينان حاصل كردن از اين است كه سنت مسيحيت اين ملت به رسميت شناخته مي شود.


وي تصريح كرد: اگر اصلي‌ترين احزاب سياسي در اين كشور اين مسئله را به رسميت نشناسند و از سنت مسيحي اين ملت حفاظت نكنند، در آن موقع اين خطر به وجود خواهد داشت كه مسيحيت از سوي احزاب افراط گر ربوده شود.


مارك پيچارد در ادامه افزود: تازه ترين يافته ها نشان مي دهد كه برنامه هاي ويژه ايام كريسمس از جمله خواندن آوازهاي اين ايام و يا اجراي نمايش هاي روي صحنه ويژه اين ايام كه پيام اميد، عشق و محبت و نور و روشنايي را در بردارند و براي بچه ها مفيد هستند، در مدارس ابتدايي به اجرا در نيامده اند .


وي خاطر نشان كرد: من نمي گويم كه در مدارس نبايد حق انتخاب وجود داشته باشد ، اما ايام كريسمس ايام مناسبي براي اجراي اين نمايش هاي روي صحنه كه در باره مسيحيت هستند و پيام هاي محبت و اميد را در بردارند، به شمار مي روند .


اين عضو پارلمان انگليس از حزب محافظه كار همچنين گفت: بسياري از مقام ها و همچنين نهادهاي عمومي در اين كشور، كارهايي را كه توسط مسيحيان در خيريه ها ، مشاغل و خدمات عمومي انجام مي شوند ، فراموش كرده اند و به نظر مي رسد كه برخي از افراد تمايل دارند كه سنت مسيحيت را كه به نخستين قرن بازمي گردد و همچنين كمك هاي آن را به هنر ، فرهنگ و علوم به فراموشي بسپارند.


مارك پيچارد با بيان اين مطلب كه در اين كار ديگر بيش از حد زياده روي شده است ، افزود : اگر افرادي هستند كه مي خواهند كليساي مسيحيت در اين كشور به حاشيه رانده شود ، بايد با شهامت اين مسئله را بيان كنند و نه اينكه از حقوق ديگر مذاهب به عنوان عذر و بهانه اي براي انجام اين كار استفاده كنند .


كيث پرتيس Keith Porteous مدير اجرايي انجمن ملي سكولار در انگليس، در واكنش به اين اظهارات، گفت: بحث مارك پيچارد تلف شدن وقت با ارزش پارلماني است.


كيث پرتيس گفت: مطلقا هيچ مسئله اي در ارتباط با مسيحيت براي مسيحيان اين كشور وجود ندارد كه بخواهند در باره آن گله و شكايتي داشته باشند .


وي افزود: 26 اسقف اعظم در مجلس اعيان انگليس داراي كرسي هستند، انگلستان داراي كليساي خاص خودش است، ملكه، نخست وزير و تقريبا همه اعضاء كابينه دولت مسيحي هستند، حال چگونه كسي مي تواند اينگونه تصور كند كه مسيحيان در اين كشور بدون امتياز و بهره مانده اند و يا اينكه به حاشيه ها رانده شده اند .


مدير اجرايي انجمن ملي سكولار در انگليس همچنين گفت: اگر قرار است در اين باره مطلبي بيان شود بايد گفت كه مسيحيان در اين كشور نه تنها به خارج از جامعه و زندگي عمومي رانده نشده اند بلكه بيش از حد نمايانگر شده اند.

تسخيري:پاپ بايد از اظهاراتش عذرخواهي كند

دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، به گفت‌وگو نشستن رهبران مسلمان با علماي علم مسيحيت را در گرو عذرخواهي رهبر كاتوليك‌هاي جهان از اظهاراتي دانست كه چندي پيش وي درباره‌ي اسلام و پيامبرعظيم‌الشان‌مان مطرح كرده بود.

آيت‌الله تسخيري در گفت و گو با ايسنا، با اشاره به نامه‌ي 138 تن از علما و انديشمندان مسلمان به رهبر كاتوليك‌هاي جهان يادآورشد: اين نامه در اجلاسي كه در امان برپا شده بود، از سوي تمامي شركت‌كنندگان براي پاپ ارسال شد و اين‌طور نبود كه خود شخصا اقدام به چنين كاري كرده باشيم.

وي افزود: در اين خصوص ما نخواستيم كه قبل از اظهار ندامت پاپ گفت‌وگو را شروع كنيم. ما تاكيد مي‌كنيم كه پاپ مي‌بايد بيشتر از خودش ندامت و علامت ندامت نشان دهد؛ چرا كه تعدي بزرگي به مقدسات اسلام كرده است.

تسخيري ادامه داد: اين نامه تقريبا دعوتي است براي اعلام ندامت تا مسير صحيح گفت‌وگوها شروع شود و فعلا من تصميم به شركت كردن در مساله‌ي گفت‌وگو را ندارم تا زماني كه شرايط مناسب باشد. وي تبيين واژه‌ي «اظهار ندامت»، اين اظهار ندامت را به اهانتي كه پاپ چندي پيش به مقدسات اسلام و پيامبر اكرم كرده بود، مرتبط دانست و تصريح كرد: رهبر كاتوليك‌هاي جهان بايد از اين سخنانش عقب‌نشيني كند و علامت ندامت از او ديده شود ، در غير اينصورت، با خواستن سفرا و چنين كارهايي اين ندامت حاصل نمي‌شود.

ما معتقديم اگر پاپ قصد دارد اطمينان جهان اسلام را به دست آورد، مي‌بايست بيشتر از خودش انعطاف‌پذيري نشان دهد و اعلام كند كه به آن صحبت‌ها پافشاري نمي‌كند.

دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه خود از امضاكنندگان اين نامه است در پاسخ به اين سوال كه آيا در نامه‌ي مذكور درخواست اظهار ندامت از پاپ خواسته شد، گفت: در اين نامه به حفظ حرمت و مقدسات انبيا اشاره كرديم واين امري طبيعي است كه ايشان اين حرمت را مراعات نكرد. وي هم‌چنين در پاسخ به اين سوال كه تا كنون زمان، مكان و اشخاص اين مذاكره تعيين شده‌اند، اظهارداشت :در اين‌باره اطلاعي ندارم.

موج فعالیت مبلغان‌مسیحی در عراق و افغانستان

به لحاظ شرایط خاص در افغانستان، عراق و هند از یک سو و از سوی دیگر رقابت بین مذهب پروتستان و کاتولیک هر یک در پی کسب امتیازی برای اعلام برتری بر دیگری است.
به گزارش خبرنگار «جهان» در پاكستان، ادامه ناامنی و نا آرامی در افغانستان باعث شده تا شرایط برای گروهای مختلف مبلغ مسیحی فراهم آید و از راه‌های کمک‌های به اصطلاح انسان دوستانه در پی جذب مردم جنگ زده و آواره افغان باشد .
هم اکنون بیش از 16 هزار مبلغ مسیحی اهل کره جنوبی در 55 کشور جهان که اغلب در کشورهای اسلامی هستند مشغول تبلیغ مسیحیت می‌باشند که افغانستان، عراق و هند از بیشترین مبلغان مسیحی برخوردار است .
اين گزارش حاكي است با وجود این که بیشترین آمار مبلغان مسیحی مربوط به امریکا با 46 هزار مبلغ در سطح جهان است، اما بیشترین فعالیت مربوط به مبلغان مسیحی کره جنوبی است. 
این امر به لحاظ شرایط خاص در افغانستان، عراق و هند از یک سو و از سوی دیگر رقابتی است که بین مذهب پروتستان و کاتولیک در کره جنوبی وجود دارد که هر یک در پی کسب امتیازی بر ای اعلام برتری بر دیگری است .
روزنامه منصف حیدر آباد هند نيز در گزارش خود آورده است؛ مبلغان مسیحی هم اینطور در شهر حیدر آباد هند مرکز ایالت اندرا پرادش است که به دلیل بی اعتنایی دولت هند به این مسله باعث گسترش فعالیت این مبلغان کره جنوبی شده است .
دولت مرکزی هند که تنها واژه سکولاریزم را به عنوان یدک با خود دارد، در پی این گونه فرصتها است تا با مسیحی شدن حداقل بخشی از جامعه 200 میلیونی هند از قدرت مسلمانان در بخشهای مختلف از جمله در بخش سیاسی کاهش پیدا کند .
اين گزارش مي افزايد؛ دولت مرکزی هند بخوبی آگاه است که تنها دلیل شکست حزب بهاراتیا تجاناتا همانا عدم حمایت مسلمانان از این حزب بود، لذا حزب حاکم (حزب کنگره ) برای جلوگیری از ابتلا به سرنوشت رقیب خود تنها اقدامی علیه مبلغان مسیحی در این منطقه مسلمان نشین نمي کند، بلکه زمینه را برای حضور این مبلغان با دادن ویزای طولانی مدت و اسان فراهم میکند .
این اوضاع در افغانستان به دلیل شرایط ویژه دو برابر است، دستگیری تعدادی از این مبلغان مسیحی در افغانستان به دست طالبان در همین راستا است.
همچنين گزارش هاي رسيده حاكي است كه دولت عراق نیز با اخراج برخی از این مبلغان در پی مقابله جدي با این مشکل است.

مرد سال فوتبال اروپا كشيش مي‌شود

مرد سال فوتبال اروپا قصد دارد بعد از آويختن كفش‌هايش در امور ديني مسيحيت تحصيل كرده و در صورت امكان، كشيش شود.

به گزارش«جهان» وبه نقل از فارس ، ‌بازيكن 25 و برزيلي تيم آث ميلان كه روز يكشنبه عنوان مرد سال فوتبال اروپا در سال 2007 را به دست آورد‌، عنوان كرد: بعد از فوتبالم، مايلم در دانشگاه در رشته علوم ديني مسيحيت تحصيل كنم و اگر بتوانم تا رده كشيشي بالا بروم.

 
وي ادامه داد: ‌البته تا آن حد، راه بسيار دشواري را پيش رو دارم چرا كه بايد ابتدا در رشته علوم ديني تحصيل كنم و بعد معلوماتم را از انجيل گسترش دهم.


كاكا كه در تيم ملي برزيل بازيكن قابل اعتنايي است،‌ قصد ندارد بعد از ترك فوتبال، ‌ارتباطش را با اين رشته قطع كند.


وي اظهار داشت: در كنار تحصيل در امور ديني، مايلم ارتباطم را با فوتبال حفظ كنم. براي اين منظور دوست دارم مربي يا مدير فوتبال شوم.


كاكا روز يكشنبه از سوي گزارشگران مجله فرانس فوتبال، بالاتر از كريستانو رونالدو (منچستر يونايتد) و ليونل مسي (بارسلونا) قرار گرفت و عنوان مرد سال فوتبال اروپا را به خود اختصاص داد.

كلیسای كارولینای شمالی به دلیل اهانت به قرآن از جامعه مسیحیت طرد شد

 كلیسای كارولینای شمالی به علت انتشار پیام ضداسلامی «قرآن باید لگدمال شود» از انجمن پاپتیست جنوبی (نام فرقه‌ای از مسیحیان) رانده شد.

 

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی «News Record»، «كرایتون لاولس»، كشیش كلیسای كارولینای شمالی و كلیسای تحت زعامت وی با رأی موافق ۵۵ نفر از اعضای انجمن‌های پاپیتست جنوبی طرد شدند.

 

انجمن پاپتیست جنوبی كه تعداد اعضای آن بالغ بر ۱۶ میلیون است و در قالب ۴۲ هزار كلیسا سازماندهی می‌شوند این مورد را بی‌سابقه‌ترین نمونه نزد كلیسای پاپتیست برشمردند.

 

گفتنی است، با وجود عذرخواهی لاولس، انتشار خبر پیام ضداسلامی «قرآن باید لگدمال شود» واكنش گروه‌های مسلمان آمریكایی، كارشناسان مذهبی و انجمن پاپتیست را دربر داشت

پیش بینی عجیب عارفان اسرائیلی درباره ایران و احمدی نژاد

خاخام یهودی «باروخ آوراهام راکوبسکی» از اعضای ارشد جمعیت ارتدوکس بیت المقدس اعلام کرد: «بزرگان تورات و کابالا (کتاب فرقه عرفانی یهود) می گویند که به زودی جنگی بزرگ با معجزات آشکار رخ خواهد داد.»

 به گزارش سرویس بین الملل «جهان» به نقل از سایت عبری ان اف سی،  این خاخام یهودی گفت: « کابالیست‌ها (عارفان یهودی) هفته گذشته در اورشلیم جمع شدند و با بررسی عمیق کابالیتی نشانه هایی از طرق مختلف و از کودکان اتیست (در خود مانده) دریافت کردند که نشان می دهد به زودی جنگی درخواهد گرفت که معجزاتی مثل خروج بنی اسرائیل از سرزمین مصر به وقوع خواهد پیوست. منظور از معجزات آشکار هم معجزاتی است که علاوه بر کابالیست ها ، اشخاص عادی هم قادر به تشخیص آن خواهند بود.»

خاخام راکوبسکی افزود:« کابالیست ها به عنوان دلیل گفتند هر بار که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران از نابودی اسرائیل سخن گفته در عرض 48 ساعت بعد در سرزمین او زمین لرزه ای با شدت متوسط  رخ داده است. احمدی نژاد در این باره 5 بار اظهار نظر کرده و هر 5 بار در ایران زلزله آمده است!»

وی ادامه داد: « کابالیست ها همچنین گفتند به آنها الهام شده که آمریکا در بلند مدت دوست اسرائیل نخواهد بود و اسرائیل باید از فرصت کنونی و دوستی با آمریکا استفاده کند و علیه ایران دست به حمله نظامی بزند.»

گفتنی است جمعیت دینی ارتدوکس اسرائیل درباره الهام گرفتن از بالا توسط کودکان اتیست، اختلاف نظر دارند.

در عین حال کابالیست مشهور «حییم کهن» که مریدانش ادعا می کنند چشم غیبی دارد به شاگردانش گفته است:« اکنون اسرائیل در وضعیتی است که توان حمله به دشمن و نابودی سریع آن را دارد و اکنون ما در دورانی هستیم که درباره آن گفته شده «خداوند برای شما خواهد جنگید.»

همچنین خاخام «حییم کانیوسکی» در پاسخ به سئوالی درباره ایران گفته است: «خداوند به زودی معجزات بزرگی برای ملت اسرائیل انجام خواهد داد.»

این خاخام نیز در بین جمعیت ارتدوکس یهودی به عنوان مطلع از امور غیبی شناخته می شود.

گفتنی است پس از انتشار گزارش کمیته تحقیق وینوگراد که در آن رسما" به شکست ارتش اسرائیل در جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان اعتراف شد ، وضعیت روانی طیف متعصب صهیونیست در اسرائیل به شدت آشفته شده و تلاش می شود با طرح چنین مواردی و دادن وعده معجزه در آینده از سوی برخی شخصیت های دینی همسو با سیستم ، از فشار روانی موجود کاسته شود.

تبليغ مسیحیت در كوه‌های دربند تهران

 در روز جمعه گروهی ناشناس در کوههای دربند تهران، به توزیع cdهای زندگانی حضرت مسیح  پرداختند.

بر پایه این گزارش، افراد این گروه، صدهاCD  تبلیغی مربوط به زندگی حضرت مسیح را به طور رایگان میان جوانانی كه به كوه‌های دربند تهران آمده بودند، توزیع كردند.عاملان توزیع كهCD ها را در ساك‌های بزرگ حمل می‌كردند، ، پس از پخش فیلم‌ها، به سرعت محل را ترك كردند .گفتنی است، به تازگی تعدادی جاسوس خارجی نیز كه تحت پوشش جمع‌آ‌وری كمك برای ملت فلسطین، به جاسوسی و تبلیغ مسیحیت مشغول بودند، دستگیر شده‌اند.

عضوگيري فرقه‌ «كابالا» از ميان جوانان ايراني

گروهي از جوانان اخيرا به ترويج آموزه‌هاي فرقه موسوم به «كابالا» كه به گفته آنان، نشات گرفته از نوعي عرفان يهودي است، در ميان جوانان ايراني مي‌پردازند.

 به گزارش «جهان»، اين فرقه در پوشش عرفاني علاوه بر ترويج عقايد و باورهاي يهود صهيونيسم به بي‌بندوباري جنسي نيز مي‌پردازد.

سردمداران اين جريان ضدديني همچنين از برخي از خوانندگان غربي از جمله «مدونا» و «بريتني اسپيرز» براي ترويج فرقه مذكور استفاده مي‌كنند.

اين گزارش حاكي است سرمايه‌داران صهيونيست آمريكايي از جمله حاميان مالي اين فرقه هستند و مي‌كوشند با جذب برخي از چهره‌هاي ورزشي و هنري زمينه گسترش فرقه را در ميان جوانان كشورهاي جهان از جمله ايران اسلامي فراهم كنند.

هم اكنون علاوه بر مدونا،‌ بريتني اسپيرز، بكهام،‌ اليزابت تيلور، روزين بار و ... به اين فرقه پيوسته‌اند و برخي از جوانان مسيحي غرب بدون توجه به اهداف پنهان اين فرقه، دين خود را رها كرده و به اين جريان پيوسته‌اند.

فرقه كابالا به تدريج در جمع جوانان ايراني نيز ترويج مي‌شود كه بسيار هشدار برانگيز است.
به تازگي يك سايت فارسي زبان كه از سوي بي‌بي‌سي مورد حمايت مالي و فني قرار دارد و برخي از نويسندگان روزنامه‌هاي زنجيره‌اي در آن فعاليت‌ مي‌كنند، گزارشي درباره جشن موسوم به 49 سالگي مدونا در يك جمع كوچك جوانان تهراني منتشر و به تشويق و ترغيب مخاطبان براي پيوستن به اين فرقه پرداخت.
اين سايت در گزارش خود نوشت:
«... ميهمانان جشن، نخ‌هاي رنگي به مچ دست چپ خود بسته‌اند ... اين نشانه فرقه كابالاست. نوعي عرفان يهودي كه مدونا به آن اعتقاد دارد ... مدونا نگاهي عرفاني به زندگي دارد(!) و با رقص‌هايش رابطه مراد و مريدي دارد(!) ...»
كابالا نامي است كه به تصوف يهودي اطلاق مي‌شود. اگر چه تاريخچه اصطلاح آئين كابالا به درستي معلوم نيست، اما دكتر عبدالله شهبازي محقق و پژوهشگر سياسي ايراني در اين باره تحقيقاتي انجام داده است.
شهبازي با رد ادعاي اين كه برخي متفكران غربي نيز به اين آئين گرايش داشته‌اند،‌ مي‌نويسد:

«... اين ادعا نه تنها پذيرفتني نيست، بلكه براي تصوف يهودي به عنوان يك مكتب مستقل فكري پيشينه جدي نمي‌توان يافت ...»

گفتني است فرقه كابالا، علاوه بر كمك‌هاي مالي كلان صهيونيسم جهاني، از روش‌هاي خاصي براي كسب درآمد بهره مي‌برد.
اين فرقه آب معدني معمولي را در كانادا به نام «آب كابالا» به قيمت هر بطري 8 دلار مي‌فروشد.
كاباليست‌ها مدعي‌اند كه اين آب داراي انرژي مثبت است و بيماري سرطان را مداوا مي‌كند.
اين فرقه همچنين نمادي به اصطلاح از چشم شيطان تهيه كرده و هر عدد را 26 دلار مي‌فروشند.
عوامل اين فرقه همچنين به ترويج بي‌بندوباري جنسي، مصرف مواد مخدر، موسيقي تهييج كننده مي‌پردازند.
اگر چه روند عضوگيري اين فرقه در ايران بسيار كند است، اما هر گونه غفلت از شكل‌گيري اين فرقه و شيوه‌هاي تبليغي و جوان‌پسند آن مي‌تواند زمينه گسترش فعاليت اين فرقه را در ايران فراهم كند.

مسيح(ع)در دولت جهاني حضرت مهدي(عج) نقش تعيين كننده اي دارد

حجت الاسلام تقوي اقتداي مسيح (ع) به امام زمان(عج) را تحقق كامل آرمان دين مسيحيت و تبعيت از مكتب اسلام دانست.

حجت الاسلام سيد مهدي تقوي پژوهشگر حوزه مهدويت در گفت و گو با خبرگزاري شبستان با اشاره به نقش حضرت مسيح(ع) در عصر ظهور حضرت مهدي(عج) گفت: در روايات ما از حضور مسيح (ع) بسيار سخن گفته شده است و اين بدان معني است كه مسيحيت به عنوان يكي از پرطرفدارترين اديان الهي تا عصر ظهور باقي خواهد ماند.

وي در ادامه گفت: توجه ائمه معصومين(ع) به مسيحيت نشانه آينده نگري اين بزرگواران است كه با واقعيات موجود زمان حاضر نيز تطبيق دارد.

اين پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و معارف به رمز بقا و گستردگي مسيحيت اشاره كرد و گفت: با وجود انحرافات و تحريفات فراوان در مسيحيت اين دين با اتكا به دو اصل محوري و استراتژيك كه با روح اسلام نيز سازگاري دارد تا برپايي حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) پايدار خواهد ماند.

تقوي در پايان گفت: مسيحيت با تمسك به معنويت و محبت دلهاي بسياري را به خود جذب كرده است اما در بكار گيري آن در اخلاق، سياست و فرهنگ دچار انحراف شده است. اقتداي مسيح (ع) به امام زمان(عج) عاري از اين انحراف و تحقق كامل آرمان مسيحيت و تبعيت از مكتب اسلام است.

«بهاى كریسمس»

 در حالى كه مردم كشورهاى مسيحى روز جمعه، كريسمس را جشن گرفتند، روزنامه «اينديپندنت» چاپ «لندن» در مطلبى تحت عنوان «بهاى كريسمس» اعلام كرد كه مردم انگليس براى برگزارى جشن كريسمس در سال جارى، ۳۰ ميليارد پوند هزينه كرده اند.

اينديپندنت در اين مطلب هزينه هاى انگليسى ها را با برخى از كشورهاى در حال توسعه مقايسه كرده است كه متن آن از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد:

موارد متفرقه

۴/۲ ميليارد پوند: هزينه وسايل آرايش در كريسمس

۴/۱۴ميليارد پوند: بودجه انگلستان براى كشورهاى درحال توسعه

۸۱۳ پوند مخارج هر فرد بالغ انگليسى براى برگزارى جشن كريسمس

۵۰ پوند: درآمد سرانه هر شهروند اتيوپى

۲۰ميليون پوند: عروسك هاى ربوتى مارك تيلدن كه اسباب بازى پرفروش امسال بود.

۲۰ميليون پوند: پولى كه كشورهاى جنوب آفريقا هر ۱۶ ساعت به كشورهاى ثروتمند مى پردازند.

خوراك

۷۰۰۰ كالرى به طور متوسط هر انگليسى در روز كريسمس مصرف مى كند.

۷۸۰ دقيقه بايد دويد تا ۷۰۰۰ كالرى را سوزاند.

۷روز كه هر كودك پناهنده در «دارفور» سودان بامصرف ۷۰۰۰ كالرى مى تواند زنده بماند.

۱۲ پوند متوسط هزينه هر انگليسى براى ناهار كريسمس.

۱۲ پوند مصرف ماهانه دانه هاى غلات براى يك خانواده در كشور مالاوى دچار خشكسالى.

۳۰ هزار و ۵۲۵ مايل مسافت براى شام كريسمس هر انگليسى تا به سر ميز او برسد. سبزيجات به تنهايى ميزان ۱۵ هزار و ۸۰۰ مايل سفر مى كنند.

۴ مايل كه اعضاى يك خانواده در كشورهاى در حال توسعه روزانه مى پيمايند تا به آب برسند.

سلامتى

۵ ميليون: تعداد بريتانيايى هايى كه طى برگزارى جشن دچار ناراحتى هاى معده شدند.

۲/۱ ميليون نفر امسال در كشورهاى در حال توسعه براثر بيمارى اسهال كشته، شدند.

جرايم

۲۴۴ هزار خانه در دوره برگزارى جشن مورد دستبرد قرار گرفتند.

تخمين زده شد ۷۵ هزار و ۵۸ بريتانيايى، كريسمس را در زندان به سر برده اند.

۴/۲ درصد: رشد جنايت در كريسمس

محيط زيست

۸۳ كيلومتر مربع: مقدار كاغذى كه براى بسته بندى در كريسمس مصرف شد «براى پوشانيدن ۳۳ هايد پارك كافى است.»

۳ ميليون تن زباله اضافى توليد شد كه براى پركردن ۱۲۰ ميليون جايگاه پلاستيكى آشغال كافى است.

داستان اسلام آوردن خانم هاجره شيخ از زبان خودش

براي مدتي سرگردان بودم، داستان اسلام آوردن خانم هاجره شيخ از زبان خودش

توضيح:

مطلبي را كه پيش روي داريد از كتاب «اينك خورشيد از غرب طلوع مي كند» نوشته خانم مظفر حليم و ترجمه آقاي عبدالعزيز ويسي برگرفته شده است. كتاب فوق حاوي سرگذشت و تجارب تازه مسلمانها آمريكائي و اروپايي كه توسط خود آنها بيان شده است. خانم مظفر حليم طي ديدارها و نامه نگاريهايش با اين تازه مسلمانها موفق به جمع آوري آنها در اين مجموعه گرديده است. درضمن بخش دوم اين كتاب توسط فراخوان از طريق اينترنت جمع آوري شده است. برادران عزيز را به تهيه و مطالعه اين كتاب بسيار گرانبها سفارش مي كنم.

با خانم سوزان دي پاس در مسجد «تيميه» (1) در يك مراسم عقد آشنا شدم. او به عنوان يك پرستار در «يو اس ال» كار مي كرد. او زندگي گذشته اش را ترك كرده بود تا در دين اسلام زندگي آرام و لذت بخشي داشته باشد. اما متاسفانه از سوي يك سري افراد به اصطلاح مسلمان كه به طور درست دنباله رو ارزشهاي اسلامي نبودند، مورد بي مهري قرار گرفته بود. اما الحمدلله گروهي ديگر او را در راه دين حمايت مي كردند. آنان او را با عمل درست با اسلام و مسلمانان واقعي آشنا كردند و اكنون ازدواج كرده است و صاحب دختري زيبا بنام رابعه و همسري دوست داشتني باشد.

او نه تنها از نظر عملي يك مسلمان به تمام معنا است بلكه الگوي كاملي براي خانواده اش نيز مي باشد. برادرزاده اش كه 22 سال سن دارد و در دانشگاه «بركلي» (2) مشغول به تحصيل است به تازگي به دين اسلام گرويده است. اسم اين برادرزاده اش «حسن» است.

در سال 1994 بعد از مطالعه قرآن و آشنايي با افراد مخلص و متواضع كه قبلا هرگز نديده بودم مسلمان شدم. قبلا چيزهايي در مورد مسلمانان مي دانستم اما تحت تاثير آنها قرار نگرفته بودم. زيرا آنها فقط به صورت اسمي و ظاهري مسلمان بودند و از نظر عملي چيزي از اسلام نمي دانستند و من هيچ چيز در مورد اسلام از آنها نفهميدند و اين ناآگاهي از اسلام ادامه داشت تا اينكه قرآن و سيره رسول اكرم صلي الله عليه و سلم را مطالعه كردم. احساس كردم كه بايد تغييري در زندگي ايجاد كنم. دچار سر در گمي شده بودم. زيرا مي دانستم خداوند خود مي داند كه چه كسي را چگونه هدايت كند. خيلي افتخار مي كنم و بر خود مي بالم كه اسلام را پذيرفته ام. هر چند كه پذيرفتن دين اسلام يكسري مسؤوليت ها را به همراه دارد اما منافع آن غير قابل شمارش است.

پدرم اهل فرانسه و مادرم ايتاليايي است و خودم بزرگ شده شهر «بوستون» (3) هستم. البته قبل از دين اسلام مسيحي بودم. مادرم خيلي زن معنوي گرايي است هر چند كه خيلي به دستورات مذهب كاتوليك پايبند نيست. او هميشه معتقد بود كه پروردگار او را مي بيند و با او هم گفتگو مي كند. البته هيچ گاه به ما نمي گفت و خود نيز معتقد نبود كه حضرت عيسي خداست.

روح مقدس يك موضوع نامشخصي براي من بود (در مقابل مفهوم تثليث پدر، پسر، و روح القدس) و من جواب درستي در باره اين موضوع از هيچ مسيحي دريافت نكردم. آيا روح مقدس (روح القدس) همان خداست؟ حتي در زمان بچگي ام نمي توانستم بفهمم چرا ما بايد براي همه اينها نماز بخوانيم. چرا فقط براي خدا نماز نخوانيم؟ پدرم كاتوليك است اما زياد پايبند به آن نيست و ما درباره اين موضوعات زياد با هم صحبت نمي كنيم. بيشتر به موضوعات تجارت، ورزش و آب و هوا علاقمند است. من براي پدرم دعا مي كنم كه روزي او نيز در اين راه گام بردارد. خواهرم يك «لوترن» (4) متعصب است. پسر بزرگش مسلمان شده است هرچند كه من تاثيري در مسلمان شدن او نداشتم و او فقط خودش با مطالعه مذاهب دنيا در دانشگاه بركلي، به اسلام روي آورده است. خيلي به او افتخار مي كنم زيرا من يك حامي از خانواده اي ديگر يافته ام. اسلام يك مفهوم بيگانه و غريبي در اين كشور است.

متاسفانه رسانه هاي گروهي با ديد بدي به اسلام و مسلمانان نگاه مي كنند؛ بسياري از مردم آمريكا در مورد دين اسلام نظري ندارند و زماني كه مي دانند من مسلمان هستم بسيار تعجب مي كنند. هرچند كه تقريبا هشت مليون مسلمان در اين كشور زندگي مي كنند. من متوجه شده ام كه اين مسلمانان بر خلاف نظر عموم به جاي اينكه متعصب باشند، بسيار كنجكاو هستند.

مي دانم كه اسلام مرا به شخص بهتري تبديل كرده است ديگر خيلي خودپسند نيستم بلكه به حال خودم بسيار دلسوزي مي كنم. فقط به اطراف نگاه مي كنم و مي فهمم كه واقعا چقدر خوشبخت هستم. مي دانم كه خداوند از تمام افكار و اعمال من باخبر است. (چه خوب و چه بد) و من هم طبق دستورات او اين راه را طي مي كنم. درك مي كنم كه كمك به ديگران و سبك كردن بار ديگران بسيار لذت بخش است.

اكنون 37 سال دارم و سعي مي كنم هر روزم بهتر از ديروزم باشد. احساس مي كنم وقت زيادي از عمرم را تلف كرده ام. قبل از رفتن از اين دنيا به دنياي ديگر كارهاي زيادي بايد انجام داد و اميدوارم به بهشت وارد شوم. پرستار هستم و مي دانم كه در زندگي بعضي از مريض ها تاثير داشته ام. همچنين به دوستانم در مورد كارهاي پزشكي كمك مي كنم. معماري هم بلدم هرچند كه در ابتدا آن را كاري بيهوده مي دانستم اما از نظر اسلامي متوجه شدم كه راهي براي كمك به مردم يافته ام.

مهمترين چيزي كه از اسلام به من رسيده است آرامش دروني است. ديگر نگران آينده و موقعيتهاي آن نيستم. مي دانم كه خداوند بر گذشته و آينده من عالم است. و من بايد زندگي كنم و خداوند مهربان است و بيشتر از وسعت و توانايي ام از من كار نمي خواهد. هر روز خداوند را شكر مي كنم كه مرا به دين اسلام هدايت كرده است. سلام و درود خداوند بر تمام كساني كه اين داستان را مي خوانند.

به نقل از «اينك خورشيد از غرب طلوع مي كند» نوشته خانم مظفر حليم با همكاري بتي باوتمن ترجمه آقاي عبدالعزيز ويسي ـ نشر احسان 1381


--------------------------------------------------------------------------------

(1)- Taymiyah

(2)- Berkeley

(3)- Boston

(4)- Lutheran

داستان اسلام آوردن خانم سندي وبر مبلغ مسيحي

داستان اسلام آوردن خانم سندي وبر مبلغ مسيحي

سندي وبر معاون مدرسه «نيو هاريزن» است. شخصيت جالب توجهي دارد. هميشه از صحبت كردن با او لذت مي برم. براي مدت زيادي مبلغ مسيحي بوده است و چقدر تغيير عجيبي است كه يك مبلغ مسيحي به دين اسلام بگرود. پروردگار، خودش شخصي را كه مي خواهد هدايت كند انتخاب مي كند و كسي را كه مي خواهد به او نزديك شود دوست دارد. الله اكبر!

اولين آشنايي من با دين اسلام در سال 1982 بود. زماني كه در كنيا معلم بودم. معلم يك مدرسه ديني مسيحيت در دويست و پنجاه مايلي غرب «نايروبي» بودم. اغلب به نايروبي سفر مي كنم تا دوستاني را كه در آنجا هستند ملاقات كنم و تفريحي هم كرده باشم. در آن هنگام در «نايروبي» بود كه متوجه گروهي از مردم شدم كه در اجتماعات مختلف گرد هم مي آمدند. اين افراد به نظر من زندگي خوبي داشتند. خيلي پايبند اصول خانواده بودند. هيچ وقت الكل و مواد مسكر ديگر نمي نوشيدند. به بزرگترها احترام مي گذاشتند و به همديگر كمك مي كردند. بعد از طريق يكي از دوستانم متوجه شدم اين افراد مسلمان هستند.

در سال 1983 به آمريكا برگشتم. چهار سال بعد احساس كردم كه بايد مذهبم را تغيير دهم زيرا احساس مي كردم اينجا در آمريكا در مسيحيت اشتباهاتي وجود دارد و مذهب كاتوليك نمي توانست جوابگوي پرسشهاي من باشد. مردم سرد و بي خيال بودند. در جشنها هميشه الكل و مواد مصرف مي كردند. اصلا ازدواج كردن مساله نبود زيرا تو مي توانستي با هر كس قرار بگذاري و با او باشي. مردم بيشتر به آرايش كردن، مد جديد لباس و مد جديد مو مي پرداختند.

در ماه آوريل 1987 تصميم گرفتم كه به طور جدي تغيير مذهب بدهم. مردمي را كه در نايروبي ديده بودم، به خاطر آوردم. در آن هنگام كه در شيكاگو زندگي مي كردم، مسجدي يافتم. كتابهايي در مورد اسلام پيدا كردم و دو هفته بعد شهادتين را بر زبان آوردم و مسلمان شدم. همه اين موارد فقط از جانب خودم بود و با هيچ مسلماني هم دوست نبودم و خداوند بر همه چيز آگاه است.

در سال 1987 مسلمان شدم و خانواده مخالفتي نشان ندادند. هرچند كه بعد از پوشيدن حجاب تعدادي از دوستانم را از دست دادم. متوجه شدم كه اسلام زندگي انسان را بهبود مي بخشد بويژه وقتي كه انسان در روز، پنج مرتبه نماز مي خواند و اين يك زنگ تفريحي است براي دوري از كارهاي روزمره و اينكه به جنبه روحي خود نيز بپردازيد. اكنون در مدرسه اسلامي «پاساداناي كاليفرنيا» كه «نيوهاريزن» نام دارد، كار مي كنم و عصرها به دانشكده حقوق مي روم. صاحب دو بچه هستم يكي هشت سال و ديگري پنج سال سن دارد.



برگرفته از «اينك اسلام از غرب طلوع مي كند» نوشته: بانو مظفر حليم ترجمه عبدالعزيز ويسي « نشر احسان»

منبع: http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

دست معجزه‏گر/ مصاحبه با خانم زهرا احسن از کشور روماني

دست معجزه‏گر/ مصاحبه با خانم زهرا احسن از کشور روماني

پديدآورنده:پريسا خدابخش لاله‏لو آنچه در پي مي‏آيد حاصل مصاحبه کوتاهي است‏با خانم زهرا احسن از کشور روماني که به همراه همسرش در رشته دندانپزشکي دانشگاه تهران به تحصيل اشتغال دارند. خانم احسن نه شخصيت معروفي است و نه نويسنده‏ي صاحب سبک. لکن انساني است جستجوگر

که در کشورهاي تحت‏سيطره حکومت کمونيستي به دنيا آمده و از فطرت انساني خويش دور افتاده است. با اين وجود به لطف الهي ذهن جستجوگر و قلب حساس او در تلاشي چشمگير راه خود را به سوي نور و حقانيت جاودان اسلام باز مي‏کند. او مي‏تواند نمونه جواناني باشد که تار و پود سلطه ماديگري را از هم گسسته و در مسير وصول به معرفت‏حقيقي قرار گرفته‏اند. او در اين مصاحبه طرحي از زندگي خويش را ارائه مي‏کند، به همين دليل پرسشهاي بعمل آمده از ايشان حذف و سخنان شنيدني وي با ويرايش جزيي به نظر خوانندگان گرامي مي‏رسد.

. . . شش سال است که مسلمان شده‏ام. مسلمان شدن آسان است ولي حفظ کردن آن و عمل کردن به آن دشوار است. راه طولاني است. من در کشوري کمونيستي به دنيا آمدم وبزرگ شدم. وقتي حدود 12 ساله بودم احساس فشاري روحي و رواني مي‏کردم. مي‏خواستم درباره خداوند بدانم. متاسفانه کسي نبود که به من پاسخ درستي بدهد. به چراها و پرسشهاي من، پرسشهايي که همه انسانها هنگام رشد خود دارند جوابي داده نمي‏شد. از مسيحيت پاسخي نگرفتم و به ناچار به کتابهاي مختلف پناه بردم و کم کم که بزرگتر شدم به اديان شرقي علاقه پيدا کردم و منجمله درباره اديان هندي مطالعه کردم. ولي افسردگي من از بين نمي‏رفت. همچنان مطالعه مي‏کردم تا وارد دانشگاه شدم. آنجا با مسلمانان آشنا شدم و بدين‏گونه در دنياي جديدي به رويم باز شد. بعد از مسلمان شدن با همسرم که سيد است و از مناطق شمال هند - الله آباد کشمير - است ازدواج کردم. وقتي جنگ بوسني شروع شد همسرم در جنگ شرکت کرد و بعد از آن دو سال در کرواسي به تحصيل ادامه داديم و سپس عازم ايران شديم.

خانواده من با مسلمان شدن من مخالف بودند. اين را مي‏دانستم. به همين دليل از آنها اجازه نگرفتم. لذا مشکلات زيادي برايم پيش آمد. رفتار پدر و مادرم بسيار خشن بود. در فرهنگ کمونيستي رابطه عاطفي ميان پدر و مادر و فرزندان وجود ندارد. تا به دنيا آمدن دخترم با من هيچ خوب نبودند ولي پس از آن رابطه ميان ما بهتر شد. من در هر جاي جهان باشم به ديدن آنها مي‏روم. من به آنها قول داده‏ام که به ديدارشان بروم. ولي آنها از دست من ناراحت‏بودند تا آنجا که پدرم سکته قلبي کرد و مادرم دچار نارحتي کليوي شد. آنها مي‏گفتند من چون مسلمان شدم بدبخت‏شدم و عقب رفتم. با اين وجود من از يافته خود دست‏برنمي‏داشتم و مقاومت مي‏کردم زيرا من امنيت روحي خود را پيدا کرده بودم. هميشه چيزي وجود مرا تکان مي‏داد و از درون مرا صدا مي‏زد. شايد بگوييم وجدان بود. کسي مرا فرا مي‏خواند. احساس مي‏کردم يک نفر نيستم. وقتي در جواني اين را به کسي مي‏گفتم به من مي‏خنديد و مي‏گفت ديوانه شده‏اي. ولي من هر کاري مي‏خواستم بکنم او مرا صدا مي‏زد. اگر به نداي او گوش نمي‏دادم دچار شکست مي‏شدم.

حالا خدا را شکر مي‏کنم که آرامش پيدا کرده‏ام. البته من هيچ شايستگي شيعه شدن را نداشتم. اول هم با يک مسلمان سني آشنا شدم که اهل سوريه بود ولي از اسلام حرف چنداني نزد تا اينکه با همسرم و با شيعيان لبنان آشنا شدم. حالا مسلمان شيعه شده‏ام و از اعتقاد خود دست‏بر نمي‏دارم.

وقتي دخترم به دنيا آمد مي‏خواستم براي او نامي انتخاب کنم که مرا به ياد اسلام بيندازد. چون او در روز تولد حضرت امام حسن عليه‏السلام به دنيا آمد اسم او را زينب گذاشتم تا هم به ياد اسلام باشم و هم به ياد خواهر امام حسن عليه السلام .

بايد اضافه کنم رشد اسلام در بلوک شرق تا حدود زيادي مديون رهبري امام خميني است. زماني که من مسلمان شدم بيشتر به دنبال دانستن بودم ولي بعد از اينکه ناخت‏بيشتري پيدا کردم فهميدم اگر امام خميني نبود اسلام امروز نبود. اگر امام خميني نبود حتي آنهايي که شيعه هستند مانند مسلمانان لبنان و عراق آن طور که امروز بيدار هستند، بيدار نبودند. امام خميني به اسلام جان تازه‏اي بخشيد. وجود امام خميني باعث‏شد خيليها مسلمان شوند و مسلمانان جراتي پيدا کردند که بگويند مسلمانند. مسلمانان چنين جرئتي نداشتند. من خود در آن اوايل اين موضوع را ابراز نمي‏کردم تا اينکه با شيعيان لبنان آشنا شدم. آنها از همه بيشتر جرئت داشتند و حتي عکس بزرگ امام خميني را در اتاق خود داشتند و از هيچ تهديدي نمي‏هراسيدند. در واقع امام خميني براي مسلمانان روحيه و شهامت‏به ارمغان آوردند. من اولين بار وقتي 9 ساله بودم تصوير امام خميني را از تلويزيون ديدم. البته تلويزيون از امام و ا يران چيز زيادي نمي‏گفت، فقط در بخش اخبار گاهي عکس امام را نشان مي‏دادند و خبر مختصري پخش مي‏شد. مادر بزرگم درباره امام مي‏گفت اين مرد وقتي دستش را براي مردم بالا مي‏برد يعني قدرتي دارد و يک ارتباط روحي و رواني با مردم برقرار مي‏کند. هر کسي قدرت چنين کاري را ندارد. من درباره سخنان مادربزرگم فکر مي‏کردم ولي بخوبي نمي‏توانستم آن را درک کنم. پدرم مي‏گفت نخير چنين نيست‏بلکه آمريکا مهم است. مادربزرگم مي‏گفت اين مرد [امام خميني] را ببينيد. اين مرد جهان را مي‏چرخاند. او مي‏گفت امام خميني با دست‏خود معجزه مي‏کند. او با دست تکان دادن خود مردم را راهنمايي مي‏کند. از آن پس من با مسايل ايران هر روز بيشتر آشنا شدم. در واقع کسي که امام را نمي‏شناسد زندگي را خوب نمي‏شناسد. به نظر من کسي که امام را نمي‏شناسد نمي‏تواند زندگي را بفهمد و خداوند مرا خوشبخت کرد که با شيعه‏ها آشنا شدم و شيعه شدم. هرگاه به اروپا مي‏روم بين دوستانم که بيشتر سني هستند نمي‏گويم شيعه هستم. به نظر من روح آنان خيلي رشد نمي‏کند.

حالا من در ايران هستم. ايران بهترين مکان براي امنيت روحي است البته از نظر مادي نمي‏توان ايران را با اروپا مقايسه کرد. در اوايل زندگي، در اينجا کمي سخت‏بود و گاهي احساس ناراحتي مي‏کردم; فارسي هم بلد نبودم و مشکلات متعددي داشتم. ولي در ايران از لحاظ روحي زندگي بسيار خوب است. من در اينجا درس مي‏خوانم، خانه‏داري مي‏کنم، قرآن مي‏خوانم و فکر مي‏کنم کسي که مي‏خواهد از نظر روحي و معنوي رشد کند ايران بهترين کشور دنياست. همسرم نيز هم درس مي‏خواند و هم به کار ترجمه اشتغال دارد. ما با کمبودها مي‏سازيم و اين کمبودها در برابر آسايش روحي چيزي نيست. شايد اگر من و همسرم از يک کشور اروپاي غربي بوديم نمي‏توانستيم با اين شرايط بسازيم. ولي ما خيلي طالب رفاه نيستيم و من کلا سعي مي‏کنم خيلي سخت نگيرم.

سايت حوزه نت

منبع: http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

مسلمان شدن خاورشناس مجارستاني دکتر عبدالکريم جرمانوس

مسلمان شدن خاورشناس مجارستاني دکتر عبدالکريم جرمانوس

1. دکتر عبدالکريم جرمانوس يک خاورشناس معروف اهل مجارستان است و دانشمندي است که شهرت جهاني دارد. در بين دو جنگ جهاني از هندوستان ديدار کرد و مدتي هم با دانشگاه« شانتي ناکتنِ » «تاگور» مرتبط بود. بعدها به جامعه ملي دهلي آمد و همين جا بود که اسلام را پذيرفت.

دکتر جرمانوس يک زبان شناس است و بر زبان و ادبيات ترکي مسلّط است و از طريق مطالعات خاورشناسانه بود که به اسلام هجرت کرد. در حال حاضر دکتر عبدالکريم جرمانوس به عنوان استاد و رييس دانشکده مطالعات اسلامي و خاورشناسي در دانشگاه بوداپست مجارستان مشغول به فعاليت است.

2. يک بعدازظهر باراني در دوره نوجواني ام بود که داشتم يک مطلب مفصل را به دقت مطالعه مي کردم. مسايل روزمره که با رويا وخيالات مخلوط شده بود، توضيحاتي درباره سرزمينهاي دوردست که هر صفحه اين توضيحات متفاوت بودند. صفحات را با بي اعتنايي مرور مي کردم تا اينکه يک صفحه نظرم را به خود جلب کرد. تصوير، خانه هايي را با سقف هاي مسطح نشان مي داد که از گوشه و کنار آن مناره ها و گنبدهايي در آسمان تيره که با نور هلال ماه روشن شده بود، سر بلند کرده بودند. سايه مرداني که بر روي سقف خانه ها با رداهاي عجيب و غريب چمباتمه زده بودند به خطوط مبهمي کشيده شده بود. آن تصوير خيال مرا به خود مشغول کرد. اين تصوير بسيار از مناظر معمول اروپايي متفاوت بود: يک منظره شرقي، جايي در شرق عربي و يک قصه گو که داستانهاي شگفتش را براي جمعيت رداپوش تعريف مي کرد. خيلي واقع گرايانه بود که من در تخيّل خودم مي توانستم صداي دلپذير او را که ما را سرگرم مي کرد بشنوم. آري ما را يعني مستمعين عرب و يک دانش آموز16 ساله که در يک صندلي راحتي در مجارستان نشسته است. اشتياق مقاومت ناپذيري را براي شناختن نوري که در آن تصوير با ظلمت مبارزه مي کرد در خودم احساس کردم. شروع به يادگرفتن زبان ترکي کردم. خيلي زود برايم واضح شد که زبان ادبي ترکي تنها تعداد اندکي از لغات ترکي را در بر دارد. عرصه نظم را فارسي و عرصه نثر را اجزاء ادبيات عرب غنا بخشيده اند. تلاش کردم که در بر هر سه احاطه پيدا کنم تا بتوانم به دنياي روحاني اي وارد شوم که چنان نور پرتشعشعي را بر انسانيت مي تابانيد.

3. در طول يکي از تعطيلات تابستاني اين فرصت برايم فراهم شد که سفري داشته باشم به «بوسني» که نزديک ترين کشور در مجاورت کشور ما بود که فرهنگي شرقي داشت. همين که در يک هتل مستقر شدم به سرعت براي ديدن مسلماناني که در آنجا زندگي مي کردند حرکت کردم. زبان ترکي آنها که با الفباي پيچيده عربي نوشته مي شد برايم آنچنان غيرقابل فهم بود که گويي تنها با زبان اشاره چيزهايي را به من مي فهماندند. شب بود و در خيابان هايي که کمي روشن بودند، زود يک کافه محقر پيدا کردم که در آنجا بر روي نيمکت هاي حصيري دو بوسنيايي داشتند از وقتشان لذت مي بردند. آنها شلوارهاي سنتي بادکرده شان را که با يک کمربند پهن روي کمر مي ايستاد پوشيده بودند و زير آن هم خنجر گذاشته بودند. پوشش سر و لباس غير معمول آنها به من احساس خشونت را القا کرد. در حاليکه قلبم به شدت مي تپيد وارد قهوه خانه شدم و با اضطراب در يک گوشه پرت قهوه خانه نشستم. بوسنيايي ها با چشماني کنجکاو به من نگاه مي کردند و من همانجا همه داستانهاي وحشتناکي را که در کتابهاي تعصب آميز درباره نابردباري مسلمانان خوانده بودم به ياد آوردم. متوجه شدم که آنها داشتند بين خودشان نجوا مي کردند و موضوع اين نجواها هم حضور غير منتظره من بود. تصورات بچه گانه ام در حال ترس و وحشت من زبانه کشيد. قطعاً آنها قصد داشتند خنجرهايشان را بر يک کافر فرودآورند که بدون دعوت وارد مکان آنها شده است. آرزو کردم که به سلامت از آن محيط پرتهديد بيرون بروم، اما جرأت نداشتم جم بخورم.

4. چند لحظه گذشت و قهوه چي يک فنجان قهوه خوشبو برايم آورد و به آن گروه از مردان هولناک اشاره کرد. من چهره ترسانم را به سوي آنها گرداندم و همان لحظه يکي از آنها به آرامي و با لبخند به من سلام کرد. با دو دلي با لب هاي لرزانم لبخندي زورکي زدم. دشمنان خيالي به آرامي برخاستند و به ميز من نزديک شدند. قلبم از من پرسيد" حال چه کنم آيا مرا از قهوه خانه بيرون مي اندازند؟" براي بار دوم به من سلام کردند و دور من نشستند. يکي از آنها به من سيگاري تعارف کرد و من در نور سوسوي آتش آن سيگار متوجه شدم که جلوه جنگي و خشن آنها روح مهمان نوازشان را مخفي کرده است. همه توانم را جمع کردم و با ترکي دست و پاشکسته اي که بلد بودم به آنها جواب دادم. اين کار مانند يک چوب جادو عمل کرد. چهره آنها با حالت دوستانه اي که بيشتر به مهرباني مي مانست درخشيد.... به جاي خصومت مرا به خانه هايشان دعوت کردند و به جاي خنجرهايي که به اشتباه انتظار آن را مي کشيدم، کرم و سخاوت آنها را ديدم. اين اولين برخورد شخصي من با مسلمانان بود.

5. سال هايي گذشت و در اين سال ها اتفاقات و مسافرت هاي متعددي برايم پيش آمد و مطالعات مختلفي هم داشتم که هريک چشم اندازهاي تازه اي در برابر ديدگانم قرار دادند. من از همه کشورهاي اروپايي گذر کرده ام. در دانشگاه « کنستانتينوپل» تحصيل کرده ام، شگفتي هاي تاريخي آسياي صغير و سوريه را ديده و تحسين کرده ام. زبانهاي ترکي، فارسي و عربي را آموخته ام و کرسي استادي مطالعات اسلامي را در دانشگاه «بوداپست» به دست آورده ام. همه دانش هاي خشک و قابل لمسي که در طي قرون جمع شده بود، همه هزاران صفحه کتابهاي آموزشي که با چشماني مشتاق آنها را مي خواندم و مطالعه مي کردم اما هنوز روحم تشنه بود. من سررشته طناب« آريادن»[1] را در کتابهايي که مي آموختم پيدا کردم اما دوست داشتم در باغ هميشه سبز تجربه ديني[2] باقي بمانم.

6. مغز و عقلم قانع شده بود اما روحم تشنه مانده بود. بايد خودم را از بخش زيادي از مطالبي که آموخته بودم خلاص مي کردم تا آن را مجدد از راه تجربه دروني به دست آورم، علمي که در کوره آتش رنجها شريف گردد، همانند آهن خام که بر اثر درد ناشي از سرماي ناگهاني [پس از حرارت بالا] به فولاد انعطاف پذير و سخت بدل مي شود.

7. يک شب محمد رسول خدا (ص) در برابرم ظاهر شد. ريش بلند او با حنا خضاب شده بود، ردا و عباي او ساده اما بسيار نفيس بود که بوي خوشي از آنها به مشام مي رسيد. چشم هاي او به جرقه پرفروغي مي درخشيد و او مرا با صدايي مردانه خطاب کرد و گفت:" چرا نگراني، راه راست در برابر توست که همانند سطح زمين گسترده و امن است، با گامهاي مطمئن و با نيروي ايمان، در آن مسيرحرکت کن".

8. در رؤياي پر التهابم به زبان عربي گفتم:" اي فرستاده خدا، اين راه براي شما آسان است، شما که فراتر[از اين عوالم] هستيد، شما که بر دشمناني چيره گشته ايد که هنگامي که هدايت آسماني، شما را در ابتداي مسيرتان قرار داد با شما ستيزه کردند، و تلاش هاي شما با افتخار و عظمت ارج نهاده شده است. اما من بايد هنوز تجربه کنم و چه کسي مي داند که چه وقت مي توانم آرام باشم؟"

9. او نگاه تندي به من کرد و به فکر فرو رفت اما پس از چند لحظه دوباره صحبت کرد. عربي سخن گفتن او آنچنان واضح بود که هر کلمه اش مانند زنگي نقره اي بود که به صدا درمي آيد. اين نوع لحن پيامبرانه که مشتمل بود بر فرمان الهي اکنون بر سينه ام مانند باري کمرشکن سنگيني مي کرد:او فرمود:" الم نجعل الارض مهادا، آيا ما زمين را همانند گهواره اي قرار نداديم و کوهها را همچون ميخ هايي محکم کننده نساختيم و شما را زوج زوج خلق کرديم و خواب را مايه آرامش شما قرار داديم...!" من با ناله اي دردناک گفتم:" من نمي توانم بخوابم، من نمي توانم معماهاي رمزآلودي را که با پرده هايي غيرقابل نفوذ پوشيده شده اند حل کنم، کمکم کن، محمد! اي رسول خدا کمکم کن."

10. بغض بريده بريده بي اماني از گلويم ترکيد. با حال خفگي زير فشار اين خواب، غمناک و بي قرار شدم. از خشم و غضب پيامبر ترسيدم. بعد احساس کردم که گويي در[دره] عميقي فرورفته ام... و ناگهان بيدار شدم. نبضم در شقيقه سرم مي کوبيد، بدنم خيس عرق بود و همه اندام بدنم درد مي کرد. سکوت مرگباري مرا فراگرفت و احساس غصه و تنهايي زيادي مي کردم.

11. جمعه پس از آن مسجد جمعه شهر دهلي که بسيار بزرگ است شاهد صحنه نادر و عجيبي بود. يک غريبه موبور با صورتي رنگ پريده که افراد مسن تر همراهش بودند راه خود را با فشار دستانش باز مي کرد و از ميان انبوه جمعيت مؤمنين که هر لحظه هم بيشتر مي شدند پيش مي رفت. من يک لباس هندي پوشيده بودم و بر سرم يک کلاه رامپوري گذاشته بودم و بر روي سينه ام فرمانهاي ترکي را که سلاطين گذشته به من هديه داده بودند سنجاق کرده بودم. مؤمنين به من با حال تعجب و شگفتي نگاه مي کردند. گروه کوچک ما به طور يکنواخت به سمت منبر پيش مي رفت. اطراف منبر را افراد دانشمند و افراد مسن محترم گرفته بودند. آنها با سلام بلندي به استقبال من آمدند. من نزديک منبر نشستم و به قسمت جلويي مسجد که به زيبايي تزيين شده بود خيره شدم. در راهروي مياني آن زنبورهاي وحشي کندوي خود را ساخته بودند و بدون هيچ مزاحمتي به آنجا نقل مکان کرده بودند.

12. ناگهان صداي اذان بلند شد و مؤذن ها که در نقاط مختلف محوطه ايستاده بودند صداي خود را به دورترين گوشه هاي مسجد مي رساندند. حدود چهارهزار مرد با اين فرمان همانند سربازهاي [يک لشکر] ايستادند در صفهايي به هم فشرده با هم جمع شدند و با توجهي عميق نماز را اقامه کردند. من هم يکي در ميان آنها. لحظه با شکوهي بود. پس از اينکه خطبه ها به پايان رسيد،« عبدالحي » دست مرا گرفت و مرا به سوي منبر هدايت کرد. مجبور بودم با احتياط قدم بردارم تا پايم را روي کساني که نشسته بودند نگذارم. رويداد بزرگي اتفاق افتاده بود. من بر روي پله هاي منبر ايستادم. توده انبوهي از مردم شروع به حرکت کردند. هزار سر عمامه پوش مانند چمنزاري پرگل بودند که با کنجکاوي در مورد من زمزمه مي کردند. علمايي با ريش هاي خاکستري دور من حلقه زدند و با نگاههاي تشويق آميزشان مرا نوازش مي کردند. آنها ثبات و استحکامي غيرمعمولي را به من القا مي کردند و بدون تب و ترس من تا پله هفتم منبر بالا رفتم. از آن بالا جمعيت بي پايان را برانداز کردم، جمعيتي که همانند يک درياي خروشان پايين تر از من با موجهايش مي خروشيد. آنها که عقب تر ايستاده بودند گردن هايشان را به سوي من مي کشيدند و اينها باعث مي شد که همه محوطه در حال تحرّک به نظر بيايد. يک نفر که نزديک به من بود گفت:" ماشاءالله" و نگاههاي گرم و مهربان از چشمان آنها به من حرارت مي تابانيد.

13. به زبان عربي صحبت را آغاز کردم:" أيها السادات الکرام (اي سروران گرانقدر)...من اهل سرزميني دور هستم و به اينجا آمده ام تا دانشي را که در خانه نمي توانستم به دست آورم اينجا کسب کنم. من به خاطر آنچه به من الهام شده است به اينجا آمده ام و شما به نداي من پاسخ داديد." سپس صحبتم را ادامه دادم و درباره نقشي که اسلام در تاريخ جهان ايفا کرده است و درباره معجزه اي که خدا به واسطه پيامبرش ظاهر کرده سخن گفتم. درباره عقب ماندگي و انحطاط مسلمين عصر ما و راههايي که از آن طريق مي توان مجدداً پيشرفت و تعالي را کسب کرد نيز صحبت کردم. اين حرف يک مسلمان است که مي گويد همه چيز بستگي به اراده خدا دارد اما قرآن مجيد مي فرمايد که "خدا شرايط مردمان را تغيير نمي دهد مگر آنکه آنها خود تغيير کنند." من سخنان خود را بر مبناي اين عبارت قرآني قرار دادم و با تجليل از زندگي مخلصانه و نبرد در مقابل شرارت و تباهي سخنانم را خاتمه دادم.

14. پس از آن نشستم. از جوّي که به واسطه جاذبه صحبت هايم براي خودم ايجاد شده بود با فرياد « الله اکبر» که از همه گوشه و کنار مسجد بلند بود بيرون آمدم. هيجان آنها بسيار زياد بود و من ديگر چيز زيادي را به ياد نمي آورم جز اينکه «اَسلام» مرا از بالاي منبر صدا کرد و بازوي مرا گرفت و به بيرون مسجد کشيد. و از او پرسيدم:" چرا اينقدر عجله داري؟"

15. افرادي در برابرم مي ايستادند و مرا به آغوش مي کشيدند. افراد فقير و رنجديده با چشماني ملتمس به من مي نگريستند. آنها مي خواستند که برايشان دعا کنم و مي خواستند سر مرا ببوسند. من فرياد زدم"خدايا نگذار که اين ارواح پاک مرا بالاي سر خود بلند کنند. من يک کرم در ميان کرم هاي روي زمينم که در برابر نور سرگردان شده ام، من به ناتواني همه مخلوقات بيچاره ديگرهستم." اميدها و افسوس هاي آن مردم بي گناه مرا طوري شرمنده کرد که گويي خيانت کرده ام يا دزدي کرده ام. چه بار وحشتناکي است، باري که بر دوش سياستمداراني قرار مي گيرد که مردم به آنها اعتماد مي کنند. کساني که مردم اميد کمک و ياري از آنها دارند و آنها را بهتر از خودشان مي پندارند.

16. «اَسلام» مرا از آغوش هاي برادران تازه ام آزاد کرد، مرا در يک درشکه هندي انداخت و به خانه رساند. روزهاي بعد مردم جمع مي شدند و به من تبريک مي گفتند و من آنقدر در روح خود از محبت آنها گرما و روحيه و انرژي ذخيره کرده ام که به نظرم تا آخر عمر برايم کافي است.


--------------------------------------------------------------------------------
پاورقي
[1] در افسانه هاي يونان آريادن، دختر مينوس (پادشاه جزيره اي در درياي مديترانه به نام کريت) و پاسيفا که به تيسوس طنابي را داد که او با آن توانست از شرايط سختي که مينوتار (جانوري که نيمي گاو و نيمي انسان بود) برايش ايجاد کرده بود، نجات پيدا کند.

[2] « Religious experience» را در فارسي همان «تجربه ديني» ترجمه کرده اند که به معني احساس عوالم ماوراء ماده و نيز به معناي شهود است.

سايت تبيان

منبع: http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

سخنراني خانم زهرا خادمة الرسول فليپيني مسلمان شده

سخنراني خانم زهرا خادمة الرسول فليپيني مسلمان شده

در انجيل نوشته شده زن يا دختر بدون حجاب مانند يک زن زشت است زهرا مسيحي مسلمان شده فيليپيني در گفتگو با خبرنگار پانا گفت: وقتي مسلمان شدم احساس خيلي خوبي داشتم و خوشحال شدم چرا که فکر مي کردم به آرزويم رسيده ام، من به دليل اينکه پوشش و حجاب را دوست داشتم دين اسلام را انتخاب کردم.


به گزارش خبرگزاري پانا، مراسم سخنراني مبلغه، زهرا خادمة الرسول يکي از مسيحيان مسلمان شده فيليپيني عصر روز دوشنبه 5 شهريورماه به همت جمعيت رهروان حضرت زينب (س)، امور بانوان فرمانداري کازرون در سالن اجتماعات کانون رضوان اين شهر برگزار شد.
در اين مراسم که حجت الاسلام خرسندي امام جمعه کازرون، رستمي معاون فرماندار و جمعي از مسئولين حضور داشتند پس از تلاوت قرآن مجيد ، برزويي سروده خود را در وصف حضرت مهدي (عج ) خواند. سپس رستمي معاون فرماندار درباره ضرورت تقويت اعتقاد به مهدويت در بين شيعيان سخن گفت.
رستمي اذعان داشت: اگر ميليون ها نفر به اسلام گرايش مي يابند تعجب نکنيد، زيرا وقتي زمينه لازم براي هر مکتبي فراهم شود به دين اسلام روي مي آورند چون اسلام جزء ذات انسان است.
در ادامه برنامه خادمة الرسول درباره نحوه اسلام آوردنش گفت و دين اسلام را کاملترين دين معرفي کرد و توضيح داد: به خاطر اينکه من در يک خانواده مذهبي تربيت شده بودم از کودکي تا 16 سالگي که ديپلمم را گرفتم آرزو داشتم وقتي بزرگ شدم؛ يک راهبه شوم اما والدينم مخالفت مي کردند، وقتي پدرم سماجت مرا ديد گفت: بعداز فارغ التحصيلي از دانشگاه در انتخاب آزاد هستي.
وي ادامه داد: سه ماه قبل از فارغ التحصيلي با يک مسلمان ايراني آشنا شدم و بعد از خواندن 4 کتاب که آن جوان مسلمان در اختيارم گذاشت به اسلام علاقه مند شدم و احساس کردم اسلام از دين من بهتر است و ادامه دين مسيحيت است با مطالعه کتاب هاي بيشتر و پس از يک سال تحقيق در مورد اسلام تصميم گرفتم مسلمان شوم در ابتدا با مخالفت والدينم مواجه شدم و براي رضايت آن ها نذرکردم در کليسايي که مخصوص حضرت مريم بود نذر حضرت مريم کنم و از 50 متري کليسا با زانو به آنجا روم بعد از انجام نذر خود وقتي به خانه برگشتم به طرز معجزه آسايي پدر و مادرم مسلمان شدن مرا قبول کردند و پس از رفتنم به کليسا و تشکر از حضرت مريم (س)از دين خود خداحافظي کردم سپس با والدينم به منظور مسلمان شدن به خانه يکي از روحانيون رفتم و پس از شهادتين بانام مسلمان زهرا مسلمان شدم.
وي در حاليکه اشکانش را پاک مي کرد گفت: به محض گفتن شهادتين به نظرم آمد آن اتاق نوراني تر شد و من نيز سبک شدم و هنگامي که راه مي رفتم احساس مي کردم در هوا راه مي روم وقتي به خانه رسيدم علت را از جوان مسلمان پرسيدم او گفت: شايد خدا مي خواهد به تو ثابت کند که دين اسلام وجود دارد.
وي در پايان سخنانش گفت از وقتي مسلمان شدم فهميدم که محبت و توجه خداوند به تمام بنده ها چه مسلمان و غير مسلمان شامل مي شود و او در همه حال مراقب آنان است و دوست دارد که بنده هايش بهترين دين را انتخاب کنند و به سعادت برسند.
وي ضمن تشبيه اسلام به کشتي نجات گفت:اسلام ديني است که ما را از غرق شدن در اقيانوس بزرگ و پهناور نجات مي دهد و براي من افتخار است که صاحب اولين پيامبر (ص) و کتاب آسماني هستم کتابي که برا سعادتمندي انسانها در قديم و حال و آينده نازل شده است. من افتخار مي کنم که در کشوري سالم و ديني پايدار زندگي مي کنم
وي در گفتگو با خبرنگار پانا گفت: وقتي مسلمان شدم احساس خيلي خوبي داشتم و خوشحال شدم چرا که فکر مي کردم به آرزويم رسيده ام من به دليل اينکه دوست داشتم راهبه شوم و پوشش و حجاب داشته باشم دين اسلام را انتخاب کردم.
زهرا تأکيد کرد: اگر من اسلام را پذيرفتم به خاطر اين بود که حدود يک سال در مورد آن تحقيق کردم و فهميدم اسلام کاملترين و بهترين دين است.
وي اظهار داشت: سوره توحيد اولين سوره اي بود که بعد از مسلمان شدنم تلاوت کردم. خادمة الرسول حضرت فاطمه را الگوي خود دانست و معتقد بود حضرت فاطمه (س) زني مقدس و کامل و دختري خوب براي پدر و مادرش بوده و از زنان و دختران خواست تا او را اسوه و الگوي خود قرار دهند.
ايشان در بخشي از گفتگوي خود گفت: در دين مسيحيت گفته شده عيسي پسر خداست درحالي که اين براي من قابل قبول نبود و برايم سؤال بود که خدا چگونه مي تواند بچه دار شود و پسر داشته باشد اما وقتي کتاب قرآن را خواندم فهميدم که خدا يکي است و شريکي ندارد و به پاسخ تمام سؤالاتم پي بردم.
وي ادامه داد: در فيليپين به خاطر حجابم خيلي اذيت مي شدم و مردم و همسايه ها فکر مي کردند من ديوانه شدم و بچه ها در کوچه به من سنگ پرتاب مي کردند.
وي در خصوص حجاب گفت: در انجيل هم آمده که دختران و زنان بايد محجبه باشند و نوشته شده زن يا دختر بدون حجاب مانند يک زن زشت و کچل است. وي از مسلمانان خواست تا به حجاب اهميت بيشتري دهند و در مورد اسلام تحقيق کنند.
شايان ذکر است، مادر و پدر زهرا در محرم سال 81با نام مسلمان عبدالله و آمنه مسلمان شدند و پدر وي در عاشوراي سال 82 به رحمت ايزدي پيوست. نام مسيحي زهرا Leonida Tolentino بود

سايت شبکه جام جم

منبع: http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

مسلمان شدن استاد دانشگاهي در آمريکا بوسيله حجاب يکي از شاگردان

 

«محمد اكويا» در امريكا استاد دانشگاه است؛ او پس از اسلام آوردن اسمش را «محمد» گذاشته است. جالب اينكه او به خاطر حجاب يكي از دانشجويان مسلمانش، به اسلام گرويده است. نه تنها او بلكه سه نفر ديگر از استادان دانشگاه و چهار نفر از دانشجويان دانشگاهي كه او در آنجا تدريس مي‌كند به خاطر اتفاقي كه براي اين دانشجوي مسلمان افتاده،

مسلمان شده و در حال حاضر خودشان جزو داعيان به سوي دين اسلام هستند.

محمد اكويا در اين مورد مي‌گويد: چهار سال پيش در دانشگاه ما اتفاقي افتاد كه تا مدتها آثار آن ادامه داشت. جريان از اين قرار بود كه يك دانشجوي مسلمان امريكايي به دانشگاه ما آمد. تا اينجاي كار هيچ مشكلي وجود نداشت. اما در دانشگاه ما، استادي وجود داشت كه شديداً از اسلام متنفر بود و آن چنان از دين اسلام اظهار نفرت مي‌كرد كه اگر ما با او هم‌صدا نمي‌شديم مورد انتقاد شديد او قرار مي‌گرفتيم. حالا خودتان حدس بزنيد كه چنين استادي در دانشگاه ما باشد و يك دانشجوي مسلمان سر كلاس او حاضر شود و شعائر ديني‌اش را بي‌اعتنا به اين جو انجام د‌هد.
استاد مذكور از هر كاري كه كينه‌اش را نسبت به اسلام نشان دهد دريغ نمي‌كرد. اما آن دانشجو با صبر و حوصله جواب او را مي‌داد. وي كه از حوصلة اين دانشجو به تنگ آمده بود با دستكاري كردن در نمرات پايان ترم، از او انتقام مي‌گرفت. بعضي مواقع آن چنان تحقيقهاي مشكلي به او محول مي‌كرد كه او مستأصل مي‌شد. بالاخره صبر و تحمل آن دانشجو به سر رسيد و او تصميم گرفت براي اينكه از اين مشكل رهايي يابد به رئيس دانشگاه شكايت كند. مديريت دانشگاه براي اينكه عدالت را رعايت كرده باشد و از نظرات دو طرف آگاه شود، جلسه‌اي تشكيل داد تا آن دو در حضور اعضاي هئيت مديره و اساتيد دانشگاه به دفاع از خود بپردازند.
از آنجايي كه براي اولين بار بود كه در دانشگاه چنين اتفاقي مي‌افتاد، ما خيلي علاقه‌مند بوديم سرانجام اين كشمكش را ببينيم. تمام اعضاي هئيت مديره و اساتيد در اين جلسه شركت كردند. ما به عنوان ناظر حضور داشتيم.
ابتدا آن دختر دانشجوي مسلمان به دفاع از خود پرداخت؛ او گفت: اين استاد نسبت به دين من كينه دارد و به خاطر اين كينه‌توزي حقوق علمي مرا زير پا مي‌گذارد. او مثالهاي زيادي آورد و در آخر از چند نفر هم‌ترمش خواست كه در اين مورد شهادت دهند. خوب كساني هم بودند كه با او همدردي مي‌كردند و فارغ از اختلافات ديني‌اي كه با او داشتند، بر عليه آن استاد شهادت دادند.
سپس استاد مذكور به جايگاه رفت تا از خود دفاع كند، اما چون كم آورده بود و حرفي براي گفتن نداشت، در حضور همه به ناسزاگويي به دين اسلام و مسلمانان پرداخت.
اما اين بار آن دانشجو تاب نياورد و از جا برخاست و اجازه خواست تا از دينش دفاع كند. او شيوا و جذاب سخن مي‌گفت؛ با تسلط از ويژگي‌هاي دين اسلام صحبت ‌كرد؛ سخنان او آنقدر براي ما جالب بود كه همه را مجذوب خود كرده بود. هر وقت مطلبي را متوجه نمي‌شديم سخنش را قطع ‌كرده و از او سؤال مي‌كرديم، و او با طيب خاطر توضيح مي‌داد.
او گفت كه حجاب و روسري كه در اين مدت باعث مشكلاتي براي او شده خيلي برايش اهميت دارد! زيرا در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد تا مردان نامحرم و بيگانه زينتها و زيبايي‌هاي او را نبينند و امنيت اجتماعي او دچار خدشه نشود.
استاد مذكور با ديدن اين وضع، تاب نياورد و با عصبانيت از جلسه خارج شد. در آخر آن دانشجو جزوه‌اي را بين ما تقسيم كرد كه عنوانش اين بود: «اسلام براي من چه معني‌اي دارد!» در ضمن عللي را كه باعث شده بود او به دين اسلام روي بياورد، در آن جزوه قيد كرده بود.
در اين جلسه هيچ بيانيه‌اي به نفع هيچ يك از طرفين صادر نشد. اما آن دختر در پايان سخنانش گفت: من آمده‌ بودم تا بتوانم از دين و حقوق تحصيلي‌ام دفاع كنم.
ما به عنوان هيئت علمي دانشگاه از ثابت‌قدمي و اعتماد به نفس او شگفت‌زده شده بوديم و هرگز فكر نمي‌كرديم كه دانشجويي براي دفاع از دينش اين‌چنين محكم بايستد.
اين موضوع بازتاب وسيعي در دانشگاه و بين دانشجويان داشت. من خيلي تحت تأثير قرار گرفته و شيفتگي خاصي به دين اسلام پيدا كردم، و بي‌صبرانه براي آشنايي بيشتر با اين دين تلاش مي‌كردم. بعد از چند ماه به اسلام گرويدم كه بلافاصله دو استاد ديگر دانشگاه و چهار نفر از دانشجويان نيز به من پيوستند و مسلمان شدند.
ما اينك گروهي براي تبليغ دين اسلام تشكيل داده‌ايم و توانسته‌ايم چند نفر ديگر از اساتيد دانشگاه را به سوي خود جلب كنيم كه ان‌شاء‌الله تا چند وقت ديگر خبر اسلام آوردن آنها در دانشگاه خواهد پيچيد.

منبع: http://www.islamtape.com/

سايت انديشه سبز

منبع: http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

دروازه بان رومانيايي مسلمان شد

دروازه بان رومانيايي مسلمان شد

به گزارش خبرگزاري آينده روشن، شبكه خبري «المعلومات العربيه» در اين باره نوشت: خبر مسلمان شدن «والنتاين» بر جو حاكم مصر تا ثير زيادي داشته است وهنوز جزء خبرهاي داغ محافل مصري است. چندي پيش «والنتاين» به همراه يكي از مسئولان باشگاه به حضور شيخ الازهر رفته و با پذيرش اسلام نام خود را از «والنتاين» به محمد تغيير داد.

وي گفت: چند سالياست كه در مصر ساكن است و در اين مدت با آداب و رسوم اسلام آشنا شده و شيفته رفتار و اخلاق مسلمانان شده است.

«المحيط» در اين باره گزارش داد: پس از مسلمان شدن اين دروازه بان رومانيايي بسياري از ستاره هاي مشهور فوتبال به آيين نبوي گرايش يافته اند.

«سامويل ايتو » كامروني، ستاره باشگاه «بارسلونا» اسپانيا و «تيري هنري» گلزن باشگاه «آرسنال» در راس كساني هستندكه قصد تشرف به اسلام را دارند.

خبرگزاري آينده روشن

منبع: http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

انتشار کتاب توهین آمیز توسط یک صهیونیست

انتشار کتاب توهین آمیز توسط یک صهیونیست
اخیراً يك صهیونیست كتابي را نوشته و به چاپ رسانده است كه در آن اتهامات و ادعاهاي دروغين فراواني به مسلمانان نسبت داده شده است.

به گزارش سرویس بین الملل «جهان»، در كتاب ياد شده، اين شخص مسلمان را متهم کرده است که از ورق‌های انجیل در توالت استفاده می‌کنند.
بنابراین گزارش، نام این کتاب " گپی با تروریست‌ها " می‌باشد که توسط یک نویسنده و رهبر دایره لغو تبعیض نژادی مشهور در فلسطین اشغالی به چاپ رسیده است.
در قسمت‌هایی ديگر از این کتاب آمده است که مبارزان جنبش فتح در خلال درگیری در بیت اللحم در یک کلیسا برای رفع حاجت در توالت از کاغذهای انجیل استفاده می‌کردند.
وي همچنين ادامه مي‌دهد؛ شکستن شیشه‌های کنیسه و ويران كردن درب‌هاي آن وارد دیگری استت كه مسلمانان عليه يهوديان انجام داده‌اند.
اين كتاب با قيمت 19 دلار در كتاب فروشي‌ها و در معرض فروش براي عموم  قرار گرفته است.
از آنجا كه مسلمانان انجيل و تورات را از كتب آسماني و يهود و مسيحيت را اديان الهي مي‌دانند، اتهامات توهين آميز اين نويسنده، غيرواقعي به نظر مي‌رسد.
 

مسافرکشی در تهران برای تبلیغ مسیحیت

اخیراً گروهی از مبلغان دینی مسیحیت در تهران فعالیت خود را به صورت “رانندگان خیر تاکسی” آغاز کرده اند.
رانندگان مبلغ مسیحیت، با سوار کردن مسافران و رساندن آنها به مقصد نهایی، از دریافت کرایه امتناع می کنند و در عوض به مسافران خود انجیل هدیه می دهند.
یکی از افرادی که مسافر خودروهای مسافرکش غیر رسمی تبلیغ کننده دین مسیحیت شده بود به خبرنگار ما گفت: از میدان جمهوری به مقصد انتهای اتوبان نواب سوار پراید می شدم که سه خانم، دیگر مسافر آن بودند.

وی افزود: به اطمینان اینکه درون خودرو پراید سفید رنگ سه خانم نشسته اند، سوار شدم و تا رسیدن به مقصد، مسافران با راننده در مورد دین مسیحیت و بازگشت مسیح با یکدیگر بحث و جدل می کردند.

مسافر خودروی مذکور تصریح کرد: یکی از مسافران زودتر از من پیاده شد و راننده بدون آنکه از او پولی بگیرد، وی را به عیسی مسیح (ع) سپرد و کتاب انجیل را به او هدیه کرد ولی او از پذیرفتن کتاب خودداری کرد.

این مبلغ مسیحیت درباره نحوه تهیه انجیل ها گفت: انجیل را از مرز بازرگان وارد ایران می کنیم و امیدواریم عیسی مسیح (ع) نیز از همان مکان وارد کشورمان شود!

این راننده مبلغ مسیحی درباره اشکال دیگر تبلیغ مسیحیت گفت: ما کلیساهای خانگی هم تشکیل داده ایم تا کسانی که مایل به مسیحی شدن باشند را در آن مکان ها تعلیم دهیم.

در همین حال مدتی است که تحرکات جدیدی در راستای تبلیغات وسیع مسیحیت در مشهد مقدس آغاز شده است.

عوامل این کار، کتابچه ای در ۱۶ صفحه با عنوان« اسم او عجیب خواهد بود» را در پایانه های مسافربری و مکانهائی که زائران تردد می کنند پخش می نمایند.

در پشت جلد این کتابچه قسمت هایی از انجیل یوحنا که مردم را دعوت به مسیحیت می نماید چاپ شده است.

فرار حواریون در زمان مصلوب شدن حضرت عیسی (ع)

چرا حواريون عيسي در زمان مصلوب شدنش فرار كردند و هيچيك به دفاع از او برنخاستند؟

 

 

  مسيح دعوت خود را در ميان قوم يهود آغاز نمود، قوم لجوج و متعصبي كه پذيرش هيچ دعوت جديدي را نداشتند. اين وضعيت خاص، نشر دعوت جديد را با پيچيدگي و مشكل مواجه مي نمود. اين بود كه مسيح از ميان مردمِ عادي قوم خود، دوازده تن را به تعداد اسباط موسي، جهت ياري دين خدا برگزيد.اين افراد عبارت بودند از: پطرس و برادرش اندرياس، يعقوب ابن زبدي و يوحنّا برادرش، فيلپّوس، برتولما، ثوما، متّي (لاوي) شمعون قِنَعنِي غيور، لبيّ (ثديّ)، يعقوب بن حلفا و يهوداي اسخر يوطي.

چهره اي كه انجيل ها از حواريون ارائه مي نمايند، متفاوت است. گاه از آنها به عنوان رسولاني صديق و امين ياد مي كنند كه نهايت تلاش خود را در حمايت از مسيح به كار بسته اند؛ و (گاه) عنوان انسانهايي با ايماني ضعيف، نفهم و ترسو كه سرور خود مسيح را در لحظات بحراني گرفتاري، تنها گذاشته و منكر هرگونه شناخت و ارتباط با وي شده اند. اين تصاوير متضاد، هاله اي پيرامون شخصيت حواريون ايجاد نموده كه ما را در دست يابي به شخصيت حقيقي آنها دچار سردرگمي مي نمايد.

امّا قرآن، رسالت معرفي حواريون مسيح را به بهترين نحو، به انجام رسانده است. قرآن از حواريون به عنوان انسان هايي پاك ياد مي كند كه با عشق و ايمان به مسيح، به حمايت از دين خدا برخاسته و در اين باره ذره اي ترديد به خود راه نداده است. قرآن كه فضائل اخلاقي مسيح را در ياري رساندن دين خدا، مايه سرمشق همه ي انسانهاي با ايمان مي داند.

تصوير مثبت انجيل از حواريون:

انجيل ها نقل مي كنند كه چگونه مسيح دوازده حواري را نزد خود فرا خوانده و به آنها قدرتي بخشيده كه ارواح ناپاك را بيرون رانده و هر نوع بيماري را شفا بخشند. و در پايان همين بخش، نام آنها را متذكر شده است.

انجيل مي گويد مسيح، حواريون را جهت هدايت يهود به اطراف فرستاده و به آنها توصيه هايي درباره ي مأموريتشان مي كرده است. و به آنها مي گويد: «خوب توجه كنيد، من شما را مانند گوسفندان به ميان گرگ ها مي فرستم. شما بايد مثل مار هوشيار و مانند كبوتر، بي آزار باشيد. مواظب باشيد زيرا مردم شما را تحويل دادگاه ها خواهند داد، و شما را در كنپه ها تازيانه خواهند زد. و شما را به خاطر من پيش فرمانروايان و پادشاهان خواهند برد تا در برابر آنان و ملل بيگانه شهادت دهيد. امّا وقتي شما را دستگير مي كنند نگران نباشيد كه چه چيز و چطور بگوييد چون در همان وقت آنچه بايد بگوييد به شما داده خواهد شد، زيرا گوينده شما نيستيد بلكه روح پدر آسماني شما است كه در شما سخن مي گويد. برادر، برادر را و پدر، فرزند را تسليم مرگ خواهد نمود. فرزندان عليه والدين خود بر خواهند خاست و باعث كشتن آنها خواهند شد. همه مردم به خاطر نام من كه شما بر خود داريد از شما متنفر خواهند بود، امّا كسي كه تا آخر ثابت بماند نجات خواهد يافت.»

آنها انسانهاي امين و شجاعي هستند كه آنچه را محرمانه از مسيح مي شنوند مأموريت دارند كه با صداي بلند به ديگران برسانند. «آنچه را من در تاريكي به شما مي گويم، بايد در روز روشن اعلام كنيد، و آنچه را محرمانه مي شنويد، بايد در بام خانه ها با صداي بلند بگوييد.»

و از چنان جايگاهي در نزد مسيح برخوردارند كه بمنزله مادر و برادران وي مي باشند. «اينها مادر و برادران من هستند هر كه اراده ي پدر آسماني مرا انجام دهد، برادر من، خواهر من و مادر من است.» تنها حواريون اين شايستگي را يافته اند كه قدرت درك اسرار پادشاهي خدا به آنها ارزاني شود. «قدرت درك اسرار پادشاهي خدا به شما عطا شده، امّا به آنها عطا نشده است.»

از كلمات انجيل بر مي آيد كه پطرس محبوب ترين حواري در نزد مسيح بوده است: «و به تو مي گويم كه تو پطرس هستي و من بر اين صخره كليساي خود را بنا مي كنم و نيروهاي مرگ، هرگز بر آن چيره نخواهد شد. و كليدهاي پادشاهي آسماني را به تو مي دهم، آنچه را كه تو در زمين منع كني، در آسمان ممنوع خواهد شد. و هرچه را كه بر زمين جايز بداني در آسمان جايز دانسته خواهد شد.»

تصوير منفي انجيل از حواريون

تصاوير ديگري نيز از حواريون در انجيل آمده كه ما را در وجود آنهمه ايمان و صداقت و فداكاري آنان به شك مي اندازد. حواريون براساس چنين نگرشي، كساني هستند كه در شب دستگيري مسيح، با خيال راحت در خواب عميق فرو رفته و مسيح را در غم و اندوه تنها مي گذراند. و هنگام دستگيري مسيح، وي را ترك نموده و مي گريزند.

در فرازي از انجيل، پطرس كه گفته شد بنا به روايت انجيل، از برترين حواري مسيح بود، عيسي وي را شيطان ناميده و مانع راه خود دانسته و افكارش را غيرخدايي مي داند. همين پطرس. شخص ترسويي قلمداد شده كه هنگام دستگيري مسيح، از دور وي را همراهي ندارد، و جرأت ندارد كه در كنارش بماند؛ و سرانجام هرگونه ارتباط با مسيح را منكر و سوگند ياد مي كند هرگز مسيح را نمي شناخته است، و جالب اينكه در همين زمان پيشگويي مسيح را به ياد مي آورد كه به وي گفته بود: پيش از آنكه خروس بخواند تو سه بار خواهي گفت: كه مرا نمي شناسي.

قرآن و ارائه تصوير حقيقي حواريون

قرآن در ارائه تصوير حقيقي از حواريون، آنها را انسانهاي پاكي مي داند كه در دوران سخت دعوت مسيح، نداي ياري وي را اجابت و تمام تلاش خود را در دفاع از مسيح و دين الهي به كار بستند. آنها به واسطه ي شايستگي وجوديشان به مقام دريافت الهام از ناحيه پروردگار دست يافتند. قرآن، آنها را الگوي عملي براي مؤمنان دانسته و به انسانهاي با ايمان سفارش مي كند كه همچون حواريون، يارانِ خدا باشند. و اينكه آنها يك لحظه در راستگويي و صداقت مسيح شك نكرده اند.

با اين بيان روشن و بدون تعارض، چهره حقيقي حواريون، از پسِ پرده ي ابهام زمان خارج و آنها را به عنوان شخصيت هايي مؤمن و فداكار كه شايسته ي الگو بوده اند، پيش رويمان قرار مي دهد.

منابعي براي مطالعه بيشتر:

1. بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 14، ص 272-282، چاپ بيروت.

2. منشور جاويد، جعفر سبحاني، ج 12، ص 384-400، مؤسسه امام صادق.

3. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، ج 2، ص 425-427، دارالكتب اسلامي.

 

پاپ مسیحیت مدرن را زیر سؤال برد

پاپ مسیحیت مدرن را زیر سؤال برد
پاپ بندیکت شانزدهم در بخشنامه پاپی خود که دیروز جمعه 9 آذر ماه به عنوان مهمترین سند واتیکان منتشر شد مسیحیت مدرن را زیر سؤال برده و اظهار داشت که تمرکز آن بر رستگاری فردی پیام مسیح را که تصریح کرده امید مسیحی واقعی یعنی رستگاری برای همه را از یاد برده است.

به گزارش«جهان» وبه نقل از مهر، دومین بخشنامه پاپی با عنوان "نجات یافته امید" بررسی الهیاتی ایمان مسیحی است که در رنج و بینوایی زندگی روزانه دین برای مؤمن سیاحتی امیدوارانه را به قلمرو خداوند میسر می سازد.

بندیکت در این بخشنامه نوشته : ما باید تمام تلاش خود را برای غلبه بر رنج انجام دهیم ، اما از بین بردن آن در جهان از قدرت ما خارج است.

بخشنامه پاپی مهمترین سند پاپی محسوب شده که با مخاطب قرار دادن اعضای جامعه یک میلیاردی کلیسای کاتولیک روم صادر می شود.

رهبر کاتولیکهای جهان در این سند 76 صفحه ای به تبیین این امر پرداخته است که چگونه درک مسیحیت از امید در عصر مدرن متحول شده، در حالی که انسان در جستجوی کاهش رنجها و بی عدالتی در دنیا است. پاپ به دو تغییر فاحش تاریخی اشاره کرده که یکی انقلاب فرانسه و دیگری انقلاب کارگری کارل مارکس است.

بندیکت به شدت مارکس و الحان قرن نوزدهم و بیستم را مورد انتقاد قرار داده که به واسطه انقلاب وی به وجود آمده، اگرچه پاپ تصدیق کرده هر دو مورد پاسخ به بی عدالتی های زمان خود بوده اند.

پاپ بندیکت شانزدهم در ادامه به جهانی اشاره کرده که سرشار از بی عدالتی، رنج بیگناهان و قدرت بدبینان است و در ادامه نوشته است : این ایده که انسان می تواند به واسطه خلق رستگاری جدید در زمین کاری را انجام دهد که خدا نمی تواند، گستاخانه بوده و فی نفسه کذب محسوب می شود.

وی افزوده است: این تصادفی نیست که چنین ایده ای به فجیع ترین شکل ظلم و نقض عدالت است. دنیایی که به خلق عدالت خود روی آورد، دنیای بدون امید است.

وی در این سند به طور خاص به لنین پایه گذار اتحاد جماهیر شوروی و فاز میانی از دوره دیکتاتوری وی اشاره کرده است که مارکس را ضروت انقلاب می دانست.

کشیش رابرت ویستر استاد تاریخ کلیسا در دانشگا ستون هال ایالات متحده در رابطه با رویکرد پاپ در بخشنامه جدید گفت: نگرانی پاپ این است که نیروهای سکولار تلاش کنند دین را از زندگی عمومی و شخصی کنار بگذارند. در بیشتر کشورها مارکسیسم سیاسی مرده، اما مارکسیسم فلسفی زنده است و فلسفه سکولار آنها را تغذیه می کند که این امر اغلب در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی مشاهده می شود.

مدارس آمريكا، غرق در سوءرفتارهاي جنسي

رفتار نامناسب معلمي جوان به نام «گري ليندزي» با يك دختر كلاس پنجم، باعث شد تا از نخستين محل تحصيل خود در «اوئلون» در «ايووا» آمريكا اخراج شود، اما اين پاياني بر كار وي نبود. او سال‌ها پس از آن، در «ايلي‌نويز» و «ايووا» به تدريس پرداخت و بيش از آن مورد، اتهامات جنسي ديگر نيز در رابطه با دانش‌آموزان به وي وارد شد.


در سال 2004 هم كه چهل سال پس از نخستين مورد سوءرفتار وي، سرانجام صلاحيت تدريس از وي سلب شد، اين كار توسط يك اداره دولتي انجام نشد، بلكه يكي از قربانيان سرسخت و خانواده وي بودند كه موفق به اين كار شدند.


به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك» به نقل از «آسوشيتدپرس»، پرونده «ليندزي»، تنها نمونه‌اي كوچك از يك معضل گسترده در مدارس آمريكاست؛ سوءرفتارهاي جنسي شمار بسياري از معلمان كه بايد پرورش‌دهنده كودكان آمريكايي باشند.


دانش‌آموزان آمريكايي با مشكلات گوناگوني از مورد لمس قرار گرفتن تا تجاوز و ... روبه‌رو هستند.


تحقيقات «آسوشيتدپرس» نشان داد، در پنج سال اخير، 2500 مورد از تجاوزهاي معلمان به دانش‌آموزان با درجات گوناگون در آمريكا وجود داشته است. در سراسر كشور، سه ميليون معلم در مدارس دولتي هستند كه هم‌اكنون به طور ميانگين، شمار معلمان متجاوز براي هر روز مدارس سه نفر است.


بيشتر اين تجاوزات هيچ‌گاه گزارش نمي‌شود و در مواردي هم كه پرونده‌اي تشكيل شده، بدون هيچ‌گونه اقدامي پايان يافته است. در برخي موارد، پرونده‌ها نمي‌توانند اثبات شوند و بسياري از متجاوزان چندين قرباني داشته‌اند كه نه مدارس، نه دادگاه‌ها و نه ادارات دولتي يا فدرال راهي براي مقابله با اين معلمان نيافته‌اند.


نتايج تحقيقات «آسوشيتدپرس» در پنجاه بخش منطقه كلمبياي آمريكا، نشان‌دهنده حجم غيرمنتظره‌اي از تجاوزهاي معلمان است.


در تحقيقات هفت ماهه، در سال‌هاي 2001 تا 2005، 2570 معلم اعتبار آموزشي خود را به گونه‌اي از بين‌رفته ديده‌اند. جوانان در دست‌كم 1081 پرونده قرباني بوده‌اند كه بيش از 80 درصد آنها را نيز دانش‌آموزان تشكيل مي‌دهند.


اما جالب، مقايسه اين آمار با ديگر نهادها مانند كليساي كاتوليك رم است. از سال 1950 تا 2002 تنها 4400 كشيش عضو اين كليسا، متهم به سوءرفتار با كودكان شده‌اند كه به هيچ‌وجه بازتاب پرونده‌هاي معلمان را نداشته‌اند.


اما فراتر از جنبه شخصي جرايم، رسوايي بزرگ‌تر، آنجايي است سازمان‌هاي ناظر براي آموزش، توجه بسيار كمي به معضلي داشته‌اند كه سال‌هاست به شدت به چشم مي‌خورد.


گزارشي كه توسط كنگره آمريكا تهيه شده، نشان مي‌دهد حدود 4.5 ميليون نفر از جمعيت تقريبي پنجاه ميليون نفري دانش‌آموزان آمريكا از مهدكودك تا كلاس دوازدهم، مورد سوءرفتارهاي جنسي كاركنان مدرسه قرار گرفته‌اند كه آمار شامل توهين‌هاي جنسي به آنان نيز مي‌شود.


بنا بر تحقيقات «AP» متجاوزان آموزش‌دهندگان، معلمان، روانشناسان مدرسه، ناظمان و مديران بوده‌اند كه معمولا هم در مدرسه خود به خاطر سوابق خوب معروف بوده‌اند و در 9 مورد از هر 10 پرونده، اين متجاوزان مرد بوده‌اند. در حالي كه شماري از آنان در مدرسه به دانش‌آموزان تجاوز كرده‌اند، ديگران به خاطر ساعت‌ها روابط سوء جنسي كه لزوما با كودكان نبوده است مانند ديدن و يا توزيع پورنوگرافي كودكان، دچار مشكل شده‌اند.


بيشتر اين موارد در مدارس دولتي رخ داده و در مدارس خصوصي چون نيازي به مجوز تدريس براي معلمان نيست مسئله چندان مهم نبوده است و حتي در مواردي هم كه معلمان داراي مجوز بوده‌اند، معمولا اقدامات تنبيهي در خود مدارس انجام شده است.


فرار معلمان از مجازات، در حالي است كه آمريكا در سال‌هاي اخير در مورد قربانيان جرايم جنسي، به ويژه زماني كه جوان بوده‌اند، به شدت برخورد و قوانين محكمي را در اين‌باره پياده كرده است كه البته دلايل متعددي براي اين كار وجود دارد.


يك دليل اين‌كه بسياري از آمريكاييان، اين مشكل را انكار مي‌كنند و حتي آن را تنها مسائل تخيلي مي‌دانند. رسانه‌ها نيز بيشتر بر اخبار جذاب روابط جنسي معلم زن با شاگرد پسرش متمركز بوده‌اند.


همچنين تحقيقات «AP» نشان داد كه تمايل به برخورد با متجاوزان شخصي وجود دارد، اما به طور كل براي مبارزه با چنين تجاوزهايي، مقاومتي عميق وجود دارد. اين امر از راهروهاي مدارس آغاز مي‌شود؛ جايي كه معلمان رده پايين‌تر احساس مفيد بودن نمي‌كنند و مديران مدارس هم براي جلوگيري از شكايت و ديگر مشكلات در پشت پرده معاملاتي را انجام مي‌دهند. در پايتخت و كنگره هم نمايندگان و سياستمداران از انجام مجازات‌هاي شديد از ترس اين‌كه اين شغل مهم را رسوا كنند، شرمگين هستند. اين امر باعث مي‌شود معلمان و دانش‌آموزان رو در روي يكديگر قرار بگيرند.


تحقيقات نشان داد كه در بيشتر موارد، ادعاي اين رفتار ناشايست ناديده گرفته شده است. در يك مورد، دختري به خاطر ادعاي اين‌كه معلمش به وي تجاوز كرده، از تحصيل تعليق شد و مسئله تنها زماني مورد توجه قرار گرفت و معلم تنبيه شد كه دختري ديگر چند سال بعد، ادعاي مشابهي را مطرح كرد.


مشكل ديگر كه بسياري به آن معتقدند، گزارش نشدن اين تجاوزهاست. تحقيقات نشان مي‌دهد كه از هر ده كودك قرباني، تنها يك نفر، اين سوءرفتارها را گزارش داده است.


در بسياري از موارد، روابط عميق ميان دانش‌آموزان و معلمان متجاوز به اندازه‌اي مي‌رسيده كه به دانش‌آموزان ابراز عشق مي‌كرده و همه راهكارهاي زندگي‌شان را معلمان به آنان مي‌دادند و افزايش ارتباطات عميق اين دو قشر به وسيله ايميل يا پيام كوتاه، فرصت خوبي براي مقامات در اثبات وجود اين روابط در اختيار قرار داده است.


معمولا مردم هم تمايلي به پذيرش حرف‌هاي بچه‌ها نداشته و آنان را به دروغگويي متهم مي‌كنند.


در اين زمينه ايالات گوناگون آمريكا به طور پراكنده قوانيني براي برخورد با اين معلمان تصويب كرده‌اند، اما به علت ناهماهنگي بين نهادها در ايالات مختلف و سازمان‌هاي فدرال، اين معضل هنوز در سطح گسترده‌‌اي در مدارس آمريكا به صورت پنهان در جريان است.