پولس و تحریف مسیحیت
سؤال 8
پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟-4
اكنون بايد به اين پرسش پرداخت كه اگر مسيح (ع) بر پاسداري از شريعت, اصرار داشته و خود به انجام آن پرداخته و ديگران را نيز به آن سفارش مي كرده است,
پس چه كسي سبب به فراموشي سپردن و غفلت از شريعت بوده و تنها ايمان به مسيح داشتن را به مثابه جايگزيني براي عمل نيك, كافي پنداشته است؟
گرچه جدايي شريعت از دين مسيح (ع) طي يك فرآيند تاريخي در پي فراهم شدن بسترهاي مناسب آن صورت گرفته, اما عهد جديد در برابر پرسش ياد شده , به چهره مهمي, چون پولس قديس اشاره مي كند.
در ذيل به چگونگي اين فرآيند اشاره مي شود:
در جريان فعاليتهاي تبشيري پطرس و پولس و برنابا, تعدادي از دوگانه پرستان, بدون اينكه با دين يهود آشنا بوده و در شريعت آن سيركرده باشند, ايمان آوردند.
اينان هيچكدام, ختنه شده نبودند. اعمال رسولان 11 : 3"از سوي ديگر زماني كه پولس و برنابا در انطاكيه بوده و تعدادي از غير يهوديان را وارد دين مسيح كرده بودند, گروهي از يهوديان مسيحي با آن دو وارد نزاع شده و گفتند: "اگر كسي به آداب و رسوم قديمي يهود وفادار نماند و ختنه نشود, محال است بتواند نجات پيدا كند. اعمال رسولان 15 : 2. " پولس از در مخالفت با آنها درآمده و از آزادي تازه هدايت يافتگان دو گانه پرست در برابر فرمانهاي كليسا سخن گفت. آنگاه كه نزاع خاموش نشد, قرار شد كه پولس و برنابا به اورشليم رفته و عقيده رسولان و كشيشان آنجا را در اين باره جويا شوند. پس از آنكه به اورشليم رسيده و آنان را از مسئله آگاه ساختند, چند نفراز مسيحيان كه قبلا از فرقه فريسيان بودند, برخاسته, گفتند: "تمام غير يهودياني كه مسيحي شده اند بايد ختنه شوند و تمام آداب و رسوم يهود را نگاه دارند. اعمال رسولان 15 : 5" در جلسه اي ديگر و با حضور رسولان و كشيشان و پس از بحث هاي بسيار, پطرس برخاست و چنين گفت: "برادران, شما همه مي دانيد كه از مدتها پيش خدا مرا از ميان خودتان انتخاب كرد تا پيغام انجيل را به غير يهوديان برسانم تا ايشان آنرا بشنوند و ايمان آورند ... حال, چرا مي خواهيد از كار خدا ايراد بگيريد و باري روي دوش ديگران بگذاريد كه نه ما توانستيم حمل كنيم و نه اجداد ما. اعمال رسولان 15 : 7-11 " در ادامه پولس و برنابا, از معجزاتي كه خداوند در ميان غير يهوديان به عمل آورده بود, گفتند. پس از آن يعقوب (رئيس كليساي اورشليم) چنين گفت: "... بنابراين, عقيده من اين است كه نبايد در مورد غير يهودياني كه به سوي خدا بازمي گردند, اصرار كنيم كه قوانين يهودي را نگاه دارند. فقط بنويسيم كه گوشت حيواناتي را كه براي بتها قرباني شده اند, خون و حيوانات خفه شده را نخورند و زنا نيز نكنند. چون سالهاست كه روزهاي شنبه در هر شهر در كنيسه ها اين شريعت موسي موعظه شده است. اعمال رسولان 15 : 19-21 "
ويل دورانت در اين مورد مي گويد:
چند تن از شاگردان برجسته اورشليم، به شنيدن اينكه دو واعظ نامبرده گرويدگان مشرك را ميپذيرند بيآنكه اجراي ختنه را از آنها بخواهند، به انطاكيه آمده بودند تا «برادران را تعليم دهند كه اگر بر حسب آيين موسي مختون نشوند ممكن نيست كه نجات يابند.» براي يهوديان، ختنه بيش از آنكه رسمي مربوط به تندرستي باشد نمادي مقدس از پيمان خداوند با امتش بود. يهودي مسيحي شده از فكر پيمان شكني به وحشت ميافتاد. پولس و برناباس نيز به سهم خود ميدانستند كه اگر اين فرستادگان نظر خود را به كرسي بنشانند، هرگز عده قابل توجهي از غير يهوديان مسيحيت را نخواهند پذيرفت، و در اين صورت مسيحيت به حالت «ارتداد يهود» (به تعبير هاينريش هاينه) باقي ميماند و با گذشت يك قرن از ميان ميرود. به اورشليم آمدند (سال 50) و درباره اين مسئله با حواريون، كه تقريباً همگي هنوز عابدان مؤمن هيكل بودند، بحث كردند. يعقوب ميل نداشت تن در دهد، پطرس از هدف آن دو مبلغ دفاع كرد. سرانجام تصميم بر اين شد كه از مشركان نو آيين فقط خواسته شود دست از اعمال غير اخلاقي بردارند، و از گوشتهاي قرباني يا از گوشت حيوانات خفه كرده نخورند. ظاهراً بولس با وعده كمك مالي از وجوه انباشته كليساي انطاكيه به جماعت فقير شده اورشليم حصول توافق را آسان كرد. مع هذا، موضوع حياتيتر از آن بود كه به اين آساني حل شود. *
*تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد 3 ، قيصر و مسيح
این وبلاگ با هدف جمع آوری گفتگوهای پراکنده ای است که گاهگاهی بین مسلمانان و مسیحیان صورت میگیرد