نقش پولس در تحريف مسيحيت
سؤال 8
پولس كه بود؟ نقش او در تحريف دين عيسي (ع) چيست؟-2
مدت هشت سال در شهر زادگاهش از صحنه تاريخ به دور ماند؛ و شايد در آنجا دوباره تحت تأثير الاهيات رستگاري رازورانهاي قرار گرفت كه در ميان يونانيان رواج داشت. سپس برناباس براي ادارة كليساي انطاكيه از او ياري جست. با همكاري هم (43 – 44) آن قدر اشخاص را به كيش مسيح درآوردند كه عدة عيسويان انطاكيه بيش از همة شهرهاي ديگر شد. در اين شهر بود كه براي نخستين بار به كساني كه خود را «مؤمنين»، «شاگردان»، «برادران»، يا «قديسين»، ميناميدند، از سوي مشركان، شايد به طعنه نام كريستيانوي، يعني كساني كه پيرو مسيح يا «تدهين شده»اند، داده شد. همچنين در اينجا بود كه براي نخستين بار غير يهوديان به كيش نوين روي آوردند. بيشتر آنان «خداترسها» و بويژه زنهايي بودند كه قبلا يكتاپرستي، و تا حدي آيين، يهوديان را پذيرفته بودند.
گرويدگان انطاكيه به اندازة گرويدگان اورشليم فقير نبودند. اقليت مهمي از آنان به طبقه بازرگانان تعلق داشتند. با شور و شوق يك جنبش جوان و پويا صندوقي براي ترويج «بشارت» به وجود آوردند. شيوخ كليسا برناباس و پولس را تقديس و تبرك كردند و روانة مأموريتي كردند كه تاريخ، با كاستن نابجاي سهم برناباس، آن را «نخستين سفر تبليغي پولس رسول» مينامد (45 – 47). اين دو به قصد قبرس سوار كشتي شدند و كاميابيهاي دلگرم كنندهاي در ميان يهوديان اين جزيره به دست آوردند. از پافوس كشتي ديگري براي رفتن به پرگا، واقع در پامفوليا، گرفتند. سپس از راههاي پرخطر كوهستاني به انطاكيه در پيسيديا رسيدند. كنيسه در آنجا از روي نزاكت به سخنان آنان گوش داد، ولي موقعي كه شروع به موعظه غير يهوديان كردند، يهوديان راسخ العقيده كارمندان شهرداري را بر آن داشتند كه مبلغان را از شهر بيرون كنند. دشواريهاي مشابهي در ايكونيوم نيز پيش آمد. در لوسترا بولس را سنگسار و از شهر بيرون كردند و به حساب آنكه مرده است رهايش كردند. بولس و برناباس همچنان «سرشار از شادي روح القدس» «بشارت» را به «دربه» بردند، سپس از همان راه به پرگا بازگشتند و به قصد انطاكية سوريه سوار كشتي شدند. در اينجا بود كه اين دو تن خود را با حادترين مسئلة تاريخ مسيحيت رو به رو ديدند.(1)
پولس در اين زمان با تحريف دين مسيح و شريعت آن با و با بيان اين نكته كه براي مسيحي شدن نياز به ختنه شدن نيست و همچنين تبليغ در ميان مسيحيان براي دين نو ساخته خود طرفداران زيادي پيدا مي كند و با تهديد و تطميع حواريون از آنان براي عمال و گفتار خود مجوز مي گيرد
(1) تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد 3 ، قيصر و مسيح
این وبلاگ با هدف جمع آوری گفتگوهای پراکنده ای است که گاهگاهی بین مسلمانان و مسیحیان صورت میگیرد