دكتر محمد (گرى) لگنهاوزن در سال (1953م) در يك خانواده مذهبى (كاتوليك) در شهر نيويورك متولد شد و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان كاتوليك گذراند. وى در دانشگاه ايالت نيويورك و پس از آن، در دانشگاه رايس، در رشته فلسفه به تحصيل پرداخت و موفق به اخذ مدرك دكترا شد. او هنگام تدريس در دانشگاه تگزاس جنوبى با دانشجويان مسلمان آشنا شد و بعد از تحقيق درباره اسلام، كه تقريباً سه سال به طول انجاميد، به آيين اسلام و مذهب تشيع گرويد و انجمن دانشجويان مسلمان را در آن دانشگاه تشكيل داد.
وى درباره اسلام چنين مى گويد: ببينيد وقتى من به اسلام و تشيع نگاه كردم اين طور نبود كه پاسخ تمامى سؤالاتم را در آنجا پيدا كردم. آن چيزى كه در اسلام بيش‏تر از همه براى من جاذبه داشت، اين بود كه چقدر اين دين از اين نوع سؤالاتى كه من در ذهن داشتم، استقبال مى‏كرد. من به راحتى مى‏توانستم افراد ديگرى را در اين دين بيابم كه با اين مسائل درگير بودند و تحقيقاتشان در راستاى پاسخ به همين سؤالات بود. اين ويژگى يك احساس برادرى در من ايجاد مى‏كرد. من در اسلام با اين مسئله روبرو نشدم كه كسى بگويد اشكال شما اين و جوابش هم اين است. اصلاً اين طور نبود. براى مثال من سؤال مى‏كردم كه از عدالت چه مى‏فهميد؟ بعضى از مسلمانان مى‏گفتند: در روايت داريم كه امام على‏(ع) فرمودند: «عدالت بدان معناست كه هر چيزى در جاى خودش باشد» من سؤال مى‏كردم كه خوب اين جمله يعنى چه؟ اصلاً جاى هر چيز كجاست؟ و.... آنها پاسخ مى‏دادند كه ما هم مى‏خواهيم بفهميم كه اين حديث به چه معنايى است؟ و چه ايده‏اى را مى‏توان از آن استخراج كرد. من فكر كردم كه اين روش تحقيقى خيلى خوبى است. يك نوع چارچوب كلى وجود دارد و محقيقين به دنبال پركردن اين چارچوب هستند. آن چيزى كه براى من در اسلام جاذبه داشت، آن بود كه دعوت به تحقيقات بيش‏تر در تعاليم اين دين وجود داشت و در اين راه جواب آماده و حاضرى از قبل وجود نداشت. در مورد دين مسيحى، تجربه من اين بود كه چنين حالتى وجود نداشت و مسيحيت به سؤال‏ها اصلاً جهت نمى‏داد. آن‏هايى كه سنتى بودند مى‏گفتند كه جواب اين سؤال‏ها داده شده و اين پاسخ‏ها خيلى مشخص و روشن است. اما وقتى كه با بچه‏هاى مسلمان بحث مى‏كردم، مى‏ديدم كه اين‏جا يك جهتى وجود دارد. آنها با بررسى روايات جهت پيدا مى‏كردند و به همين جهت مى‏ديدم كه با بررسى بيش‏تر مسائل به پاسخ‏هاى روشن‏ترى مى‏رسند.


http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/legenhausen.htm