محاكمه مسيح (ع)
يكي از مهمترين و اساسي ترين آموزه ها و اعتقادات مسيحيان عصر حاضر مسئله فدا مي باشد . كه اشكالات فراواني بر آن متصور است. ما در اين سلسله مباحث در پي آن هستيم تا ضمن مطرح كردن اين آموزه به بيان اشكالات وارد بر آن بپردازيم. جا دارد دوستان مسلمان و مسيحي با استفاده از عقل سليم و به دور از هر گونه تعصب به بيان نظرات ، آراء و انديشه هاي خود در اين خصوص بپردازند. قسمت دهم اين بحث در اينجا مطرح مي شود:
محاكمه مسيح (ع)-1
از ديگر مواردي كه در اناجيل ذكر شده دو محاكمه براي عيسي مي باشد البته در لوقا سه محاكمه ذكر شده كه سومي نزد هريدوس بوده است.
اولين محاكمه نزد كهنه بوده و دومي نزد والي بيلاطوس بوده است
از محاكمه اول كه در همه اناجيل چهارگانه آمده است شروع مي كنيم.
1- متي
در اين انجيل قضيه محاكمه عيسي نزد رئيس كهنه وقضيه انكار پطرس نقل شده است.
2- مرقس
در مرقس هم همين داستان نقل شده است
3- لوقا
همين داستان نقل شده است
4- يوحنا
در اين انجيل قضيه با مقداري تغيير ذكر شده است
اگر دقت كني در نص اين اناجيل بوضوح اختلاف بين آنها را مشاهده مي كني و مي فهمي كه اينها نمي تواند وحي الهي باشد
اما اختلافات به اين صورت است:
1- در متي و مرقس محاكمه را در شب ذكر كرده اند در حالي كه لوقا محاكمه را در صبح روز بعد مي داند اما در يوحنا چيز متفاوتي نقل شده و آن اينكه عيسي را اول پيش حنان برده اند و بعد حنان او را نزد كهنه فرستاده است.
2- سوالاتي كه رئيس كهنه از مسيح پرسيد و جوابهائي كه مسيح به آنها داد در اناجيل مختلف متفاوت است مخصوصا در انجيل يوحنا.
3- مشكل ديگري كه در نص است انكار كردن مسيح توسط پطرس است كه در هر انجيل متفاوت ذكر شده است
در متي آمده كه سه سوالي كه از پطرس شد توسط كنيز سوال شد در حالي كه پطرس در بيرون خانه نشسته بود.
سوال دوم را كنيز ديگري پرسيد و پطرس در دهليز بود
سوال سوم را مردمي كه آنجا ايستاده بودند پرسيدند
اما در انجيل مرقس آمده
سوال اول توسط كنيز در حياط پائيني خانه پرسيده شد
سوال دوم را همان كنيز در خارج از دهليز پرسيد
و سوال سوم را حاضرين پرسيدند
اما در لوقا آمده است كه :
سوال اول را كنيز در كنار آتش پرسيد
سوال دوم را مردي پرسيد
و سوال سوم را مرد ديگري پرسيد
در يوحنا هم آمده كه :
سوال اول را دختركي كه نگهبان بود پرسيد
و سوال دوم را حاضرين كنار آتش پرسيدند
و سوال سوم را يكي از خادمان رئيس كهنه پرسيد و اين مرد از نزديكان آن مردي بود كه پطرس گوشش را قطع كرد
اصولا قصه انكار پطرس بعيد به نظر مي رسد چرا كه پطرس از كساني بود كه همواره همراه عيسي بود و هنگام دستگيري عيسي دست به شمشير برد و گوش يكي از مهاجمان را قطع كرد و بعد پا به فرار گذاشت و مهاجمان هم او را خوب مي شناختند حال چگونه ممكن است بعد از اينكار دوباره به محل زندان عيسي بر گردد و آزادانه بين مردم بگردد و آنها او را دستگير نكنند اينكار پطرس بازي كردن با زندگي اش است.
جهت ارسال نظرات خصوصي يا ارتباط يشتر با نويسنده مي توانيد مطالب خود را به آدرس
ارسال نموده يا
را در ياهو مسنجر addنماييد.
با عضويت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شويد.
با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتواي وبلاگ ياري فرماييد
این وبلاگ با هدف جمع آوری گفتگوهای پراکنده ای است که گاهگاهی بین مسلمانان و مسیحیان صورت میگیرد