يكي از مهمترين و اساسي ترين آموزه ها و اعتقادات مسيحيان عصر حاضر مسئله فدا مي باشد . كه اشكالات فراواني بر آن متصور است. ما در اين سلسله مباحث در پي آن هستيم تا ضمن مطرح كردن اين آموزه به بيان اشكالات وارد بر آن بپردازيم. جا دارد دوستان مسلمان و مسيحي با استفاده از عقل سليم و به دور از هر گونه تعصب به بيان نظرات ، آراء و انديشه هاي خود در اين خصوص بپردازند. قسمت هشتم  اين بحث در اينجا مطرح مي شود:

حال به بعضي از تناقضاتي كه بين اين نصوص وجود دارد اشاره مي كنيم:

 

1- تعداد زنان : 

 

 متي:

 آنها را دو نفر مي داند.

 

مرقس:

 سه نفر را ذكر مي كند .

 

لوقا :

تعداد آنها را بيشتر از اين مي داند بعلاوه اينكه مي گويد همراه زنان عده ديگري هم بودند .

 

        اما يوحنا:

        فقط مريم مجدليه را ذكر مي نمايد.

 

2- سنگ قبر و ملائكه :

 

متي:

 ذكر ميكند كه سنگ را يك ملك برداشت و بهمراه آن زلزله بزرگي هم اتفاق افتاد و بعد از آن زنان رسيدند و ملك بر همان سنگ در خارج از قبر نشسته بود .

 

 مرقس:

 مي گويد زنان وقتي به قبر رسيدند ديدند كه قبلا سنگ برداشته شده بود و مطلبي هم از آن زلزله بزرگ نقل نمي كند و ملك هم در داخل قبر نشسته بودند نه خارج از آن.

 

لوقا:

 هم كنده شدن سنگ را قبل از آمدن زنان نقل كرده است لكن بر خلاف آن دو انجيل سابق حرفي از ملائكه نزده است و بعد از حيرت زنان ملائكه را نقل مي نمايد ولي آن ملائكه نه داخل قبر و نه خارج آن ننشسته بودند.

 

يوحنا:

 اينطور نقل كرده  كه مريم مجدليه وقتي نزد قبر آمد ديد كه سنگ قبلا كنده شده ولي اثري از ملائكه نيست او نزد پطرس و يوحنا دويد و آندو آمدند و اثري ازمسيح و ملائكه نديدند و بعد از اينكه رفتند مريم دو ملك را ديد كه يكي نزد سر و ديگري نزد پا نشسته بودند !!

 

حال نمي دانيم كه بايد كداميك از اين اقوال را باور كنيم اگر به تفاسير عهد جديد مراجعه كنيد مي بينيد كه آنها هم درباره اين تناقضات با هم مباحث بي نتيجه اي دارند.

 

البته  اخيرا به اين نتيجه رسيده اند كه :

" در حقيقت هيچ چشم بشري رستاخيز مسيح را نديده است لذا اين امر براي ما معلوم نيست اما براهيني كه دلالت بر اين امر دارند زياد هستند ...... اما اخبار مختصري كه از اين قضيه به ما رسيده است بحسب ظاهر با هم اختلافاتي دارند كه برخي از اين اختلافات ناشي از متفاوت بودن زمان نويسندگان كتاب مقدس است و بعضي ديگر بخاطر اين است كه هر يك از نگارندگان قصد و غرض خودش را در كتابش دنبال مي كرده و از منظر خاص خود به قضيه مي نگريسته و بيشتر اين اختلافات بخاطر جهل نويسندگان به حوادث زيادي است كه در آن زمان رخ داده است "

 

اما نكته ديگر اينست كه مسيح به شاگردانش گفته بود كه او را به صليب مي كشند و  مي ميرد و دفن مي شود و بعد از سه روز و سه شب رستاخيز مي يابد ولي حقيقت آنست كه مسيح فقط دو شب  و يك روز در قبر نبود چرا كه دفنش عصر روز شنبه بوده و رستاخيزش قبل از طلوع  آفتاب روز يكشنبه بوده است.

بعلاوه يوحنا مي گويد:

 كه شاگردان نمي دانستند كه مسيح بعد از سه روز رستاخيز خواهد كرد،                                يعني مسيح به آنها اين مطلب را  نگفته بود.

 بهمين خاطر است كه طبق كلام لوقا :

آنها كلام آن زن را تصديق نكردند و آنرا هذيان پنداشتند.

 همچنين يوحنا از قول پطرس و يوحنا ذكر ميكند كه:

 آنها اين مطلب را نمي دانستند.

لذا يا بايد آن اخباري كه از قول مسيح نقل شده كه او پيشگوئي كرد كه او را بصليب مي زنند و مي ميرد و بعد از سه روز دوباره زنده مي شود ، دروغ و باطل باشد.

( كما اينكه همينطور هم هست )

 

ويا بايد بگوئيم :

 

آنچه كه يوحنا در كتابش ذكر كرده كه شاگردان از اين مطلب بي اطلاع بودند ، دروغ و باطل است.

 

بهمين مقدار در رد اين مطلب بسنده مي كنيم.