به صليب كشيده شدن عيسي(ع)
.

يكي از مهمترين و اساسي ترين آموزه ها و اعتقادات مسيحيان عصر حاضر مسئله فدا مي باشد . كه اشكالات فراواني بر آن متصور است. ما در اين سلسله مباحث در پي آن هستيم تا ضمن مطرح كردن اين آموزه به بيان اشكالات وارد بر آن بپردازيم. جا دارد دوستان مسلمان و مسيحي با استفاده از عقل سليم و به دور از هر گونه تعصب به بيان نظرات ، آراء و انديشه هاي خود در اين خصوص بپردازند. قسمت ششم اين بحث در اينجا مطرح مي شود:
در اين بحث به بيان اشكالات وارد بر مسئله فدا مي پردازيم:
اشكال پنجم
به صليب كشيده شدن عيسي (ع)
قضيه به صليب كشيده شدن عيسي از ديگر مسائلي است كه علماء كتاب مقدس و مفسرين آنرا به چالش كشانده است:
صليب را خود حضرت حمل كردند يا ديگري؟
اناجيل چهارگانه در نقل جزئيات اين قضيه اختلاقات بسياري دارند:
در اناجيل سه گانه اول آمده است كه صليب را شخصي بنام شمعون قيرواني حمل كرد در حالي كه در يوحنا آمده است كه صليب را خود عيسي حمل نمود.
سركه يا شراب تلخ؟
نوشيدنيي را كه به حضرت عيسي(ع) دادند:
در متي آمده كه به او سركه ممزوج دادند تا بنوشد و مسيح آنرا چشيد اما نخورد.
اما در مرقس آمده كه شراب تلخي را به او دادند و عيسي نه آنرا چشيد و نه خورد.
در لوقا آمده است كه براي او فقط سركه آوردند.
در يوحنا آمده كه حضرت عيسي مسيح(ع) از آنها آب طلب كرد و به آنها گفت كه من تشنه ام و در آنجا هم ظرفي از سركه بود اسفنجي را از آن تر كردند و در دهان حضرت عيسي(ع) ريختند و وقتي حضرت عيسي (ع) آنرا چشيد فرمود : همه چيز تمام شد.
ساعت به صليب كشيده شدن :
همچنين درباره ساعت به صليب كشيده شدن حضرت عيسي (ع) در اناجيل اختلاف نظر وجود دارد:
در مرقس و لوقا آمده كه به صليب كشيده شدن در ساعت سوم بوده است در حالي كه در يوحنا آمده كه در ساعت ششم بوده است.
دونفري كه همراه با حضرت عيسي مسيح (ع) به صليب كشيده شدند:
همچنين قصه دو نفري كه با عيسي به صليب رفتند در متي و مرقس آمده كه اين دو نفرعيسي (ع) را مسخره مي كردند اما در لوقا آمده كه يك نفر از آنها عيسي را مسخره مي كرد و نفر دومي او را از اين كار نهي مي نمود و به همين خاطر عيسي(ع) به او گفت تو امروز با من در فردوس هستي اما در يوحنا هيچ صحبتي بين آن دو دزد با عيسي(ع) مطرح نشده است.
فرياد حضرت عيسي (ع) بر روي صليب :
اما مشكل بزرگي كه در قضيه صليب و مرگ عيسي وجود دارد مساله فرياد عيسي( ع) بر روي صليب است در متي آمده كه مسيح(ع) نزديك ساعت سوم با صداي بلندي فرياد كشيد و گفت : خداي من خداي من چرا مرا ترك كردي؟
همين را مرقس نقل نموده است اما لوقا اين مطلب را رد مي كند و عقيده دارد عيسي از مرگ استقبال مي نمود و مي گفت:
پدر روحم را در دستان تو به امانت مي گذارم.
اما يوحنا چيزي از اين فرياد را نقل نميكند و فقط مي گويد كه عيسي(ع) وقتي كه سركه را خورد گفت : همه چيز تمام شد " سپس سرش را پائين آورد و روحش را تسليم كرد.
عجيب آنست كه مسيح به آن دزد بشارت بهشت را بهمراه خود مي دهد و يقين دارد كه به بهشت مي رود ولي باز هم جزع و فزع مي كند و خدا را معاتبه مي كند بخاطر اينكه او را از دار فنا بدار بقاء انتقال مي دهد!!!
اگر كسي بداند كه به بهشت مي رود كه نبايد اينكارها را بكند
چرا آن دزد اين چيزها را بزبان نياورد ؟
مسيح كه پيامبر خدا است از آن دزد هم كمتر بود؟
شايد بهمين خاطر باشد كه يوحنا كه انجيلش را بعد از اناجيل قبلي نوشته است اين مطالب را از انجيلش حذف كرده چرا كه اين مطالب شايسته عيسي نيست.
مطالب بسيار زياد ديگري هم هست كه در اين اناجيل درباره صليب كشيده شدن عيسي وجود دارد كه همه نشان دهنده آنست كه اين اناجيل كتب تاريخي هستند نه الهام و وحي خدا چرا كه آنچه كه واقعا اتفاق افتاده و خدا آنرا مي داند، كه به چند صورت متفاوت نيست، بلكه حتما به يك صورت است:
در بالاي سر حضرت عيسي (ع) چه نوشته بود؟
متي مي گويد در بالاي سر او نوشته اي را نصب كردند كه روي آن نوشته بود :
" اين عيسي پادشاه يهود است "
مرقس مي گويد :
بر آن نوشته بود " پادشاه يهود "
لوقا مي گويد :
نوشته شده بود " اين همان پادشاه يهود است "
يوحنا مي گويد :
نوشته شده بود " عيسي ناصري پادشاه يهود "
اناجيلي كه حتي در چند كلمه ساده هم با هم اختلاف دارند را آيا مي توان الهام و وحي الهي ناميد ؟
جهت ارسال نظرات خصوصي يا ارتباط يشتر با نويسنده مي توانيد مطالب خود را به آدرس
ارسال نموده يا
را در ياهو مسنجر addنماييد.
با عضويت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شويد.
با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتواي وبلاگ ياري فرماييد.
















